|
انجمن ایرانشناسی کهن دژ
|
||
|
ایران سرفراز نامت بلند باد |
بيانيه دوسازمان مردم نهاد در خصوص ادعاي تازه کشور هاي عربي
دو تشکل غير دولتي ديدهبان خليج فارس و ديدهبان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران با صدور بيانيه اي به مناسبت دهم ارديبهشت ماه روز ملي خليج فارس ضمن اشاره به گستاخي دولتهاي عربي که پيش از آغاز بازيهاي همبستگي کشورهاي اسلامي رسماً از دولت ايران خواسته اند تا نام چند هزار سالهي اين خليج را به ميل آنان تغيير دهد اين چنين ادامه داده اند که : "ما، ديدهبان خليج فارس – به نمايندگي شماري از احزاب ايران – و ديدهبان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران – به نمايندگي شماري از سازمانهاي مردمنهاد – ضمن درخواست از دولت جمهوري اسلامي ايران براي نشان دادن واکنشي شايسته و در خور در برابر چنين گستاخيهايي به ملّت ايران، از همهي نامزدهاي انتخابات رياستجمهوري خواهانيم مواضع خود را دربارهي چگونگي پاسداري از منافع ملي، بهويژه مورد يادشده، آشکارا بيان کنند"
انجمن ايران شناسي کهن دژ نيز ضمن سپاس از اين بزرگواران
مخالفت خود را با اين ادعاي واهي اعلام مي دارد
بيانيه اتحاديه انجمنهاي علمي دانشجويان باستانشناسي دانشگاه هاي کشور
دربارة تخريب ميراث فرهنگي در خوزستان
اتحاديه انجمنهاي علمي دانشجويان باستانشناسي دانشگاه هاي کشور با صدو بيانيه اي ضمن اشاره به آسيبهاي جبرانناپذيري که استمرار آنها مي تواند علاوه بر تخريب چهرة فرهنگ , تاريخ و معنويت کشور منجر به خدشهدار شدن اعتماد عمومي نسبت به مديريتِ کلان ميراث فرهنگي کشور گردد و لزوم پاسخگو بودن ايشان با بر شمردن موارد گوناگوني که در اين استان رخ داده است خواستار توجه نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي (خصوصاً نمايندگان محترم استان خوزستان) براي رسيدگي به آنها شده و در پايان ابراز اميدواري نموده اند که مسئولان آگاه و دلسوز که اهميت و ارزش ميراث فرهنگي کشور را دانسته و خود را متعهد به حفظ آنها مي بينند ، ضمن جلوگيري از تکرار چنين اقدامات ضد فرهنگي ، حسن نيت خود را به عنوان پاسداران واقعي ميراث ملي به ملت بزرگ ايران نشان دهند.
ادامهي تلاش براي نجات ميراث اصفهان
در گفتگو ي عليرضا روحاني، سخنگوي ائتلاف ملي حاميان ميراث اصفهان با دويچهوله در رابطه با ادامهي فعاليتها اعتراضي با اين طرح
دويچه وله: آقاي روحاني، پروژهي متروي اصفهان الان در چه مرحلهاي قرار دارد
عليرضا روحاني: پروژهي متروي اصفهان تقريبا فعاليتش کند شده، البته نه اينکه بخواهيم بگوييم فعاليتش متوقف شده است. متاسفانه پروژه همچنان به فعاليت خودش ادامه ميدهد، و ما شاهد آن بوديم که ده ـ پانزده روز پيش بخش ديگري از درختان چهارباغ بالا براي احداث ايستگاه سي و سه پل قطع شد. از طرف ديگر، هفتهي گذشته دو نامه از طرف شاکيان پرونده به دو نفر از مقامات قضايي و اجرايي صادر شد. يک نامه از طرف «ائتلاف ملي حاميان ميراث اصفهان» که متشکل از ۱۶ تشکل غير دولتي است به استاندار اصفهان، به عنوان بالاترين مقام اجرايي در استان، صادر شد و از ايشان خواسته شد که جلوي قانونشکني مسئولين درگير در پروژهي مترو گرفته بشود و مصوبات شوراي عالي ترافيک در سالهاي ۸۱ و ۸۵ و نيز دستور قضايي اجرا شود. در عين حال نامهاي هم به دادستان اصفهان فرستاده شد که باز در آن نامه تقاضا شده بود که با توجه به مادهي ۴۲ قانون آيين دادرسي کيفري براي تمام مديران و مسئولاني که در مسئلهي وارد شدن متروي اصفهان به بافت تاريخي اين شهر و خيابان چهارباغ نقشي دارند، دستور تعقيب قضاييشان داده شود.
آيا از نظر بينالمللي هم اعتراضي صورت گرفته است
ابعاد اعتراضهاي مردمياي که صورت گرفت فراتر از شهر اصفهان رفت، و عليرغم ميل برخي از مسئولين که ترجيح ميدادند يونسکو در جريان اين مسئله قرار نگيرد، يونسکو در جريان اين مسئله قرار گرفت و هفتهي گذشته از مسئولين جمهوري اسلامي در اين مورد پاسخ خواست و البته هنوز پاسخ خاصي، حداقل در رسانهها، منتشر نشده است.
فکر ميکنيد فشار يونسکو باعث شد که اجراي پروژه کند شود
به هر حال بيتأثير نيست. يکي از اهرمهاي فشاري که شايد در پروژهي برج جهاننماي اصفهان توانست مسئولين را تا حدودي متقاعد بکند و ميدان نقش جهان را از قرار گرفتن در خطر نجات دهد، در کنار اعتراضهاي مردمي داخل کشور، فشارهاي جهاني و يونسکو بود. اين مسئله ميتواند اهرم فشاري باشد براي اينکه از بعد بينالمللي هم نشان ميدهد که متأسفانه بعضي از مديران ما منافع شخصي يا موقت خود را بر منافع ملي ارجح ميدانند. اين مسئله وجههي کشور در بعد جهاني را تحتالشعاع خود قرار داده و اين ميتواند اهرم فشاري باشد براي جلوگيري از تخريب بيشتر
از نظر داخلي چي؟ معترضان به اين طرح چه برنامهاي براي آينده دارند
ما به عنوان «ائتلاف ملي حاميان ميراث اصفهان» نامهاي را تنظيم کردهايم به برخي از مقامات کشور که اميدوارم در پنج ـ شش روز آينده اين دو نامه منتشر شود. ما همچنان فعاليتهاي خودمان را ادامه ميدهيم، پيگيريهاي قضايي همچنان ادامه دارد. در همين هفته مجددا بحث قضايي را پيگيري خواهيم کرد. نامههايي که به مسئولين نوشته شده و جلسات و رايزنيها ادامه خواهد داشت که اميدواريم نتيجهبخش باشد و از تخريب بيشتر اصفهان که به قول معروف «سرمهي چشم جهان» است جلوگيري شود
فکر ميکنيد اين فعاليتها نتيجه بدهد
ما اميدوار هستيم. چون فعاليتهايمان را به دور از هر گونه مسايل حاشيهاي يا سياسي، در قالب کاملا کارشناسانه و علمي پيش ميبريم. با توجه به اينکه بسياري از مسئولين اجرايي و قضايي کشور هم بر اين باور هستند که اين پروژه، پروژهاي توجيهناپذير است و دستاوردهاي منفياش خيلي بيشتر از دستاوردهاي مثبتش است، اميدوار هستيم که بتوانيم نتيجهي مطلوب را بگيريم
توضيح اينکه : انجمن کهن دژ نيز افتخار عضويت در شوراي ملي حاميان صفهان را دارد
« دفتر مردم داري انجمن ايران شناسي کهن دژ »
برگزاري همايش شاهنامه خوني در اهواز
به گفته محمد بخشي عضو کانون آذرخش بختياري براي نخستين بار و با ارائه مجوز قانوني از سوي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي استان خوزستان، همايش شاهنامهخواني در 24 آبان ماه از سوي اين کانون در سالن سازمان آب و برق خوزستان برگزار ميشود و در اين همايش شاهنامهخواناني از سراسر کشور حضور دارند.وي افزود: دکتر اردشير صالحپور به عنوان سخنران و فهيمه باروتي به عنوان نقال حضور دارند و کوروش اسدپور به شاهنامهخواني و نورالله مومننژاد و علي حافظي به نوازندگي ميپردازند.
بخشي زمان اجراي اين همايش را ساعت 17 روز جمعه هفته جاري اعلام کرد و گفت: علاقمندان ميتوانند بليت اين همايش را از کتابفروشيهاي رشد و جعفري و برخي فروشگاههاي سطح شهر تهيه کنند.
شايان ذکر است سالهاي گذشته نيز همايشهاي شاهنامهخواني در سطح استان برگزار ميشد اما اين براي نخستين بار است که براي اين همايش مجوز قانوني برگزار ميشود.
برگزاری همايش "شاهنامه از استوره تا تاريخ"
همايش "شاهنامه از استوره تا تاريخ" به همت انجمن فرهنگي بيستون و انجمن علمي تاريخ دانشگاه تربيت معلم سه شنبه 14 آبان در دانشگاه تربيت معلم (واحد تهران) برگزار شد و در اين برنامه استاداني چون: دکتر مير جلال الدين کزازي ، استاد فريدون جنيدي سخنان ارزشمندي را ارئه نمودند و در ادامه هم نوازي سنتور و دف بوسيله ي گروه جوان سال خرمي ، روايتگري شاهنامه بوسيله ي خانم فاطمه غلامي و چند سخنراني ديگر انجام گرفت و با پخش سرود تصويري "اي ايران" به پايان رسيد ،هنگام پخش تصاويري از ايران اشک در چشمان حاضرين از جمله استاد فريدون جنيدي حلقه زده بود.
« انجمن ايران شناسي کهن دژ برگزاري اين برنامه را به هموندان انجمن فرهنگي بيستون و انجمن علمي تاريخ دانشگاه تربيت معلم شاد باش مي گويد »


سخنگوي انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تاريانا گفت:
اظهارات رييس پژوهشکده باستان شناسي کشور بي اساس است
اهواز چهار هزار سال تاريخ دارد
چرا سازمان ميراث فرهنگي اصل پرونده ثبتي هرمز اردشير را منتشر نمي کند
سخنگوي انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تاريانا خوزستان به اظهارات حسن فاضلي نشلي رييس پژوهشکده باستان شناسي کشور که به منظور بازديد از کاوش باستان شناسان در ميدان دروازه به اهواز آمده بود واکنش نشان داد.
مجتبي گهستوني گفت: فاضلي نشلي در حالي از انجام کاوش در منطقه دروازه براي يافتن بقاياي شهر تاريخي هرمز اردشير طي 2 ماهه گذشته سخن مي گويد ، که انجام اين کاوش ها از 20 روزگذشته آغاز شده است.
پيمايش غار" پراو" و نصب نماد ملي فروهر در روز کورش بزرگ
گروه پيشرو غارنوردي جوانان ايراني در آستانه روز هفتم آبان، روز کورش بزرگ، روز ملي ايران ، موفق به پيمايش غار« پراو» در استان کرمانشاهان شدند.
در آستانه روز کورش بزرگ و به ياد اين ابرمرد تاريخ ايران و پيام جاودانه اش ، مهرداد حاجي هاشمي از اصفهان ، يوسف سوري نيا از کرمانشاه و آيت پور غلامي از رشت ، به عنوان گروه پيشرو غار نوردي و سنگ نوردي جوانان ايراني ، پس از پيمايش 1454 متر درطول غار و پايين رفتن در عمق 5/ 752 متري غار « پراو» و گذشتن از تالار هاي متعدد اين غار ازجمله تالار « فردوسي » و تالار « کورش بزرگ » ، موفق شدند تا به ياد کورش بزرگ « نماد ملي فروهر» را که به صورت پرس لامينيت تهيه شده بود بر ديواره حوضچه انتهايي غار نصب کنند.
غار پَراو ( = پر آب ) در حدود دوازده کيلومتري شمال شرقي کرمانشاه ، در نزديکي روستاي « چالابه » بر بلنداي 3050 متري کوه « پراو » بلند ترين قله استان کرمانشاهان ( با ارتفاع 3357 متر از سطح دريا ) و در کنار ميدان جنوبي قله کوه " پراو" از رشته کوه زاگرس قرار دارد. غار پراو يکي از عميق ترين غارهاي ايران و جهان به شمار مي رود که پيش تر با عنوان « اورست غارهاي جهان » شناخته مي شد.
گفتني است غار " پراو" با درجه سختي پيمايش 5د از دشوارگذر ترين غارهاي جهان به شمار مي رود و تاکنون سه نفر از جوانان برومند ايراني با نام هاي سعيد اميني ( سال 76 ) ، امير احمدي و ويکتوريا کياني راد ( سال 81 ) در هنگام پيمايش اين غار جان خود را از دست داده اند؛ اما خوشبختانه غار پيمايي اين گروه اخير از جوانان ايراني با موفقيت و افتخار به پايان رسيد.

دوگزارش ازسفر گروهي از هموطنانان بختياري به مرودشت و برخورد با آنها :
به هم زدن کاروان بختياري ها در تخت جمشيد
گزارشي از بزرگداشت کوروش بزرگ در پاسارگاد...
کوروش ببين که در وطن خويش غريب افتاده ايم
ميلاد دهقان:
گرامي داشت روز کورش در اصفهان
29 اکتبر سال 539 پيش از ميلاد روز تولد تاريخ ايران بزرگ است . چون از يک ديدگاه ، هنگامي که کورش از دروازه هاي شهر بابل وارد آن شهر شد و مردم مقدم او را گلباران کردند و از او به خوبي استقبال کردند و او منشور خود را در آنجا صادر نمود ، از همانجا تاريخ ايران شروع مي شود. هخامنشيان تا زماني که بابل را در اختيار داشتند پايدار ماندند و هنگامي که در حدود 210 سال بعد بابل را از دست دادند ، دولت هخامنشي هم از کار افتاد.
دکتر اصغر محمود آبادي، استاد تاريخ دانشگاه اصفهان در نشستي که به مناسبت هفتم آبان ماه ، روز کورش بزرگ ، روز ملي ايران، در اصفهان برگزار شد با بيان اين مطلب در ادامه سخنانش به بررسي منابع تاريخ ايران در دوران هخامنشي پرداخت و با نگاهي به نقش ايرانيان در آغاز تاريخ نگاري يونانيان ، ضمن بررسي جايگاه پادشاهي در باورهاي ايرانيان ، رويدادهاي دوران شاهنشاهي کورش بزرگ را تحليل نمود.
انجمن باستانشناسان جوان ايران
ساخت هتل در عرصه شهر باستاني شوش اشتباه است
انجمن باستانشناسان جوان ايران، در بيان نامه اي ضمن ابراز نگراني شديد از رخدادهايي که در هفتهها و ماههاي اخير، ميراث فرهنگي و معنوي ميهنمان را در چنبره خود گرفته و يکي پس از ديگري به نابودي ميکشد ، از هم ميهنان خواستار شده است تا با هوشياري به دفاع از هستي فرهنگي و معنوي خود بپردازند. اين انجمن در ادامه اين بيان نامه به تشريح يکي از مهم ترين اين وقايع يعني صدرور مجوز هتلسازي در چشمانداز فرهنگي مجموعه باستاني شوش پرداخته و لزوم پيشگيري از آن را به آگاهي ملت بزرگ ايران رسانده است:
1- در ماهها و هفتههاي اخير که شاهد انتشار اخبار ناگواري دربارة تخريب يادمانها و محوطههايي همچون مسجد گلشن (خراسان)، مدرسه چهارباغ (اصفهان)، شهر هرمزاردشير (اهواز)، شهر تاريخي-اسلامي سيراف، مجموعه جهاني نقش رستم (فارس)، کتيبه هخامنشي خارک و... هستيم، مصاحبه معاون محترم سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري (آقاي فريبرز دولت آبادي، مورخه 22/7/1387) با خبرگزاري ايسنا و در پي آن بيانيه رييس پژوهشکده باستانشناسي (آقاي حسن فاضلي نشلي) درباره بلامانع بودن ساخت هتل و مخدوش کردن حريم فرهنگي مجموعة باستاني شوش خبري تکاندهنده و غيره منتظره است که بيشک در تاريخ تشکيلات ميراث فرهنگي ايران طي چهار دهة اخير بيسابقه بوده اس
2- شوش يکي از مهمترين محوطههاي تاريخ بشري است که قريب هفت هزار سال تداوم سکونت داشته و وجود دو پايتخت دنياي باستان (يعني تمدن عيلامي و امپراتوري هخامنشي) در کنار آثار و يادمانهايي از دورههاي اشکاني، ساساني و اسلامي اعتباري جهاني به آن بخشيده است. جاي بسي تاسف است که مسوولان محترم سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به عوض آنکه روند ثبت جهاني اين مجموعه کهن بشري که در حافظه جهاني جايگاهي ويژه دارد را تسريع کنند، در اقدامي غيرقابل توجيه و غيرکارشناسانه درصدد ايجاد موانعي در راه جهاني شدن آن بر آمدهاند.
3- هتل بينالمللي لالة شوش در 200 متري هستة اصلي تپههاي باستاني شوش قرار دارد و در جنوب آن کارگاههاي پخت سفال از سدههاي نخستين اسلامي ديده ميشود. همچنين در شمال شرق آن معبد معروف «آيهدانه» از دورة هخامنشي وجود دارد که در سدة گذشته توسط باستانشناسان فرانسوي مورد کاوش قرار گرفته است. در جنوب شرقي آن نيز امامزاده و گورستان معروف امامزاده عباس قرار دارد که از زمان کنت لفتوس در سال 1850 م وجود آنها گزارش شده است. افزون بر آن، در ديوارة محدوده خاکبرداري شده براي ساخت اين هتل آثار مشخصي از خمرههاي تدفيني دورة ساساني و اشکاني و لايههاي باستاني وجود دارد که تصاوير آنها هم در رسانهها انتشار يافته است. هتل ديگر هم که مربوط به بخش خصوصي است و هنوز به مرحله اجرا نرسيده، در 30 متري ديواره غربي کاخ آپادانا قرار گرفته و مشخصاً بر روي آثار دوره هخامنشي قرار دارد. ما با ساخت هتلهاي مذکور مخالفتي نداريم تنها درخواست ما از مسوولان محترم، رعايت ضوابط عرصه و چشمانداز فرهنگي مجموعة باستاني شوش است که امر دشواري نيست. هر دوي اين هتلها ميتوانند بي هيچ اشکالي، يکي/دو کيلومتر آنسوتر و بيرون از محدودة حريم آثار ساخته شوند.
متاسفانه در اين راستا، رييس محترم پژوهشکده باستانشناسي نيز بدون آنکه از محل هتلهاي دوگانة شوش بازديد کرده باشد، در بيانية مورخة 23/7/1387 «ساخت دو هتل در منطقه شوش را بلامانع دانسته است»، حال آنکه در فروردين ماه سال جاري تعيين حريم مجموعة باستاني شوش با مجوز اين پژوهشکده انجام شده و بر باستاني بودن منطقه تاکيد ميکند و اين خود تناقضي آشکار است. در اين بيانيه همچنين محل هتل لالة شوش در 3000 متري هسته اصلي تپههاي شوش ذکر شده که اشتباه بوده و در 200 متري آن قرار دارد و حاکي از عدم اشراف ايشان به مجموعه باستاني شوش است.
4- بدون ترديد مصاحبه اخير معاون محترم سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، درخصوص اعلام بلامانع بودن ساخت هتل در عرصه مجموعه باستاني شوش در راستاي فعاليتهايي طبقهبندي ميشود که در سالهاي اخير به زيان ميراث فرهنگي و معنوي ايرانيان بوده و در عرصههاي جهاني منجر به تخريب چهره انساني ميهن اسلاميمان گشته است. بيشک ادامه اين روند باعث دستاندازي مستقيم مراکز و نهادهاي گوناگون به محوطههاي باستاني خواهد شد. ما نگران نهادينهشدن رويهاي هستيم که در چند سال اخير مرتباً اتفاق افتاده است. سازمان ميراث فرهنگي همواره در هنگام وقوع چنين معضلاتي، پس نشسته و عرصه را بر ساير مراکز، سازمانها، نهادها و يا وزارتخانهها خالي گذاشته است. اي کاش سازمان ميراث فرهنگي به اندازه وزارت راه توان دفاع از حريم خود را داشت. مثال عيني اينکه «در حالي که وزارت راه اعلام نموده، ساخت هتل لالة شوش به دليل قرار داشتن در حريم جادة انديمشک-اهواز ممنوع است، اما سازمان ميراث فرهنگي در اقدامي عجيب ساخت همان هتل را درون عرصة شهر باستاني شوش روا دانسته است.»
5- متاسفانه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري عموماً، انتقاد به وضعيت تخريب ميراث فرهنگي کشور را موضوعي سياسي قلمداد کرده و با وارد آوردن فشارهاي مختلف به کارشناسان خود، آنها را از هرگونه اظهار نظري منع کرده است. بيم آن ميرود که بالا گرفتن روند تخريب ميراث فرهنگي به فاجعه غالب زمانه ما مبدل شود. به هوش بايد بود که دغدغههاي فرهنگي با بازيهاي سياسي آميخته نشود و انتقادهاي دوستداران ميراث فرهنگي با غرضورزيهاي سياسي يکي پنداشته نشود. همچنين ضروري است با اتخاذ تدابير لازم، از تبديل موضوع شوش به سرنوشتي مشابه سيوند و درة بلاغي پرهيز شود. در شوش هنوز نه مانند سد سيوند (بودجههاي ميلياردي) هزينه شده و نه حتي ساخت و سازي صورت گرفته است. تنها به خواست نادرست و قائم به شخص رييس محترم ميراث خوزستان، آقاي صادق محمدي، و عليرغم مخالفت کارشناسان استان محوطهاي يک هکتاري به منظور احداث يک هتل خاکبرداري شده و تاکنون هيچ سرمايهگذاري ديگري انجام نشده است. هشدار ميدهيم که ساخت هتل و بناهاي جانبي آن همچون پارکينگ، فضاي سبز، نگهباني، حصار محدوده و... که براي هر هتلي ضروري است، تخريب بيشتري را به دنبال خواهد آورد و علاوه بر تخريب مستقيم لايههاي باستاني منجر به مخدوش شدن «چشمانداز فرهنگي اين مجموعه» و «جلوگيري از ثبت جهاني آن» ميگردد.
6- اين دبيرخانه، دستور رياست محترم سازمان ميراث فرهنگي، جناب آقاي اسفنديار رحيم مشايي مبني بر پيگيري موضوع خاکبرداري غيرکارشناسي و تخريب لايههاي ساساني و اشکاني شهر شوش را ارج مينهد. با اين وصف، جاي تاسف است که اين دستور با پيگيري نامطلوب لوث شده است. درحالي که رياست محترم ميراث استان خوزستان (آقاي صادق محمدي)، به دليل ناکارآمدي و عدم آشنايي با ماهيت مسايل ميراث فرهنگي مسوول اصلي تخريب ميراث فرهنگي و معنوي کشور در منطقة شوش و ديگر نقاط استان خوزستان است و ميبايست کلية فعاليتهاي وي در طي پنج سال گذشته مورد بازرسي قرار گيرد، طي اقدامي عجيب، فعاليت وي در شوش مورد تاييد سازمان مرکزي ميراث فرهنگي قرار گرفته است. لذا خواستان آن هستيم که دستور رياست محترم سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مبني بر پيگيري مساله حفر غيرقانوني پي هتل لاله شوش و تخريب گسترده ميراث خوزستان به مرحله اجرا درآمده و به طور دقيق پيگيري شود.
در پايان اين بيان نامه انجمن باستانشناسان جوان ايران آمادگي خود را بهمنظور در دسترس قراردادن همه گونه اسناد و مدارک روشن و متقن دربارة نادرست بودن ساخت هتل در عرصه مجموعه باستاني شوش، و عملکرد بد در قبال ميراث فرهنگي استان خوزستان به مراجع ذيصلاح اعلام نموده است و خواستار شده تا همه مسوولان فرهنگي کشور (خصوصاً رياست و نمايندگان مجلس )، آنان که صاحب نفوذ کلام هستند يا آنان که به نوعي از فعالان عرصههاي فرهنگي و اجتماعي کشور محسوب ميشوند، و نيز از همه کساني که حقيقتاً براي ارزشها و دستاوردهاي ميراث فرهنگي و معنوي و بشري احترام قائلند، مسايل کلان مديريت ميراث فرهنگي و تاريخي کشور را با حساسيت بيشتري دنبال کرده و از امحاء و نابودي آن جلوگيري نمايند.
بيانيهي مشترک «اتحاديهي انجمنهاي علمي دانشجويان باستانشناسي دانشگاههاي کشور» و «ديدهبان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران» پيرامون طرح اخير برخي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي دربارهي سازمان ميراث فرهنگي
در خبرها آمده است که شماري از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي تنها بهجهت پاسخگو نبودن معاون رياستجمهوري ميخواهند طرحي را ارايه دهند که سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي و گردشگري با عقبگردي مشهود، همچون گذشته زيرمجموعهي وزارت ارشاد قرار بگيرد.
بهباور «ديدهبان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران» و «اتحاديهي انجمنهاي علمي دانشجويان باستانشناسي دانشگاههاي کشور» به عنوان يکي از جديترين منتقدان عملکرد سازمان مذکور، اين طرح در صورت تصويب شدن، در بهترين حالت خود نهتنها در کوتاهمدت يکي از مهمترين سازمانهاي کشور را به رکود ميکشاند بلکه هيچ آيندهي روشني را هم پيش رو نمينماياند و به نظر ميرسد بر پايهي اين طرح نهچندان سنجيده، اندک کارايي آن سازمان در انجام وظايفش هم به بنبست کشيده شود.
در حالي که ما همچون گذشته بر اين باوريم با پيشنهاد وزارتخانه شدن آن سازمان، نه تنها تهيهکنندگان طرح به اهداف خود خواهند رسيد، بلکه حرکتي رو به جلو و در راستاي اهميتِ روزافزون آن سازمان و کاراتر کردن آن شکل خواهد گرفت و منافع ملي نيز، تأمين خواهد شد. به اين ترتيب، رياست سازمان مذکور در هيأت وزير، پاسخگو کارهاي خود خواهد بود و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در صورت بروز مشکل ميتوانند او را به لحاظ عملکرد و تخصص مورد پرسش قرار دهند و نه جنجالهاي دور از شرح وظايف آن مقام.
اميد است در زمينههايي که پاي مصالح و منافع ملي در ميان است نمايندگان گرامي بتوانند فراجناحي عمل کنند.

همايش "شهر تاريخي ارجان ( بهبهان )" با صدور بيانيه اي پايان يافت
همايش "شهر تاريخي ارجان ( بهبهان )" با صدور بيانيه اي که خواستار جلوگيري از تخريب و نابودي ميراث فرهنگي و طبيعي دشت بهبهان و تصويب "عرصه و حريم مجموعه تاريخي- اسلامي ارجان" به کار خود پایان داد در نخستين برنامه از نشستهاي باستانشناسي خوزستان که با عنوان شهر تاريخي- اسلامي "ارجان" (بهبهان) و به کوشش "انجمن ايلام شناسي ايران"، "ديده بان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران" و "موسسه فرهنگي-پژوهشي خُجند" برگزار شد ، باستان شناسان گزارش هايي از روند تخريب آثار ارزشمند شهر تاريخي ارجان ارائه دادند.
احسان يغمايي، به عنوان نخستين سخنران، ضمن گزارشي از کاوش هاي انجام شده در آرامگاه « کيدين هوتران » در سال 1361 خورشيدي يادآور شد : محوطه باستاني ارجان که از ديرباز، ارجان يا ارگان- ناميده شده در شمال خاوري بهبهان، حاشيه رود مارون و در جنوب خاوري خوزستان قرار دارد. تاريخ اين محوطه توسط تاريخنويسان و پژوهشگران نامدار ايراني به تحرير درآمده که از مهمترين و ژرفانديشترين ايشان ميتوان به ناصرخسرو اشاره کرد.
اين باستانشناس و کاوشگر ارجان در ادامه گفت: ناصرخسرو ارجان قديم را شهري آباد با باغهاي بسيار نارنج و ترنج به تصوير ميکشد، شهري با 20000 مرد بالغ و کارآزموده جنگي و جمعيتي در حدود 50000 نفر که در واقع بزرگتر از بهبهان امروزي ما بوده است.
احسان يغمايي ، کاوشهاي انجام شده در اين محوطه را در مقابل عظمت مجموعه بسيار ناچيز و کماهميت دانست و در اين خصوص گفت: اولين بررسي علمي اين محوطه تاريخي در سده ابتدايي قرن بيستم و توسط « هرتسفلد » و « اشتين » و « بهمن کريمي » انجام شده است. در جريان خاکبرداري جهت عمليات سدسازي بر روي رودخانه "مارون" حفرهاي در زمين ايجاد و آرامگاهي از دوره ايلام نو کشف شد. در پي اين اتفاق عمليات کاوش درسال 61 آغاز گرديد.
يغمايي در ادامه افزود : اين تابوت بسيار شبيه تابوت زيويه بوده اما فاقد ساختار ايلامي است. از ويژگيهاي جالب و منحصر بهفرد اين تابوت به قرار گرفتن درب آن در قسمت زيرين ميتوان اشاره کرد که تا به امروز دليل اصلي آن مشخص نشده است. پارچه موجود در اين تابوت بافت ارجاني دارد که تمام کف و ديواره، بدنه و لبه آن را در بر گرفته است.
احسان يغمايي ياد آورشد: اهميت ارجان نه به خاطر "حلقه زرين قدرت" منحصر بهفرد آن، بلکه به سبب آن است که ارجان آخرين برگ يک فرهنگ شکوهمند چندهزار ساله است.
وي بررسي تاريخ اين منطقه و حفاظت از آن را بسيار مهم و ضروري دانست و افزود : تاريخ 8000 ساله ايران در اينجاست و متأسفانه زخمهاي بسيار عميقي بر پيکر اين محوطه مهم باستاني وارد شده است. ساخت سدهاي مارون و آريوبرزن و حفاريهاي شرکت نفت و احداث کارخانه سيمان، اين محوطه تاريخي و هويتِ بخشي از تاريخ ايران را در معرض نابودي کامل قرار داده است.
ميرعابدين کابلي، باستان شناس، نيز به عنوان دومين سخنران اين همايش در خصوص کاوشهاي انجامشده در سال 1368 گفت: هدف اصلي ما در کاوش، پيدا کردن مقبره « کيدين هوتران» بود و يافتن پاسخي بر اين پرسش که چرا مقبره اين شخص مهم در وسط بيابان واقع شده است؟
کابلي افزود: در ابتدا به پاکسازي محوطه مورد نظر پرداختيم و سپس گمانهاي به طول 25 و عرض 3 متر ايجاد کرديم و خوشبختانه موفق به يافتن اين مقبره شديم. در آنجا ما با بنايي از نوع زيگورات چغازنبيل روبهرو شديم و ظن غالب ما بر اين بود که اين بنا زيگورات بوده و مقبره، کنار اين جايگاه بنا شده است. وي در ادامه به توصيف ويژگيهاي معماري اين بنا پرداخت.
کاميارعبدي، سومين سخنران همايش به ارائه برنامه پژوهشي خود در دشت بهبهان پرداخت و گفت: جهت بررسي ارتباط مردم يکجانشين روستايي و مردم کوچرو عشاير و به منظور مطالعه و مطابقت الگوهاي مربوطه در منطقه زاگرس مرکزي و جنوبي، در قالب تمدن تاريخي ايلامي، تحقيقات خود را در اين منطقه آغاز کردم. به اين منظور در ابتدا به بررسي محوطه و تهيه نقشه از روي عکسهاي قديمي پرداختيم و محوطهي ساساني – اسلامي آن تعيين حريم شد.
سردبير مجله باستانشناسي و تاريخ، هدف اصلي خود از کاوش در اين منطقه را بررسي تحولات سياسي – فرهنگي حد فاصل ايلام نو تا دورهي هخامنشي ذکر کرد. وي درباره ويژگي هاي جغرافيايي اين منطقه ياد آور شد: از نظر جغرافيايي، گسترهاي از مناطق مختلف زيستمحيطي در اين منطقه قرار دارد که کوهستانهاي بلند در حوزهي رود کر تا دشتهاي کوهستاني لردگان و ايذه را در بر ميگيرد و از ناحيه شمال غربي شامل دشتهاي شوشان، شوشتر، رامهرمز و... است تا جايي که به بهبهان ميرسيم که در اين گستره، اهميت دشت بهبهان به جهت ويژگي جغرافيايي آن منحصر بهفرد است.
اين باستان شناس در ادامه گفت: دشت بهبهان درست در محل اتصال کوههاي زاگرس و در منتهياليه دشتهاي آبرفتي خوزستان قرار دارد و اهميت اين موضوع در اين است که اين منطقه از کردستان تا فارس مهد تمدن ايراني است و در زمان ايلاميها در حد فاصل بين شوش و انشان، تمدن ايلامي شکل ميگيرد و سلسلههاي مهم هخامنشي و ساساني نيز از اين منطقه سر بر آوردند.
دانشيار کالج دارتموث عبدي که از سال 1384 خورشيدي سرپرستي پروژه باستانشناسي دشت بهبهان رابر عهده گرفته است در ادامه به اهميت دشت بهبهان از ديدگاه ارتباطي پرداخت و شيوه ارتباطي (انشان و شوش باستان) را از طريق راه شاهي توصيف نمود.
عبدي با بيان سابقه 150 سال فعاليتهاي باستانشناسي در خوزستان، رکود فعاليتهاي باستانشناسي اين منطقه را به زيان جامعه باستانشناسي ايران در سطح جهان دانست و گفت: ضروري است با تأمين بودجه کافي فعاليتهاي راکد باستانشناسي دشت بهبهان احيا شود و ابهامات بسياري که درباره آرامگاه ايلامي کيدين هوتران، دوره ايلامي و آغاز حکومت هخامنشي وجود دارد، پاسخ گفته شود.
محمدتقي عطايي در ادامه اين همايش ، درباره تعيين حريم مجموعه تاريخي ـ اسلامي ارجان گزارش داد: در ورود به دشت بهبهان با حجم انبوهي از آثار متنوع فرهنگي شامل شهر، تپهها، قناتها و سازههايي مانند پلهاي دورهي ساساني روبهرو شديم. بنا بر اين در موقع تعيين حريم نميتوانستيم صرفا آنرا شهري ارجاني قلمداد کرده و آنرا تعيين حريم کنيم، لذا ناگزير به بررسي اسناد قديميتر شديم تا مشخص شود اين دشت قبل از اين تحولات - که توسط توسعههاي عمراني ناشي از ساخت سدها و کارخانه سيمان حادث شده - به چه شکلي بوده و بدين منظور عکسهاي هوايي اين محوطه را تهيه کرديم.
عطايي با نشان دادن عکسهاي هوايي که در دهه هاي 1330، 1340 و 1370 خورشيدي برداشت شده بود، نشان داد شهر ارجان بخشي از مجموعه بزرگتري است که دربرگيرنده يک منطقه از دوره تاريخي در دو کرانه رود مارون به نام هاي "بديل" و "بکان" است.
به گفته وي بخشهايي از محوطه « بديل » امروزه با ايجاد يک پادگان نظامي تخريب شده و قسمت زيادي از محوطه بکان نيز توسط کارخانه سيمان نابود شده و بقيه اين محوطه نيز با احداث فاز دوم کارخانه سيمان نابود ميشود.
عطايي افزود:اين سه محوطه بزرگ يعني محوطه بديل، محوطه بکان و شهر تاريخي - اسلامي ارجان هر سه ارتباط نزديکي با هم داشته و هر سه نيز در دوره ساساني ساخته شدهاند. بنابراين، تعيين عرصه هر يک از آنها بدون ديگري کاري عبث بوده و از ديدگاه علمي و کارشناسي محل اشکال است.
اين باستانشناس با نشان دادن تصاوير ماهوارهاي نشان داد دهها رشته قنات تاريخي در بالا دست اين محوطهها ايجاد شده است. اوافزود:اين قناتها سه گروه هستند که هر گروه به يکي از اين سه شهر منتهي شده است.
وي گفت:در جريان اين برنامه مطالعاتي، مسير قناتهايي که ناصر خسرو قبادياني هنگام توصيف شهر ارجان از آنها ياد کرده، شناسايي و در حريم جاي داده شده است.
عطايي ادامه داد: براي تعيين حريم محوطههاي باستاني ضروري است شرايط امروز در نظر گرفته شود و با توجه به موازين بينالمللي و رجوع مستقيم به مدارک ملموس تعيين حريم صورت گيرد. همچنين توجه به متون کهن و جغرافياي تاريخي نيز بسيار حايز اهميت است.
محمدتقي عطايي از تأخير در تصويب عرصه شهر ارجان در سازمان ميراث فرهنگي خوزستان گلايه کرد و گفت: گزارش و نقشه تعيين عرصه و حريم اين شهر بيش از يک سال است که معطل مانده و به تصويب نرسيده است و در اين مدت متاسفانه شرکت نفت با استقرار در منطقه خسارتهايي را به قناتها و محوطه ارجان وارد آورده است.
شهرام زارع نيز در ادامه همايش شهر تاريخي- اسلامي "ارجان"، گزارشي از فصل يکم فعاليتهاي خود در دشت بهبهان ارائه نمود . سرپرست بررسي دشت بهبهان با بيان اينکه در اين بررسي 70 اثر و محوطه يافته شد و در فهرست آثار ملي به ثبت رسيد، تعداد آثار ثبت شده خوزستان را که 700 اثر است، بسيار کم دانست و خواستار توجه جدي تر مديريت ميراث فرهنگي اين استان به آثار و محوطه هاي تاريخي شد.
اين باستان شناس همچنين به بررسي استقرارهاي دشت خوزستان پرداخت و تعداد محوطههاي استقرار را بر اساس دورههاي تاريخي مرتبط برشمرد: دوره پيش از تاريخ با 15 محوطه، دوره تاريخي با 13 استقرار، دوره هخامنشي با 5 استقرار، 10 استقرار در دوره اشکاني و از دوره اسلامي با 35 استقرار .
سرپرست بررسي دشت بهبهان همچنين افزود: درصد تخريب محوطههاي دشت بهبهان در سالهاي اخير بسيار بالا رفته است. حال آنکه با توجه به غناي طبيعي و تاريخي، اين منطقه از قابليت توريستي- باستاني زيادي برخوردار است.
شهرام زارع در پايان بر لزوم سامانمند شده هر چه سريع تر فعاليتهاي شرکت نفت و کارخانه سيمان بهبهان تاکيد کرد.
مختاران، رئيس انجمن دوستداران ميراث فرهنگي خوزستان در ادامه اين همايش به ارائه گزارشي از محوطه باستاني ارجان و تخريبهاي گسترده آن پرداخت. وي با بيان پيشينه تاريخي ارجان گفت: بر اساس سکههاي ساساني يافت شده نام اين شهر "ارگان" بوده است.
مختاران با نشان دادن تصاويري از تخريبهاي شرکت نفت، انفجارها و لرزه نگاريهاي انجام شده را براي اين محوطه زيان بار دانست و گفت قناتهاي زيادي در خلال آن تخريب شده و محوطههاي باستاني آسيب جدي ديدهاند.
اين فرهنگي بهبهاني با نشان دادن تصاويري از تپه هاي دشت بهبهان گفت که سازمان ميراث فرهنگي استان خوزستان بسيار ضعيف عمل کرده است.
به گفته مختاران تپه هاي موشکي، دوتلون سالارآباد، دوتلون ارجان، تل قماربازان، تل شلمبوزار، تل باغي، تل کردستان و ده ها تپه ديگر توسط کشاورزان تسطيح و نابود شده و مدارک آن موجود است و در صورت نياز همه آنها را منتشر خواهد کرد.وي همچنين خواستار از سرگيري فعاليتهاي باستانشناسي و توجه جدي به ثبت تمام تپههاي دشت بهبهان شد.
در پايان ، بيانيه همايش شهر تاريخي- اسلامي "ارجان" (بهبهان) در سه ماده خوانده شد :
1. همايش، خواستار توجه و پيگيري سريع سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان خوزستان براي تصويب "عرصه و حريم مجموعه تاريخي-اسلامي ارجان" است تا از تخريبها و آسيبهاي ناشي از فعاليتهاي "کارخانه سيمان بهبهان" و "شرکت مناطق نفتخيز جنوب" جلوگيري به عمل آيد.
2. همايش، خواستار توجه جدي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري کشور و همه مراکز و نهادهاي دولتي به مقوله ميراث فرهنگي و طبيعي دشت بهبهان است.
3. همايش خواهان توجه جدي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري به باستانشناسي دوره ايلام است و قوياً تاکيد ميکند برنامههاي نظاممند، منسجم و بلندمدت براي اين منظور تعريف و اجرا شود.

بزرگداشت انقلاب مشروطيت و سردار اسعد بختياري در اصفهان
آيين بزرگداشت انقلاب مشروطيت و يادبود سردار اسعد بختياري ، سرداربزرگ مشروطه ، به فراخوان کانون بارگاه مهر و با حضور پرشور گروهي از جوانان اصفهاني و بختياري ، پنج شنبه 17 امردادماه در آرامگاه وي در تخت فولاد اصفهان برگزار شد. علي قلي خان بختياري نامدار به سردار اسعد ( ۱۲۷۴ ق - ۱۳۳۶ ق ) از سرداران بختياري و از آزادکنندگان تهران در روند انقلاب مشروطه در ايران است. در جريان انقلاب مشروطيت سردار اسعـد با هـمراهي بخـتياري ها و آزادي خواهان ديگر، سپاهـي گردآورد و راهي تهـران شد و سرانجام با ياري گروهي از آزادي خواهان شمال، در ۲۴ جمادي ثاني ۱۳۲۷ ق. وارد تهـران شدند. سردار اسعد و آزادي خواهان در هنگام ورود به تهـران از سوي مردم با آغوش باز مورد استـقبال قرار گرفـتـند و پس از درگـيري هاي پـراکنده، شهـر را آزاد ساختند و در روز جـمعه ۲۷ جمادي ثاني سال ۱۳۲۷ ق. ( ۲۱ تـير ۱۲۸۸ خورشيدي - ۱۶ ژوئيه ۱۹۰۹ ميلادي ) نبرد پايان يافت و در ساعت هشت و نيم بامداد ، مـحـمد علي شاه با 500 تن از سربازان و بستگـان و جنگ سالارانش به سفارت روس در زرگـنده پـناهـند شد.

برگرفته از تارنگار ايران نامه www.drshahinsepanta.blogsky.com
سلسه نشستهاي باستان شناسي خوزستان(1)
ديدهبان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران با همکاري انجمن عيلام شناسي ايران و موسسه فرهنگي – پژوهشي خجند برگزار ميکند.
همايش شهر تاريخي- اسلامي "ارجان" (بهبهان)
زمان: يکشنبه، 20 امرداد 1387، ساعت 13
مکان: فرهنگسراي ورشو، خيابان شهيد نجات الهي(ويلا)، نبش خيابان ورشو
سخنرانان
کاوش در آرامگاه کيدين هوتران:1361 / احسان يغمايي
تکمله اي برکاوشهاي مقبره کيدين هوتران،1368 / ميرعابدين کابلي
پروژه باستان شناسي دشت بهبهان: پيشينه، پرسشها و اهداف / کاميار عبدي
تعيين حريم شهر تاريخي – اسلامي ارجان بهبهان / محمد تقي عطايي
بررسيهاي باستانشناسي در دشت بهبهان: فصل يکم / شهرام زارع
بيانيه احزاب در دفاع از محيط زيست و لزوم پيگيري اصل پنجاهم قانون اساسي
شماري از احزاب، پنجشنبهي گذشته، در حاشيهي نشست فصلي خانهي احزاب ايران، بيانيهاي را در دفاع از محيط زيست صادر كردند. متن كامل اين بيانيه كه شرح دغدغههاي اين گروه از احزاب بهعنوان بخشي از بدنهي فعالان جوامع مدني است، به شرح زير است:
شوربختانه ضعف مسؤولان سازمان حفاظت از محيط زيست از سويي، و نيرومندي پيمانكاراني كه از طريق وزارتخانهها اهداف سودجويانهشان را در قالب طرحهايي به ظاهر عمراني پي ميگيرند، كار را به جايي رسانده كه ايران از نظر شاخصهاي پايداري محيط زيست در ميان 146 كشور جهان رتبهي 132 را بهدست آورد. همچنين براساس شاخصهاي جهاني عملكرد زيستمحيطي سال 2008 كه در مجمع جهاني اقتصاد – داووس منتشر شد و بر دو هدف اصلي حفاظت از محيط زيست و مديريت صحيح منابع طبيعي استوار است، ايران در مقايسه با سال 2006 ميلادي با 14 پله نزول به رتبه 67 رسيده است.
به راستي سازمان حفاظت محيطزيست كه دير زماني است وظايف خود را از حفاظت از حيات وحش به مفهوم كليتر بستر حيات ارتقا داده است در اين چرخهي رو بهزوال چه نقشي را ايفا ميكند؟! گرچه ضرورت وظايف محوله و حجم تشكيلاتي، سازمان حفاظت محيطزيست را ميتواند در قامت يك وزارتخانه قرار دهد اما به لحاظ اينكه در حال حاضر رييس آن از معاونان رييسجمهور است، عملا به جاي پاسخگويي به مجلس، تنها توسط مقام مافوق خود حسابرسي ميشود. اين در حالي است كه در شرايط كنوني، سياستهاي حفاظت از محيط زيست در دولت كاملا ناديده گرفته شده و در اكثر مواقع و با وجودي كه از لحاظ قانوني و به پشتوانهي اصل پنجاهم قانون اساسي، سازمان حفاظت محيطزيست ميتوانسته از اقدامات مخرّب وزارتخانهها و سازمانهاي ديگر جلوگيري كند، اما در نهايت ناباوري تفاهمنامههايي را امضا كرده است كه در آنها حق محيط زيست ناديده گرفته شده است.
جنگلزدايي، تخريب مراتع و توسعهي بيضابطه اراضي كشاورزي، تخليه پسابهاي آلوده صنايع و زهكشهاي كشاورزي به رودخانهها و تالابها، آلودگي سفرههاي آب زيرزميني با انواع آلودگيهاي صنعتي و شهري بهويژه دفع زبالههاي بيمارستاني، سدسازيهاي بيرويه، جادهسازيهاي غيراصولي، انقراض گونههاي جانوري، كمرونق شدن و از بين رفتن مزارع كشاورزي و افزايش بيماريهاي ناشي از آلودگي هوا، آب و خاك و... همه و همه نگرانيهاي جامعهي مدني كشور را افزايش داده است؛ نگرانيهايي كه متأسفانه پاسخِ وزيران و مديران مربوطه را هم در پي نداشته است.
هر جا كه پوشش گياهي در نتيجهي بهرهبرداري بيرويه و يا آلودگيهاي زيستمحيطي و يا جادهسازي و سدسازي و تغيير كاربري اراضي جنگلي و مرتعي از بين رفت، بيابان با سرعتي هر چه تمامتر جايگزين ميشود. وقتي سدهايي ساخته ميشود كه دِبي درياچه اروميه را به صفر ميرساند تا 150 هزار هكتار از درياچه به شورهزار تبديل شود، وقتي بهرهبرداري بيرويه از سفرههاي آب زيرزميني، ۶۰۰ دشت كشور را با بيلان منفي مواجه ميكند، وقتي در شيب ۴۰ درجه و در قلب جنگلهاي زاگرس، زمين را شخم ميزنند و يا مجوز ساخت شهركها و ويلاها صادر ميشود،... در واقع به رشد بيابانهاي كشور كمك كردهايم. روند تخريب جنگلها و از بين بردن منابع آب و خاك (كه با ادامهي آن تا كمتر از 20 سال ديگر خاك مرغوبي براي كشاورزي و نزديك به 60 سال ديگر جنگلي نخواهيم داشت) و روند ويران شدن مناطق حفاظتشده، پاركهاي ملي و تالابها و درياچهها، به اندازهاي سهمگين است كه براي كاستن از شتاب اُفت كارايي سرزمين مادريمان، ايران، تنها عزمي ملي را نيازمنديم.
احداث بزرگراه در ذخيرهگاه زيستكره و پارك ملي گلستان، احداث جاده در تالاب انزلي، احداث جاده در جنگل ابر شاهرود، احداث نيروگاه در پناهگاه حياتوحش كيامكي، واگذاري 7500 هكتار از اراضي تالاب هورالعظيم به وزرات نفت، خشك شدن تالابهاي بينالمللي ايران – نه بهخاطر خشكسالي، بلكه بهخاطر قطع حقآبهي حياتي آنان همچون درياچههاي اروميه، بختگان،... – احداث صنايع آلايندهي نفت و پتروشيمي در جنگلهاي گيلان و تالابهاي گلستان، واگذاري اراضي پاركهاي ملي و مناطق براي عبور خطوط لوله نفت و گاز، و موارد بيشمار ديگر كه شوربختانه در بيشتر مواقع، موافقت و يا سكوت پرسشبرانگيز سازمان محيط زيست را هم بهدنبال دارد ما احزاب سياسي بهعنوان بخشي از بدنهي فعالان جوامع مدني كشور را بر آن داشت تا خواهان تغييرِ رياست سازمان مربوطه، و خواستار پيگيري مجدانهي اصل پنجاهم قانون اساسي باشيم.
احزاب امضاكنندهي اين بيانيه عبارت هستند از:
حزب آزادي، حزب اتحاد ملي ايران، حزب ارادهي ملّت ايران، حزب اسلامي رفاه كارگران، حزب اعتماد ملي، حزب پاك ايران، حزب ترقي ايران، حزب جامعهي مدني استان همدان، حزب فرزندان ايران، حزب مردم، حزب وحدت ملي، كانون مهستان، كانون دانشجويان و دانشآموختگان استان ايلام، كانون فارغالتحصيلان و دانشآموختگان استان آذربايجان غربي، كانون همبستگي دانشجويان و فارغالتحصيلان، مجمع فرهنگيان ايران اسلامي، مجمع دانشجويان و دانشآموختگان استان گلستان، سازمان رهروان فردا، جمعيت اسلامي وكلاي دادگستري،
ثبت آثار تاريخي و طبيعي استان مرکزي در فهرست آثار ملي
به گزارش خبرگزاري ميراث فرهنگي در طول سال گذشته پرونده 100 اثر تاريخي در استان مرکزي تهيه شده و از اين تعداد 79 اثر در فهرست آثار ملي ثبت و پرونده 21 اثر در دست بررسي قرار گرفته است.
به گزارش روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي استان مرکزي، "محسن کريمي"، دبير شوراي ثبت آثار تاريخي سازمان استان مرکزي با بيان اين مطلب افزود:« با پيگيريهاي بهعمل آمده پرونده 100 اثر تاريخي و 40 اثر معنوي طي امسال در دست تهيه به منظور ثبت در فهرست آثار ملي قرار دارد.»
کريمي در ادامه افزود:« از جمله آثار ثبت شده در سال گذشته ميتوان خانه ميرزا هدايت اله وزير دفتري مربوط به پدر مصدق و منزل معتمدالاياله مربوط به محمد رفيع خان از رجال سياسي دوران قاجاريه در شهرستان آشتيان، مسجد شيخ ابوالحسن در شهرستان اراک، محوطه پيش از تاريخ شهرياري خورهه در شهرستان محلات و آرامگاه شاهزاده احمد کوهين در شهرستان تفرش را نام برد.»
وي همچنين گفت: «محوطه تاريخي زلف آباد در منطقه فراهان نيز از جمله محوطههاي مهمي است که در دست ثبت در فهرست آثار ملي قرار دارد.»
دبير شوراي ثبت تاريخي استان مرکزي همچنين از تهيه فهرست 20 اثر طبيعي جهت ثبت در آثار ملي خبر داد و گفت:« تا پايان سال 86 مجموعا 402 اثر از آثار استان مرکزي در فهرست آثار ملي قرار گرفته است.»
( با اين اميد که ديگر استانها نيز هر چه سريعتر بتوانند آثار ارزشمند طبيعي و فرهنگي استان خود را در فهرست آثار ملي به ثبت برسانند تا حداقل از روند تخريب هر چه بيشتر اين آثار جلوگيري شود) « انجمن کهن دژ»
نابودي هرچه بيشتر شهر تاريخي شوش و بي توجهي مسئولان
شهرام زارع پژوهشگر و باستانشناس
در گفت و گويي با کميته بين المللي نجات پاسارگاد
در يکي دو دهه گذشته، به دليل ضعف مديريتي سازمان ميراث فرهنگي استان خوزستان، شوش هم مثل ديگر محوطه هاي مهم خوزستان همچون « گندي شاپور » ، « ايوان کرخه »، « ارجان» و... وضع نامناسبي داشته است. اما شوش از آن رو که محوطه اي گسترده، بزرگ و با اهميت جهاني است، آسيب هاي بيشتري ديده؛ به ويژه که توسعه بي مهار شهري بر مصائب شوش افزوده است.
شهرام زارع ، باستان شناس ، در گفت و گويي ويژه با خبرنگار کميته بين المللي نجات پاسارگاد با اعلام اين مطلب افزود: مجموعه باستاني شوش در طي سال هاي جنگ تحميلي و توسط متجاوزان عراقي، زير آتش خمپاره و موشک بود و آسيب هاي بسياري ديد. شايد نخستين توجه جدي به شوش در سال هاي پس از انقلاب، در آغاز دهه 1370 بود. در اين زمان شادروان مهندس شيرازي قلعه شوش را براي برپايي نخستين همايش باستان شناسي پيشنهاد داد. به دنبال آن استاد مهدي رهبر ماموريت يافتند قلعه شوش را - که توسط فرانسوي ها ساخته شده- براي برپايي « نخستين گردهمايي باستان شناسي ايران پس از انقلاب اسلامي» مرمت و احيا کنند. فعاليت هايي آغاز شد و در سال 1373 اين گردهمايي در قلعه شوش برپا شد. از همان زمان هم نخستين هيات باستان شناس ايراني به سرپرستي استاد ميرعابدين کابلي کاوش هاي خود را در شوش آغاز کرد که به تناوب تا سال 1385 ادامه يافت و به دليل ناهماهنگي ها و فراهم نبودن زمينه هاي لازم متوقف شد.

وي در ادامه با اشاره به موانع ايجاد شده بر سر راه فعاليت گروه هاي کاوش طي سال هاي اخير و آسيب هاي ناشي از توقف کاوش ها، گفت : در واقع پس از انقلاب و با تعطيل شدن کاوش هاي هيات فرانسوي، آقاي کابلي به عنوان سرپرست هيات ايراني مشغول کاوش در شهر شوش شد و به خاطر حضور هيات باستان شناسي کمي محوطه رونق گرفت و از شدت تخريب ها کاسته شد. اگرچه حضور اين هيات هم به صورت تمام وقت در طول سال نبود اما تا سال 1385 کاوش ها به تناوب ادامه مي يافت. اما به خاطر ناهماهنگي ها و مشکلاتي که اداره ميراث خوزستان به وجود آورد اين کاوش ها متوقف شد و در نتيجه آسيب هاي محوطه هم رشدي صعودي يافت.
شهرام زارع ، يکي از دلايل نابساماني در وضعيت رسيدگي به ميراث فرهنگي اين منطقه را تغيير دائمي مديران به دلايل مبهم و نامشخص دانست و افزود : در طي يک دهه گذشته، مديراني همچون آقايان پيماني، بروجني و جوادي به رياست « پايگاه پژوهشي شوش » منصوب شدند اما هر کدام بيش از 6- 5 ماه دوام نياوردند و استعفا دادند و هرگز تحقيقي هم صورت نگرفته که چرا مديران شوش اين گونه رفتاري داشته اند. از فروردين ماه سال جاري هم، مجموعه مديريتي جديدي در اين پايگاه مستقر شده اند و آقاي دکتر چيت ساز به عنوان سرپرست پايگاه و آقاي دکتر کاميار عبدي به عنوان مشاور علمي پروژه هستند که اميد مي رود مجال کافي براي فعاليت شان فراهم شود.
زارع در بخش ديگري از اين گفت و گو به تشريح اهميت تاريخي محوطه شوش پرداخت و يادآور شد : محوطه شوش از دوره پيش از تاريخ تا دوره عيلامي و هخامنشي منطقه بسيار مهمي بوده است. چندين هزاره تدوام سکونت در شوش وجود دارد. شوش پايتخت تمدن عيلامي بوده و پس از آن هم براي دو سده پايتخت تمدن جهاني هخامنشي بوده است. نام شوش به طور مکرر در متون و منابع يوناني آميخته با شکوه و جلال و نوعي حس تحسين ذکر شده است. شوش از حيث حضور اديان الهي ( اسلام، يهوديي و مسيحيت ) هم بسيار مهم است. در شوش مدارک بسياري وجود دارد که به حضور اقوام و ملل گوناگون همچون يوناني و مصري و بابلي و... دلالت دارد. اقوامي که در ساختن و به پا کردن شاهنشاهي هخامنشي با ميل و اشتياق مشارکت کرده اند. يقيناً شوش چيزي بيش از آنچه که اکنون به عنوان کاخ آيادانا، کاخ شائور، شهر صنعت گران ( محل استقرار پيشه وران )، تپه آکروپل يا ارگ - که قلعه فرانسوي ها بر روي آن بنا شده - و شهر شاهي است. شايد اگر شوش را با جايي همچون « پارتنون » بسنجيم که در فرهنگ و تمدن يوناني حايز اهميت فراوان است، و حفاظت و سلامت شوش را در برابر پاتنون در نظر آوريم، شرمگين مي شويم که از يونانيان امروز چگونه ميراث شان را پاس مي دارند و ما چگونه! شوش همان مقامي را در آسيا دارد که پارتنون در اروپا.
زارع ، ضمن اشاره به فعاليت هاي انجام شده در خصوص تعيين عرصه و حريم محوطه تاريخي شوش ، وضعيت فعلي اين محوطه را بسيار تاسف بار توصيف کرد و گفت : وضعيت فعلي اين محوطه به تازگي در فروردين ماه سال جاري با درايت مديريت پايگاههاي پژوهشي سازمان ميراث فرهنگي، تعيين عرصه و حريم شد تا محدوده شهر باستاني شناسايي شود و مقدمات تهيه پرونده ثبت جهاني آن آماده شود. اما دروازه ورودي به کاخ شائور الان نزديک 8- 7 سال است که باز نشده و حصاري که براي حفاظت به دور آن کشيده شده بود، از پشت توسط افرادي شکسته شده و محل تجمع معتادان و زباله داني و رويش علف هاي هرز شده و ديوارهايي که فرانسوي ها پس از کاوش از زير خاک بيرون آورده بودند و روي آن را کاهگل گرفته بودند، به کلي از ميان رفته و فرسوده شده و ريخته و از تعداد 14- 13 قطعه کتيبه اي که در کاوش هاي باستان شناسي يافت شده بودند، در حال حاضر هيچ اثري نيست و معلوم نيست که کجا هستند ! کف آجري کاخ نيز آسيب هاي جدي ديده است. يکي از پايه ستون ها با وسيله اي همچون پتک ضربات شديدي خورده و دو پايه ستون ديگر در اثر آتش سوزي تخريب شده اند.
اين باستان شناس در ادامه گفت و گو با خبرنگار کميته بين المللي نجات پاسارگاد ، گزارشي نگران کننده از وضعيت بخش هاي محوطه تاريخي شوش ارائه داد و ضمن برشمردن عوامل آسيب رسان به اين محوطه افزود : ساير قسمت هاي محوطه، همچون مجموعه آپادانا، شهر صنعتگران، مسجد دوره اسلامي ( که از نخستين مساجد ساخته شده در ايران است ) به امان خدا رها شده اند. در شهر امروزي شوش هم آن قدر ساخت ساز بي رويه و بلندمرتبه سازي در دست انجام است که بدون ترديد در ثبت جهاني محوطه مشکلات جدي پديد خواهند آورد. چرا که حريم منظري محوطه مخدوش شده است. پيرامون تپه هايي که هسته مرکزي محوطه را تشکيل مي دهد ساخت و سازهاي گسترده اي شده و هر روز بخشي از جسم تپه باستاني جدا مي شود. وضعيت رودخانه شائور هم که به عنوان يک اثر طبيعي - تاريخي محسوب مي شود و در دوره هاي هخامنشي و بعد از آن به عنوان يک خندق به دور شهر يا عنصري از اجزاي حيات بخش شهر از آن استفاده مي شده ، فاجعه آميز است.
وي نداشتن يگان حفاظتي مناسب و کارآمد را نيز يکي ديگر از معضلات اين منطقه دانست و گفت : از سوي ديگر، اگرچه يگان حفاظت اين محوطه از نيروهاي دلسوز و متعهدي تشکيل شده اما نه امکانات مناسبي در اختيار دارند و نه اين که تعداد آنها براي گشت زني کافي است. براي مثال در شب هنگام هيچ کنترلي بر محوطه وجود ندارد و نمي توانند وارد محوطه شوند و نقشي در حفاظت از آن داشته باشند.
شهرام زارع در پاسخ به پرسشي درباه نقش مديرت سازمان ميراث فرهنگي خوزستان براي رفع نواقص موجود و برطرف نمودن معضلات مهمي که اين محوطه را تهديد مي کند ، گفت : جالب اينجاست که رياست محترم سازمان ميراث فرهنگي خوزستان، دائما اخباري را که از طريق علاقمندان و دوستداران محلي ميراث فرهنگي در اين زمينه ها منتشر مي شود ، تکذيب مي کند و حتي با تهديد و ارعاب تلاش مي کند تا هر نوع انتقادي را به طريقي خفه کند. فارغ از اين که آنچه نابود مي شود و ديگر هيچ گاه باز نمي گردد، ميراث معنوي و فرهنگي ماست. واقعيت اين است که مردم خوزستان و بالاخص مردم شوش علاقه بي حد و حصري به ميراث فرهنگي شان دارند اما کوتاهي مديريت ميراث فرهنگي خوزستان سبب آسيب هاي جبران ناپذيري شده که شايد هيچ گاه قابل جبران نباشد.
شهرام زارع ، همچنين وضعيت ديگر محوطه هاي باستاني خوزستان را نيز بسيار نامطلوب توصيف نمود و گفت : غير از شوش، وضعيت محوطه هاي ايوان کرخه ( ايرانشهرشاپور )، گندي شاپور، رامهرمز، ارجان، تل بُرمي، دهنو و... هم بسيار نامطلوب است. براي مثال در گندي شاپور تنها کار باستان شناسي انجام شده در دهه 1960 ميلادي بود که هيات باستان شناسي دانشگاه شيکاگو به سرپرستي « رابرت ادامز » گمانه زني هايي در آنجا کردند. چند سال قبل هم هياتي از دانشگاه شيکاگو آمدند که قرار بود با هيات ايراني کار مشترک بکنند اما محوطه آن قدر آسيب ديده بود که صرف نظر کردند و رفتند. سال گذشته در اقدامي قابل ستايش اين محوطه نيز تعيين حريم شد اما همچنان به طور گسترده کشاورزي مي شود و دائما دارند تپه ها را صاف مي کنند. حال آن که گندي شاپور (جندي شاپور) همان شهر معروفي است که دانشگاه معروف «گندي شاپور» دوره ساساني در آنجاست و از آن جا به ويژه علم پزشکي به دربار خلافت عباسي منتقل شود و تا قرون اوليه اسلامي همچنان نامبردار بود و حتي تا هنگامي که يعقوب ليث با دربار خلافت در ستيز بوده، اين شهر شهري زنده و پويا بوده است.
برگرفته از تارنماي کميته نجات پاسارگاد www.savepasargad.com
در جمع خبرنگاران و در مقابل ارائه گزارش حسن ظهوری مبنی بر رطوبت غير عادی در پاسارگاد؛ رييس سازمان ميراث به وجود رطوبت در آرامگاه کورش بزرگ اعتراف کرد
از: حسن ظهوری
رئيس سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري در نخستين نشست مطبوعاتي در سال 1387 كه به مناسبت ثبت جهاني قره کليسا برگزار شد ،از پيگيري سازمان براي رفع خطر رطوبت در آرمگاه کوروش خبر داد
"اسفنديار رحيم مشايي" در نشست مطبوعاتي با حضور رسانه هاي داخلي و خارجي، در پاسخ به پرسش خبرنگار CHN مبني بر علت مسکوت ماندن اخبار مربوط به رطوبت در آرمگاه کوروش، گفت: «خبرهاي پاسارگاد مسکوت نيست و سعي ميکنيم با استفاده از روشهاي علمي و منطقي موضوع رطوبت آرامگاه کوروش را براي سالهاي آينده منتفي کنيم. »
وي افزود: «اين موضوع اصلا ساده نيست و نميشود با ايجاد کانالهاي دفع رطوبت و يا هر روش ديگري آبهاي سطحي را جمعآوري کرد. مسئله رطوبت آرمگاه کوروش جديد نيست و به سالهاي پيش بر ميگردد. حتي بر اساس گزارشهاي داده شده، ميزان رطوبت بيش از اين هم مشاهده شده است.»
خبرنگار CHN در اين نشست مطبوعاتي با ارائه گزارشي از سفر به پاسارگاد و مشاهده رطوبت بيش از اندازه در کف آرامگاه و همچنين نامساعد توصيف كردن وضعيت آرامگاه کوروش ،خطاب به رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري عنوان كرد :«با کنار زدن خاک اطراف آرمگاه با خاک نمناك و به صورت گل درآمده برخورد ميكنيم كه اين نمناكي موجب رطوبت بخشي از سنگ نيز شده است. اين موضوع تقريبا در چهار طرف آرامگاه قابل مشاهده بوده و به نظر ميرسد با يک گمانه عميق باستانشناسي ميتوان به علت رطوبت در آرمگاه کوروش پي برد.»
همچنين خبرنگار CHN يادآور شد که با توجه به شواهد و مستندات ،منطقه دچار خشکسالي شده است و آب سد سيوند نيز به همين علت به شدت پايين آمده و حتي چاههاي آب کشاورزي نزديک به آرمگاه کوروش هم خشک است اما در زير آرمگاه به طرز عجيبي رطوبت ديده مي شود.
مشايي در اين باره توضيح داد: «کسي منکر رطوبت در آرامگاه کوروش نيست، اما اين مسئله مطرح بود که رطوبت آن ناشي از آبگيري سد سيوند است اين در حالي است که سد هنوز به اندازه کافي آب لازم را ذخيره نکرده است. از طرفي رطوبتي که تصور ميشود به وسيله سد آرامگاه را تهديد ميکند از زير زمين نخواهد بود و از طريق هوا اين تهديد ميتواند به وجود آيد که البته اين موضوع زمان ميبرد تا متوجه آن شويم. البته هر زمان که متوجه اثر گذاري آبگيري روي آرامگاه شويم ميزان آب پشت سد کنترل خواهد شد.»
جندی شاپور، نخستين دانشگاه باستانی ايران و جهان در خظر نابودی است
نامه های انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تاريانا برای حفظ آثار باستانی به سازمان ميراث بی نتيجه مانده است
ايوان کرخه، جندی شاپور، و تل برمی رامهرمز در خطر نابودی و خريد و فروش
انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تاريانا خوزستان با ارسال 3 نامه به سازمان ميراث فرهنگي خوزستان خواستار جلوگيري از نابودي ايوان كرخه شوش، جندي شاپور دزفول و خريد املاك تل برمي رامهرمز شد.
تل برمي
محوطه باستاني تل برمي واقع در رامهرمز كه به شماره 403 در سال 1347 به ثبت در فهرست آثار ملي رسيد.
سخنگوي انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تاريانا خوزستان با اعلام اين مطلب افزود:« خانههاي ساخته شده روي محوطه باستاني تل برمي پس از جنگ توسط بوميان خريداري شد و اكنون همچنان محل سكونت ساكنان محلي است. »
به گفته "مجتبي گهستوني" با آغاز سكونت در محوطه باستاني ياد شده تا كنون تعرضات و تخريبهاي وسيعي در عرصه و حريم محوطه صورت گرفته كه در صورت جا به جا نشدن ساكنان اين تپه باستاني، يكي از مدارك منحصر به فرد تاريخ ايلام از بين خواهد رفت.
وي افزود:« اين محوطه بنا بر شواهد و گزارش كارشناسان "هو هنوز" باستاني يكي از شهرهاي دوره ايلام نو است كه نابودي تدريجي آن موجب نابودي يكي از مدارك مهم تاريخي كشور خواهد شد.»
گهستوني بيان داشت:« اخيرا از رييس سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري خوزستان درخواست كرديم كه با توجه به به موارد فوق در خصوص خريد تدريجي خانههاي ساكنان و ساير مستحدثات موجود روي عرصه و حريم اين اثر منحصر به فرد باستاني از طريق قانوني اقدام كنند.»
جندي شاپور
سخنگوي انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تاريانا خوزستان همچنين عنوان كرد كه به دليل كشت و زرع روي محوطه باستاني جندي شاپور در دزفول چند محوطه تاريخي دچار تخريب شدهاند.
وي گفت:«انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تاريانا خوزستان با توجه به اين كه اثر ملي جندي شاپور به عنوان نخستين دانشگاه جهان باستان و نخستين مركز فكر جهان در سال 1310 و به شماره 46 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيد از رييس سازمان ميراث فرهنگي خوزستان در خواست كرد نسبت به توقف فوري روند نابودي محوطه ياد شده از طريق قانوني مقتضي اقدام كند.»
ايوان كرخه
سخنگوي انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تاريانا خوزستان گفت:« برابر شواهد موجود دانشگاه آزاد اسلامي واحد دزفول اقدام به اخذ يكصد هكتار از اراضي محوطه ايوان كرخه از اداره منابع طبيعي ، جهت استفاده به عنوان مزرعه آموزشي و اقدام به عمليات كشت و زرع كرده است كه در نتيجه بخشي از محوطه دچار آسيب جدي شده است.»
وي افزود:« با عنايت به اينكه محوطه باستاني ايوان كرخه يكي از شهرهاي امپراطوري ساساني بوده كه با سبك رومي ساخته شده و در سال 1313 و تحت شماره 47 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده ، ادامه دخل و تصرفات دانشگاه آزاد ميتواند موجب نابودي اين محوطه شود. بنابراين طي نامهاي مكتوب از رييس سازمان ميراث فرهنگي خوزستان در خواست كرديم در خصوص رفع تعرض از محوطه باستاني ياد شده و خروج فوري دانشگاه آزاد اسلامي و جاده احداثي از محوطه از طريق قانوني اقدام كند.
وي همچنين تاكيد كرد:« انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تاريانا خوزستان با توجه به موارد فوق آمادگي خود را جهت همكاري با سازمان ميراث فرهنگي جهت رفع تعرض از محوطه باستاني ايوان كرخه اعلام ميكند.»
با توجه به اين که امسال از پايان سرايش شاهنامه 1000 سال مي گذرد اين امکان وجود دارد که با تلاش مقامات مسئول خصوصا در ميراث فرهنگي و وزارت ارشاد اين رويداد در فهرست رويدادهاي فرهنگي - هنري و مشاهير يونسكو به ثبت برسد و سال 2009 به نام شاعر وطن دوست ايران زمين حکيم ابوالقاسم فردوسي، نام گذاري شود اما در اين راه تنها بنياد فردوسي است كه چنين پيشنهادي را به يونسكو داده و به جاست که تمامي سازمان هاي غيردولتي علاقه مند به فرهنگ و تمدن ايران با تمام توان خويش از اين حرکت ارزشمند حمايت نمايند هرچند که با تلاش هاي ستودني اين بنياد نه کشورايران، تاجيكستان، افغانستان، قرقيزستان، پاكستان، تركيه، ازبكستان، تركمنستان و قزاقستان از اعضاء اتحاديه اکو پذبرفته اند که بهصورت بينالمللي، هزاره شاهنامه راجشن بگيرند و همچنين اين بنياد در نظر دارد برنامههاي ديگري را نيز در 3 حوزه كشوري، منطقهاي و بينالمللي اجرا کند كه راهاندازي دانشنامه جهاني شاهنامه , همكاري با نهادهاي ديگر در جهت برگزاري كنگرههايي با عنوان نقش زبان و ادب فارسي در ميان ساير زبانها , برگزاري بزرگداشتهايي براي 4شخصيت به ثبت رسيده ايران در يونسکه که عبارتند از : هشتصد و پنجاهمين سالگرد درگذشت سنايي غزنوي، نهصد و پنجاهمين سالگرد تولد امام محمد غزالي، صد و پنجاهمين سالروز زندگي و حيات فعال سيد جمالالدين اسدآبادي و هزار و صد و پنجاهمين سالروز تولد رودكي توسط كميسيون ملي يونسكو در ايران و ساخت و آمادهسازي تنديسهاي مفاخر ايران همچون فردوسي، سعدي، حافظ، ابنسينا , شهريار، بنان، شجريان، اميركبير، پورياي ولي ، غلامرضا تختي و شخصيتهاي شاهنامه ونمايش آنها در مناطقي از كشورهاي مختلف از جمله آنهاست
واحد اطلاع رساني انجمن ايرانشناسي کهن دژ
به مناسبت سيزدهم تيرماه، جشن تيرگان، دومين همايش کمان و کماندار در فرهنگ ايران زمين در رشت، ميدان فرهنگ، سالن همايش هاي بانک صادرات در تاريخ 13 تيرماه 1387 برگزار شد.
اهدا لوح افتخار توسط بنياد بين المللي پاسارگاد به بهترين هاي سال
در تير ماه امسال بنياد بين المللي پاسارگاد بهترين سال را از نگاه خود معرفي نمود که عموما از کوشندگان نامي دفاع از ميراث فرهنگي ايران به شمار مي روند در مراسمي که به همين منظور ترتيب داه شده بود لوح هاي افتخار بهترين هاي سال توسط آقاي دکتر داد خواه به اين افراد و يا نمايندگان آنها اهدا شد


دکتر سپنتا به همراه دکتر دادخواه
پيام بنياد ميراث پاسارگاد در مراسم اهداي ديپلم بهترين هاي سال
از نظر اين بنياد با اين که خدمت به وطن، و مهم تر خدمت به بشريت، وظيفه ي هر انسان متمدن و سالمي است، اما قدرداني و سپاسگزاري از کساني که در شرايطي مشکل و بدون هيچ منتي بر انجام اين گونه خدمات تلاش مي کنند نيز از وظايف هر شخص و هر نهادي است که براي سامان بخشيدن به اين گونه خدمات کار کرده و به ارزش آنها باور دارد.
کميته نجات پاسارگاد، به روال دو سال گذشته، امسال نيز، کوشا ترين ايرانيان دوستدار و نگران ميراث هاي فرهنگي و طبيعي ايرانزمين را برگزيده و به عنوان تقدير از خدمات ارزشمند آن ها ديپلم «بهترين هاي سال» گذشته را تقديم حضور آن ها مي کند. اين سپاس اگرچه ارزش مادي ندارد اما در واقع ثبت تاريخي نام کساني است که در شرايطي مشکل و حساس براي حفظ ميراث ها و گنجينه هاي بشري سرزمين مان کوشيده اند. و يقين است که در نزد کساني که به ارزش هاي معنوي و فرهنگي بشري باور دارند اين ثبت در تاريخ اهميت زيادي خواهد داشت.
کميته بين المللي نجات پاسارگاد به زودي وارد چهارمين سال زندگي و فعاليت خود مي شود. اکنون اين کميته يکي از چندين کميته يا بخش هايي است که زير نظر بنياد ميراث پاسارگاد اداره مي شود. اين بنياد، همانگونه که همگان مي دانند، نهادي غير سياسي، غير مذهبي و کاملا غير انتفاعي است و اعضاي هيات امناء و مسئولين بخش هاي گوناگون آن همه بدون کمترين دستمزدي، و يا توقع دستمزدي، و تنها به عشق حفظ ميراث هاي ارزشمند فرهنگي و طييعي بشري که براي ما به ارث و يادگار مانده اند، کار مي کنند. اکنون بنياد ميراث پاسارگاد به عنوان يک نهاد بين المللي معتبر و رسمي به سرعت در حال گسترش است و سايت اينترنتي آن نيز، به عنوان سايتي راستگو و غير جنجالي، مرجعي براي کساني شناخته مي شود که به کارها و امور مربوط به ميراث هاي فرهنگي و طبيعي توجه دارند.
از اين پس نيز، همه ساله، عنوان «بهترين ها» براي قدرداني به کساني تقديم خواهد شد که ، بر اساس اهداف و خواسته هاي گسترده ي اين بنياد که شامل حفظ و نجات ميراث هاي فرهنگي و طبيعي، ملي و بشري ايرانزمين (اعم از فيزيکي يا معنوي) از سويي، و رويارويي صريح با تخريب هاي عمدي و غير عمدي موجود در ايران، از سوي ديگر، مي شود. اما در همين زمينه توجه به يک مطلب اهميت دارد و آن اين که انتخاب بهترين ها طبعاً و هرگز به معناي ناديده گرفتن کوشش هاي ارزشمند ديگران نيست. ما اين انتخاب را فقط از ميان کساني که، به طور مستقل، در زمينه هاي مربوط به حفظ و نجات گنجينه هاي بشري، در طول يک سال گذشته و به گونه اي پيوسته کوشا بوده اند انجام داده ايم و خواهيم داد.
در اينجا از آقاي دکتر محمدعلي دادخواه که ، قبول زحمت کرده اند و به عنوان وکيل بنياد ميراث پاسارگاد ديپلم هاي بهترين ها را تقديم آن ها مي کنند سپاسگزاري مي کنيم. لازم است گفته شود که خود ايشان دو سال است که صاحب عنوان بهترين وکيل سال ميراث هاي فرهنگي و طبيعي ايرانزمين بوده اند و همراهي شان در حمايت از گنجينه هاي ايرانزمين موهبتي براي همه ي ما بوده است.
و يکبار ديگر تلاش هاي ارزشمند همه ي کوشندگان مسير مشکل و گاه رنج آلود حفظ ميراث هاي ملي و بشري سرزمين مان را پاس داشته و آرزو داريم که هر يک از دريافت کنندگان اين يادگار خود چراغ درخشان و روشن کننده ي راهي باشند که به حفظ ارزش هاي پايدار و بنيادي ميراث هاي زادگاهمان مي انجامد.
با مهر و احترام
بنياد ميراث پاسارگاد
برخي از منتخبين سال عبارتند از :
|
|