تبليغاتX
انجمن ایرانشناسی کهن دژ
 
انجمن ایرانشناسی کهن دژ
 
 
ایران سرفراز نامت بلند باد
 

قطع 150 اصله درخت در دانشگاه علوم پزشکي همدان

« بابک مغازه اي »

 

بنا به اخبار رسيده در طي روزهاي گذشته دانشگاه علوم پزشکي همدان که قاعدتا  مسئوليت بهبود  بهداشت و سلامت جامعه را بر عهده دارد به بهانه فعاليت هاي عمراني در محيط دانشگاه اقدام به قطع بيش از 150 اصله از درختان که برخي از آنها با محيط بن 120 سانتي متر جزو قديمي ترين درختان موجود در منطقه بودند نموده است که و به گفته کارشناسان محلي  قطع اين درختان داراي اثرات منفي براي اکولوژي  همدان خواهد بود و از سوي ديگر در حالي که مطابق مقررات موجود قطع درختان به هر دليل ممنوع مي باشد سوال اينجاست که چگونه اين تعداد درخت و آن هم درختاني که قطع آنها مسلما داراي صداي زياد بوده و زمان طولاني هم نياز دارد در بخش وسيعي انجام شده و مسئولين مربوطه نيز از انجام اقدام لازم خوداري نموده اند تا بازهم بخشي از قلب تپنده اين شهر تاريخي به نابودي کشيده شود آنهم درست در جايي که مي بايد بيش از هر جاي ديگري به فکر آينده سلامت شهروندان باشند

 

     

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 20:35  توسط انجمن کهن دژ  | 

 

سروران گرامي در اتحاديه‌ي انجمن‌هاي علمي دانشجويان باستان‌شناسي دانشگاه‌هاي کشور و ديده‌بان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران

بدينوسيله حمايت انجمن ايرانشناسي کهن دژ را از بيانه مشترک شما تلاشگران راستين دفاع از ميراث فرهنگي ايران زمين اعلام مي دارم به اميد روزي که سرزمين کهن ما داراي سازماني در خور تمدن چندين هزار ساله خود به منظور حفاظت و معرفي ميراث هاي کهن نياکانمان باشد

پاينده ايران

بابک مغازه اي دبير و سخنگوي

ا نجمن ايرانشناسي کهن دژ

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 19:42  توسط انجمن کهن دژ  | 

بيانيه‌ي مشترک «اتحاديه‌ي انجمن‌هاي علمي دانشجويان باستان‌شناسي دانشگاه‌هاي کشور» و «ديده‌بان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران» پيرامون طرح اخير برخي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي درباره‌ي سازمان ميراث فرهنگي

در خبرها آمده است که شماري از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي تنها به‌جهت پاسخ‌گو نبودن معاون رياست‌جمهوري مي‌خواهند طرحي را ارايه دهند که سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي و گردشگري با عقب‌گردي مشهود، هم‌چون گذشته زيرمجموعه‌ي وزارت ارشاد قرار بگيرد.

به‌باور «ديده‌بان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران» و «اتحاديه‌ي انجمن‌هاي علمي دانشجويان باستان‌شناسي دانشگاه‌هاي کشور» به عنوان يکي از جدي‌ترين منتقدان عملکرد سازمان مذکور، اين طرح در صورت تصويب شدن، در بهترين حالت خود نه‌تنها در کوتاه‌مدت يکي از مهم‌ترين سازمان‌هاي کشور را به رکود مي‌کشاند بلکه هيچ آينده‌ي روشني را هم پيش رو نمي‌نماياند و به نظر مي‌رسد بر پايه‌ي اين طرح نه‌چندان سنجيده، اندک کارايي آن سازمان در انجام وظايفش هم به بن‌بست کشيده شود.
در حالي که ما هم‌چون گذشته بر اين باوريم با پيشنهاد وزارت‌خانه شدن آن سازمان، نه تنها تهيه‌کنندگان طرح به اهداف خود خواهند رسيد، بلکه حرکتي رو به جلو و در راستاي اهميتِ روزافزون آن سازمان و کاراتر کردن آن شکل خواهد گرفت و منافع ملي نيز، تأمين خواهد شد. به اين ترتيب، رياست سازمان مذکور در هيأت وزير، پاسخ‌گو کارهاي خود خواهد بود و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در صورت بروز مشکل مي‌توانند او را به لحاظ عملکرد و تخصص مورد پرسش قرار دهند و نه جنجال‌هاي دور از شرح وظايف آن مقام.
اميد است در زمينه‌هايي که پاي مصالح و منافع ملي در ميان است نمايندگان گرامي بتوانند فراجناحي عمل کنند.

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 19:41  توسط انجمن کهن دژ  | 

نگاهي به روند تخريب ميدان مرکزي همدان

 

حسين زندي هموند انجمن

- بيش از هشت دهه پيش به دستور فريد الدوله گلگون شهردار وقت همدان ,معمار معروفي ماموريت يافت , به وضع معماري فرسوده ي شهر همدان سامان دهد اين شهرساز براي نقشه برداري به مکان هاي بلندي نياز داشت و نزديکترين مکان مرتفع مناره مسجد جامع تاريخي شهر بود

- هنوز سالخوردگاني هستند و از خاطر نبرده اند روزي را که برخي بازاريان و متشرعين شهر , آفتابه به دست به سمت مسجد جامع مي رفتند تا مناره ها را که با ورود يک اجنبي نجس شده بود پاک کنند ( و به قول معروف آب بکشند ) وآن اجنبي کسي نبود مگر« کارل فريش آلماني »

- نتيجه اما آن شد که يادگارزيبا , منحصر به فرد و ماندگاري هم براي شهروندان همداني که طي اين هشتاد و چند سال همواره بدان افتخار کرده اند و به حق هم در خور شهري کهن چون همدان وهم براي معماري جهان باقي بماند  اما نبايد فراموش کرد تخريب بناهايي که در مسير خيابانهاي جديد قرار داشتند بسيار تاسف بار و جبران ناپذير بود

- سيستم شبکه ارتباطي همدان حلقوي «رينگ سيستم » است . در اين سيستم حلقه اول بوسيله شعاع بزرگتر از ميدان اصلي جدا شده و حلقه هاي بعدي به همين صورت همراه توسعه شهربا حلقه هاي بزرگترتکرار شده و به ياري اين سيستم سالها شهر مشکل آمد و شد و ترافيک نداشت

- ميدان مرکزي نقطه آغازين شهر است و بناهاي اطراف اش از سازه هاي بسيار زيبا با مصالح بومي و با معماري سنتي ساخته شده است .شش خيابان از آن منشعب مي شود و به حلقه بعدي مي رسد. همين سنگ بنايي شد تا معماران بعد از « فريش » نيز از اين اصول پيروي کنند که اين مهم تقريبا تا 10 سال قبل رعايت مي شد . بناهاي تاريخي آرامگاه بوعلي , باباطاهر و .....از آن نمونه اند.

-  اما پس از 80 سال در سال 1385 « مجموعه شهرداري همدان » اقدام به تغييراتي در مرکز ميدان اصلي شهر که نماد اين شهر تاريخي است کرده و اعتراضات شهروندان نيز ره به جايي نبرد و طي چند روز پايه ستوني که در مرکز شعاع ميدان قرار داشت را تخريب و اِِلِمان (نشانه ي) جديدي را جايگزين آن کردند .

 البته نفي ميراث گذشته و تخريب آثار پيشينيان کار جديدي نيست و با روي کار آمدن حکومتها و دولتهاي جديد در اين سرزمين همواره متداول بوده  است . اما تخريب آثاري مانند پايه ستون سنگي که چندين نسل هر روز آن را به دفعات مي ديدند و جرئي از خاطرات آنان بود بسيار درناک است و در واقع تخريب روحيه و خاطره هاي جمعي شهروندان است

- مردم همدان افتخاراتشان را در اين ميدان جشن گرفتند , دو مرتبه مجسمه ي شاه رادر دو واقعه تاريخي  از بالاي آن به زير کشيدند و برخي عکس هايشان در کنار آن ستون به يادگار مانده و بزرگاني همچون عارف قزويني, ميرزاده عشقي,قمرالملوک وزيري و... را در آن ميدان ملاقات کردند با اين حال تاثير سازه جديد که بسيار کار ضعيفي است جز حس انزجار تاثر ديگري نداشته و از آن با تعابيري چون تنور, تابلو پرده خواني و... ياد مي کنند که اين قضاوتها نيز حق مردم است

-سازه جديد باصرف هزينهي بيش از 120ميليون تومان از محل درآمدهاي شهرداري (که از جريمه ها و ماليات هايي که از شهروندان دريافت ميشود)با تلاش نابغه اي به نام ميرزايي در مدت 4سال از روي ميدان انقلاب تهران کپي شد . امروز با گذشت دو سال از نصب آن به علت عدم رعايت شرايط بومي و آب وهوايي منطقه در اثر سرما و رطوبت از قسمت پايين دچار فرسايش شده و به زودي  به مخروبه هاي شهر مي پيوندد

-سوال اين است آيا نمي شد بدون تخريب سازه قبلي سازه جديد را در ميدان ديگري در شهر نصب کرد با توجه به اينکه شهر همدان ميدان و فلکه کم ندارد و به گفته کارشناسان در آن سال با 120 ميليون تومان مي توانستند چهار ميدان به ميدانهاي شهر بيفزايند. اما مديريت شهري هر تخصصي دارند غير از شهر سازي.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 19:15  توسط انجمن کهن دژ  | 

 

دريغا تهي از تو ايران زمين

مهندس مجتبي ميربها دارنده اولين پروانه اشتغال نظام مهندسي معدن در ايران در گذشت

اين زنده ياد که تحصيلات کارشناسي ارشد در رشته مهندسي معدن را در سال 1336 به پايان رسانيده بود در طول بيش از نيم قرن تلاش شبانه روزي علمي و اجرايي خود توانست با ايفا نقش اساسي در کشف و استخراج بسياري از معادن زير بنايي کشور ازجمله معدن طلاي موته کمک شاياني را به پيشرفت صنعتي و اقتصادي کشور بنمايد  اما افسوس که اين شخصيت ارزشمند که مي توانست خدمات بسيار ارزنده تري را خصوصا در زمينه تربيت مهندسين جوان براي ميهن خويش به انجام رساند به جز مدت کوتاهي که در زمان دولت موقت مهندس بازرگان به عنوان مدير عامل شرکت کل معادن ايران منسوب گرديد , به علت برخي تنگ نظري ها  از دارا بودن موقعيت لازم براي  خدمات دولتي محروم شده و تنها در واپسين سال هاي عمر پر بار خويش  و پس از تشکيل سازمان نظام مهندسي معدن اولين پروانه نظام مهندسي معدن در ايران را پاس يک عمر تلاش ارزنده ايشان به نام اين تلاشگر وطن دوست که به واقع يکي از مفاخر ملي اين سرزمين بوده است صادرنمودند

انجمن ايرانشناسي کهن دژ درگذشت زنده ياد مهندس ميربها را به کليه علاقه مندان به پيشرفت وترقي ايران زمين و خصوصا تلاشگران عرصه صنايع و معادن کشور سوگباش مي گويد

نامش جاودان و راهش پر رهرو باد

هيئت راهبري انجمن ايرانشناسي کهن دژ

23 شهريور 1387 خورشيدي

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 17:23  توسط انجمن کهن دژ  | 

گام به گام براي ايران

به نام ايران همه با هم يک صدا به منظور پاسداشت تمامي تلاشگران گمنام دفاع از زيست بوم ايران زمين  ,تلاش نماييم تا قله دماوند وغارعليصدر جزو عجايب هفت گانه جديد جهان انتخاب شوند

بياييد يک بار ديگر همچون خروش بي سابقه و غرور انگيزمان در دفاع از حقانيت نام خليج فارس و حاکميت ايران بر جزاير سه گانه اش اين بار به منظور دفاع از حق ايران براي ثبت قله پر افتخار دماوند وغاراعجاب انگيز عليصدر در ميان عجايب هفت گانه جديد جهان و به ياد پيکان آزادي و استقلال ايران زمين که بر بام دماوند از چله کمان آرش رها گشت و به بند کشيدن ضحاک اين مظهر استبداد و خود کامگي بر بلنداي اين قله توسط کاوه آهنگر و پاسداشت سالهاي سال تلاش شبانه روزي مدافعين بعضا گمنام دفاع از زيست بوم ايران در گوشه گوشه اين سرزمين و کوششهاي خستگي ناپذير غارنوردان , کارگران و مهندسيني که بدون اينکه حتي نام بسياري از آنها باقي باشد از ابتداي کشف غار شگفت انگيز عليصدرپس از يک تصادف و اسکان اتفاقي گروهي از کوهنوردان همداني در دهانه اين غار , در تمامي اين سالها با از جان گذشتگي و تحمل سختي هاي بسيار   راه رو هاي مختلف  غار را گشوده و نور را تا تاريک ترين نقاط آن رساندند و زمينه بازديد بسياري از مردم جهان از اين غار شگفت انگيز را فراهم نمودند و تمامي آناني که دماوند را نمود شکوه و عليصدر را مظهر شگفتي هاي ايران مي دانند ابتدا به ياد تمامي جان باختگان اين تلاشها يک دقيقه سکوت کنيم و سپس در گام استوار ديگري دست در دست هم براي پاسداشت تمامي اين تلاشها به منظور افزايش امتيازات کانديداهاي ايران در اين انتخاب همگان را به کمک بطلبيم

پس همگي يک دل ويک صدا با عشق به ايران گام دوم به پيش

بابک مغازه ای17/6/ 1387

برای دادن رای به لينک زير مراجع کنيد : بعد در ليست نامزدها برويد روی اسم آسيا، و روی نام غار علی صدرAli sadr cave و دماوند Mount Damavand کليک کنيدبعد از پايان راي گيري email ي براي شما ارسال مي شود وتا زماني كه بر روي لينك موجود در اين email كليك نكنيد راي شما معتبر نخواهد بود. http://www.new7wonders.com/nature/en/vote_on_nominees

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 9:59  توسط انجمن کهن دژ  | 

 

با تبريک چهارمين سالگرد تاسيس کميته نجات پاسارگاد

بياييد دست در دست هم سرفرازي سرزمينمان را فرياد زنيم

در طول دهه هاي گذشته اکثر ملل جهان تلاش نموده اند تا با افزايش شناخت و معرفي فرهنگ و تمدن پيشينيان خود سنگ بنايي  را براي  پيشرفت و توسعه ي فرهنگي و اجتماعي ملت خويش ايجاد نمايند و در اين راه برخي از مللي که از تمدن قابل توجهي برخوردار نبوده اند گاه دست به سرقت فرهنگي نيز مي زنند که خود شاهد اين موارد در ارتباط با برخي همسايگان ايران مانند : ترکيه اي قلمداد کردن مولانا , تاجيک يا عرب خواندن بوعلي سينا وخليج عربي ناميدن خليج هميشه فارس هستيم اما در اين ميان کشور ما با داشتن هزاران سال پيشينه ي تمدن ,  فرهنگ , هنر وتاثيرات شگرفش بر توسعه جوامع بشري وحفظ حقوق انساني امروزه نه تنها به درستي به جهانيان معرفي نمي شود بلکه عده اي از کساني که مسئوليت اين معرفي را دارند با نابخردي هاي خود زمينه نابودي نشانه هاي اين تمدن چندين هزار ساله را نيز فراهم مي نمايند و در اين راه تنها فعالين جامعه مدني ايران هستند که مي بايد بار مسئوليت دشوار دفاع از تاريخ و فرهنگ غني و چندين هزار ساله اين کهن بوم و بر را به دوش کشيده ودين خود را به نسل هاي آينده ادا نمايند.

هر چند بايد اشاره نمود سالهاست که تلاشگران بسياري در اين عرصه به منظور دفاع از ميراث فرهنگي و زيست بوم ميهن خويش کوشش نموده اند  که در اين ميان بجاست  ياد و خاطره معلم بزرگ وطن دوستي وايران شناسي زنده ياد دکتر  پرويز ورجاوند را گرامي داريم که به واقع وجود پر بارش همچون مشعلي بود که شعله عشق به ميهن ودفاع از تمدن کهن بوم خويش را در قلب ميليون ها ايراني پاک نهاد در سراسر اين جهان پهناور افروخته ساخت و فرزندان مکتب او هيچ گاه از خود گذشتگي هاي اين ابر مرد ايران زمين را از ياد نخواهند برد که حتي در بستر بيماري نيز لحظه از پاي نمي نشست ,  و راهش را ادامه خواهند داد.

و انعکاس  فريادي که پيشينيان ما در دفاع از فرهنگ و تماميت ارضي ميهن خويش سر دادند امروزه در بسياري از سازمانهاي غير حکومتي ايراني در داخل و خارج ميهن طنين انداز شده است که در اين ميان تلاش هاي بي وقفه ي هموندان بزرگوار در کميته نجات و بنياد بين المللي پاسارگاد و بسياري از سازمانهاي مدني ديگر که با صدور بيانيه هاي مشترک هبستگي خود را در اين راه دشوار اعلام مي نمايند از اين جمله اند

اما در اين راه برخي مسائل نيز باعث گرديده تا بسياري از اين تلاشها به نتيجه دلخواه منتهي نشده و يا ميزان نتايج حاصله با فعاليتهاي انجام شده هم خواني نداشته باشد که از جمله اين موارد مي توان به عدم شناخت و آگاهي کامل از اولويت هاي روز توسط برخي از تلاش گران اين عرصه و نبود اطلاع کافي از پويش هاي فعالين تشکل هاي ديگر و در نتيجه ناتواني در همکاري مشترک با آنان و يا استفاده از تجربيات ديگران  اشاره نمود

هر چند که در سالهاي اخير و با ياري گرفتن از امکانات رايانه تا حدودي فرايند اطلاع رساني , همکاري هاي مشترک و موضع گيري هاي واحد افزايش يافته است اما به هر حال در شرايط فعلي و با توجه به تخريب گسترده وسازمان يافته تر اين ذخاير زيستي و بشري نسل امروز و فرداي اين سرزمين نيک ميدانيم که توان فکري و عملي هر يک از ما در جلوگيري از اين نابودي بي سابقه اندک است

پس بجاست که به منظور آگاهي هر چه بيشتر از توان , تخصص و امکانات مجموعه هاي ديگر و فراهم ساختن بستر مناسب براي تلاشي پيگير و همه جانبه به منظور جلوگيري از تخريب آخرين نشانه هاي فرهنگ و تمدن چندين هزار ساله و ذخاير زيستي و جانوري کهن سرزمينمان با همفکري و همکاري تمامي تلاشگران اين عرصه نسبت به تشکيل يک شوراي هماهنگي با عضويت تمامي تشکلها و سازمان هاي مردم نهادي که در اين عرصه فعاليت مي نمايند اقدام نماييم

بديهي است تشکيل چنين شورائي ضمن اين که هيچ منافاتي با فعاليت مستقل هر يک از تشکلها ي مدني نخواهد داشت مي تواند زمينه لازم را براي برداشتن گامهايي سترگ و هماهنگ در راه دفاع از ميراث گرانقدر نياکانمان ايجاد نمايد

پس سروران ,دوستان وتلاشگران بزرگوار با قلبي مملو از عشق ميهن ,دست در دست هم

يک گام به پيش

بابک مغازه اي

7/6 /1387 خورشيدي

براي ارتباطات بيشتر در اين زمينه

www.barayeiran.blogfa.com

barayeiran@gmail.com

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 9:42  توسط انجمن کهن دژ  | 

 

 

چهارمين سالگشت تاسيس کميته نجات پاسارگاد را که به واقع يکي ازتاثير گذار ترين سازمانهاي مدني در راه دفاع از ميراث فرهنگي در سالهاي اخير بوده است را به تمامي تلاشگران اين عرصه شادباش مي گوييم

هيئت راهبري انجمن ايران شناسي کهن دژ

8 /6 /1387

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 12:39  توسط انجمن کهن دژ  | 

معرفي اعضاي انجمن ايران شناسي کهن دژ(1)

بابک مغازه اي

دبيرکل و سخنگوي انجمن

مشخصات عمومي :

متولد 1359 , داراي مدرک تحصيلي کارشناسي مديريت بازرگاني , ساکن همدان و  بنيانگذار انجمن

                      

 

 

برخي سوابق فرهنگي – اجتماعي :

 

1 عضو موسس جمعيت جوانان ايران امروز

2  بنيان گذار جمعيت فرهنگي فلق

3 عضو  هيئت موسس و هيئت مديره کانون کاج (کانون ايران گردان وجهان گردان جوان )  در استان همدان

4  بازرس افتخاري سازمان ايرانگردي در نوروز 1379 و اخذ مدرک تور ليدري( بلد محلي) از اين سازمان  

5  يک سال نايب دبير و يکسال دبير کانون بچه هاي اعماق

6  دوسال نايب دبير کانون آسمان

7 عضو کميته برگزاري اولين و تنها گلستان فرهنگ جوان  در همدان  

7  مدير اجرايي برگزاري جشن سده در سال 1380 که اولين جشن ملي برگذار شده توسط جمعي از تشکلهاي جوانان بوده است

8   مجري برنامه جشن مهرگان در شوشتر که موسسه توفاو انجمن مهر آيين برگذار گرديد و اولين نشست تشکلهاي ملي _ تاريخ کشور محسوب مي  شود

9  يکي از اعضا موسس انجمن مديران فردا به عنوان اولين انجمن فرهنگي دانشگاه آزاد واحد ملاير (دانشگاه محل تحصيل) و مدير اولين مجمع عمومي آن

10  عضو گروه توانمند ساز که به منظور افزايش توانمندي فعالين سازمانهاي غير دولتي اقدام به يک دوره کارگاه آموزشي براي تمامي نهادهاي مدني جوانان در همدان نمود و اکثر جوانان فعال استان در اين کارگاه ها که براي اولين بار در همدان برگزار مي گرديد شرکت نمودند

11  مجري ودعوت کننده کانون انديشه و سخن ( مجموعه اي از فعالين فرهنگي همدان ) که برگزاري

جلسات آن منجر به فعاليت دوباره انجمن هاي همدان و تشکيل شوراي تشکلهاي شهرستان همدان گرديد

12 عضو شوراي تشکل هاي استان همدان در سالهاي 81تا83  

13  مسئول هماهنگي تشکل هاي برگزار کننده اولين روز جهاني معلم در همدان در 13 مهرماه 1381

14  عضو کميته برنامه ريزي و پشتيباني سومين دوره مسابقات پرش با اسب قهرماني جام جوان

15  شرکت در کارگاه آموزشي و هم انديشي در رابطه با مديريت منابع آب و توسعه پايدار سال 1383 در يزد وارائه طرحي در خصوص همکاري جوامع محلي , سازمان هاي دولتي و غير دولتي در غالب يک شوراي منطقه اي که با توجه به لزوم حفظ منافع دراز مدت ساکنين منطقه از نابودي هر چه بيشتر منابع طبيعي و سفره هاي زيرزميني آب جلوگيري نمايند 

16  بنيان گذار و دبير کل انجمن ايران شناسي کهن دژ

17 شرکت در کنگره جوانان ايران

18 ريئس فدراسيون ميراث فرهنگي و گردشگري ستان همدان

19 عضو  فدراسيون ميراث فرهنگي و گردشگري کشور

20  يکي از نمايندگان استان همدان در مجمع ملي جوانان ايران

21   اولين عضو کميته بين المللي نجات پاسارگاد  در همدان

 

مسئوليت اجرائي در برگزاري برنامه هاي مختلفي همچون :  

1 روز جهاني معلم 

 2 بزرگداشت قاسم اميري و معرفي آخرين دفتر شعر او

3  تهيه جزوات آموزشي براي اعضا در زمينه هاي گوناگون

4  برگزاري اولين نمايشگاه کتاب غير دولتي توسط انجمن کهن دژ

5 تهيه کاستي از ترانه هاي ميهني ايران به منظور آشنايي هر چه بيشتر علاقه مندان با اين ترانه ها

6  برگزاري اولين جمعه بازار کتاب همدان توسط انجمن کهن دژ  به مدت بيش از هشت ماه

7 راه اندازي تارنگار انجمن کهن دژ

 

« واحد تشکيلات انجمن ايرانشناسي کهن دژ »

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 21:33  توسط انجمن کهن دژ  | 

 

جنبش بيداري فرهنگي و تلاش براي به روز کردن فرهنگ خردمدار ايران

گزارشي به مردمان ايران، در چهارمين سالگرد کميته بين المللي نجات پاسارگاد

و تقديم به همه ي همراهان مان در کميته نجات پاسارگاد،

 به آن ها که در سرتا سر جهان، هرگاه که توانسته اند ، قدمي در راه اهداف کميته نجات برداشته اند،

به آن ها که در ايران، با نام، بي نام، و يا با نام هاي مستعار براي رساندن خبرها و عکس ها و تهيه گزارش ها کمک مان کرده اند،  و به همه ي  رسانه هاي ديداري و شنيداري و اينترنتي که صداي اين جنبش فرهنگي را به گوش همگان رسانده اند و همه و همه ـ بي هيچ چشمداشت و توقعي ـ تنها به احترام فرهنگ خردمدار، متمدن و مهرآفرين مان از هيچ کوششي در ياري رساندن به کميته نجات کوتاهي نکرده اند.

بيست و نهم آگوست چهارمين سالگشت تأسيس کميته بين المللي نجات پاسارگاد است ـ کميته اي که اولين نداي اعتراض سراسري در برابر آبگيري سد سيوند را در جهان منعکس کرد و آغازگر جنبشي گسترده شد براي حفظ و نجات ميراث هاي فرهنگي، ملي و بشري ايرانزمين.  

ادامه اين گزارش را مي توانيد در تار نماي کميته بين الملي نجات پاسارگاد و يا تارنگار براي ايران

مطالعه فرماييد                                  www.barayeiran.blogfa.com www.savepasargad.com        

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 21:28  توسط انجمن کهن دژ  | 

شهريورگان

يادآور نبرد کيومرث با اهريمن وآغاز شهرياري بشر بر روي زمين

شاهين سپنتا

شهريور ، در اوستا « خشَثرَ وَيريه » و در پهلوي « شَهرِوَر » و در فارسي « شَهريوَر » يا « شَهرير » به معناي « شهرياري دلخواه » يا شهرياري آرماني » يا « توانايي مينُوي آرماني يا آرمان شهر » ، در گاهان يکي از فروزه هاي «مزدا اهوره » و در اوستاي نو نام يکي از امشاسپندان که در جهان مينوي نماد شهرياري و فّر و فرمان روايي اهورا مزدا و در جهان استومند نگاهبان فلز ها و پاسدار فَر و پيروزي شهرياران دادگر و ياور بينوايان و دستگير مستمندان است و او را مينوي مهرباني و جوانمردي خوانده اند ( اوستا ، دوستخواه ، ص 1015 )

در گاهشماري ايراني ، ششمين ماه سال و چهارمين روز از هر ماه شهريور نام دارد ، از اين روي نياکان ما در روز شهريور از شهريور ماه ، جشن شهريورگان را برگزار مي نمودند. بر بنيان بندهش گل شاه اسپَرغَم ( ريحان ) ويژه شهريور است (بندهش - مهرداد بهار، ص ٨٨ )

نگارنده ، براي آگاهي بيشتر از ريشه هاي استوره اي و تاريخي اين جشن کهن و  آيين هاي ديرينه ي آن که با گذر زمان به فراموشي رفته اند ، در آغاز نگاهي به کتاب بندهش ( / زند آگاهي ) دارد:

در بخش چهارم کتاب « بندهش » که « درباره چگونگي و علت آفرينش آفريدگان براي نبرد » سخن به ميان مي آيد ، مي خوانيم که « ... او [هرمز] همه امشاسپندان را به همکاري [ در ] نبرد آفريدگان چنان گمارد و ايستاند که چون اهريمن آمد، هرکس آن دشمن خويش را به نبرد فراز گيرد که فرمان تازه اي در نيابد ... ».  سپس در ادامه به نقش هريک از امشاسپندان در اين نبرد مينوي پرداخته مي شود و درباره شهريور مي آيد : « چهارم از مينويان شهريور است. او از آفرينش مادي فلز را به خويش گرفت. به ياري و همکاري او خور و مهر و آسمان و اََنغران، سوگ نيکو ، اردويسور و هوم ايزد ، بُرزيرد و دهمان آفرين داده شدند؛ زيرا فلز را استواري از آسمان است و آسمان را بُن گوهر آبگينه گون فلز است و او را قرار از انغزان است – انغزان [ همان ] انغز روشن ، خانه زرين گوهر نشان است که [ در ] بالا [ به ] گاه امشاسپندان پيوسته است – تا بدين همکاري ، ديوان را در [ دوران ] اهريمني توانِ از ميان بردنِ فلز نباشد »

در بخش پنجم نيز که به « تازش اهريمن بر آفرينش » مي پردازد ، به چگونگي نبرد گيومرث با اهريمن پرداخته و در ادامه ، در بخش هشتم از بندهش که « درباره نبرد کردن آفريدگان گيتي به مقابله اهريمن » ويژه شده است ضمن اشاره غير مستقيم به ارتباط شهريور با استوره شهرياري گيومرث تگاور ، دوباره از نبرد او با اهريمن ياد مي شود: « ششم نبرد را کيومرث کرد. از آن جا که بر سپهر کيومرث پيدا بود ، در تازش اهريمن بر اثر نبرد اختران و اباختران ، سي سال زيست ». اما سرانجام « به سبب تفوق کيوان بر هرمزد ، کيومرث را مرگ بر آمد ... ». اما گويا نبرد گيومرث و اهريمن با مرگ گيومرث به پايان نمي رسد و  پس از مرگ او، فرزندانش نبرد او با اهريمن را ادامه مي دهند که به نابودي ديوان و از کارافتادگي اهريمن مي انجامد: « از آن جا که تن کيومرث از فلز ساخته شده بود ، از تن کيومرث هفت گونه فلز به پيدايي آمد. [ از ] آن تخم که در زمين رفت ، به چهل سال مشي و مشيانه برُستند که از ايشان رونق جهان و نابودي ديوان و از کارافتادگي اهريمن بود. اين نخستين کارزار را کيومرث با اهريمن کرد».

گيومرث ، در اوستا « گيه مرتن » و در پهلوي « گيومرد » به معني « زنده ميرا » يا « جان نيستي پذير » نام نخستين بشر آفريده اهوره مزداست. گيومرث نخستين کسي است که انديشيد و آموزش و منش اهوره مزدا را دريافت و از اين روي با با صفت « نخست انديش » از وي ياد شده است . درباره کيومرث در فروردين يشت ، کرده 24 ، آمده است : « فَرَوَشي گيومرت اَشَون را مي ستاييم ، نخستين کسي که به گفتار و آموزش اهوره مزدا گوش فرا داد و از او خانواده سرزمين هاي ايراني و نژاد ايرانيان پديد آمد»

استوره نخستين بشر و نبرد او با اهريمن با تغييراتي در کيش مانوي نيز راه يافت چنان که نخستين بشر در کيش مانوي « مادر زندگان » نام داشت و از او مردي به وجود آمد که مانويان او را نخستين نر يا « فرَدومين نر » يعني نخستين مرد ناميدند و اوست که با پيشوا و راهبر اهريمنان به جنگ برخاست.

گرچه بين داستان گيومرث در شاهنامه فردوسي با متون ديني همچون اوستا ، دينکرد و بندهش تفاوت هايي ديده مي شود با اين همه در شاهنامه نيز از گيومرث به عنوان نخستين شاه ياد مي شود و به نبرد او با اهريمن اشاره مي شود:


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 21:22  توسط انجمن کهن دژ  | 

به نظر شما مدرسه دارالفنون به عنوان اولين مرکز علمي نوين کشور امروز بايد چه وضعيتي داشته باشد و مجسمه امير کبير اين بزرگ پرچم دار اصلاح ساختاري ميهن در کجاي اين بناي خاطره انگيز قرار گيرد

 

 

و اين هم عکسي از دارالفنون امروز و پيکره اي از باني آن امير کبير؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 19:20  توسط انجمن کهن دژ  | 

فرارسيدن جشن فرخنده شهريور گان را به تمامي

ايرانيان پاک نهاددر سرتاسر

 ايران فرهنگي بزرگ 

شادباش ميگوييم

هيئت راهبري انجمن ايران شناسي کهن دژ

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 19:57  توسط انجمن کهن دژ  | 

 

همايش "شهر تاريخي ارجان ( بهبهان )" با صدور بيانيه اي پايان يافت

 

همايش "شهر تاريخي ارجان ( بهبهان )" با صدور بيانيه اي  که خواستار جلوگيري از تخريب و نابودي ميراث فرهنگي و طبيعي دشت بهبهان و تصويب "عرصه و حريم مجموعه تاريخي- اسلامي ارجان" به کار خود پایان داد  در نخستين برنامه از نشست­هاي باستان‌شناسي خوزستان که با عنوان شهر تاريخي- اسلامي "ارجان" (بهبهان) و به کوشش "انجمن ايلام شناسي ايران"، "ديده بان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران" و "موسسه فرهنگي-پژوهشي خُجند" برگزار شد ، باستان شناسان گزارش هايي از روند تخريب آثار ارزشمند شهر تاريخي ارجان ارائه دادند.

 احسان يغمايي، به عنوان نخستين سخنران، ضمن گزارشي از کاوش هاي انجام شده در آرامگاه « کيدين هوتران » در سال 1361 خورشيدي يادآور شد : محوطه باستاني ارجان که از ديرباز، ارجان يا ارگان- ناميده شده در شمال خاوري بهبهان، حاشيه‌ رود مارون و در جنوب خاوري خوزستان قرار دارد. تاريخ اين محوطه توسط تاريخ‌نويسان و پژوهش‌گران نام‌دار ايراني به تحرير درآمده که از مهم‌ترين و ژرف‌انديش‌ترين ايشان مي‌توان به ناصرخسرو اشاره کرد.

اين باستان‌شناس و کاوشگر ارجان در ادامه گفت: ناصرخسرو ارجان قديم را شهري آباد با باغ‌هاي بسيار نارنج و ترنج به تصوير مي‌کشد، شهري با 20000 مرد بالغ و کارآزموده‌ جنگي و جمعيتي در حدود 50000 نفر که در واقع بزرگ‌تر از بهبهان امروزي ما بوده است.

احسان يغمايي ، کاوش‌هاي انجام شده در اين محوطه را در مقابل عظمت مجموعه بسيار ناچيز و کم‌اهميت دانست و در اين خصوص گفت: اولين بررسي علمي اين محوطه‌ تاريخي در سده‌ ابتدايي قرن بيستم و توسط « هرتسفلد » و « اشتين » و « بهمن کريمي » انجام شده است. در جريان خاک‌برداري جهت عمليات سدسازي بر روي رودخانه‌ "مارون" حفره‌اي در زمين ايجاد و آرامگاهي از دوره ايلام نو کشف شد. در پي اين اتفاق عمليات کاوش درسال 61 آغاز گرديد.

يغمايي در ادامه افزود : اين تابوت بسيار شبيه تابوت زيويه بوده اما فاقد ساختار ايلامي است. از ويژگي‌هاي جالب و منحصر به‌فرد اين تابوت به قرار گرفتن درب آن در قسمت زيرين مي‌توان اشاره کرد که تا به امروز دليل اصلي آن مشخص نشده است. پارچه‌ موجود در اين تابوت بافت ارجاني دارد که تمام کف و ديواره، بدنه و لبه‌ آن را در بر گرفته است.

احسان يغمايي ياد آورشد: اهميت ارجان نه به خاطر "حلقه زرين قدرت" منحصر به‌فرد آن، بلکه به سبب آن است که ارجان آخرين برگ يک فرهنگ شکوهمند چندهزار ساله است.

وي بررسي تاريخ اين منطقه و حفاظت از آن را بسيار مهم و ضروري دانست و افزود : تاريخ 8000 ساله‌ ايران در اين‌جاست و متأسفانه زخم‌هاي بسيار عميقي بر پيکر اين محوطه‌ مهم باستاني وارد شده است. ساخت سدهاي مارون و آريوبرزن و حفاري‌هاي شرکت نفت و احداث کارخانه‌ سيمان، اين محوطه‌ تاريخي و هويتِ بخشي از تاريخ ايران را در معرض نابودي کامل قرار داده است.

ميرعابدين کابلي، باستان شناس، نيز به عنوان دومين سخنران اين همايش در خصوص کاوش‌هاي انجام‌شده در سال 1368 گفت: هدف اصلي ما در کاوش، پيدا کردن مقبره‌ « کيدين هوتران» بود و يافتن پاسخي بر اين پرسش که چرا مقبره‌ اين شخص مهم در وسط بيابان واقع شده است؟

کابلي افزود: در ابتدا به پاک‌سازي محوطه‌ مورد نظر پرداختيم و سپس گمانه‌اي به طول 25 و عرض 3 متر ايجاد کرديم و خوشبختانه موفق به يافتن اين مقبره شديم. در آن‌جا ما با بنايي از نوع زيگورات چغازنبيل روبه‌رو شديم و ظن غالب ما بر اين بود که اين بنا زيگورات بوده و مقبره‌، کنار اين جايگاه بنا شده است. وي در ادامه به توصيف ويژگي‌هاي معماري اين بنا پرداخت.

کاميارعبدي، سومين سخنران همايش به ارائه برنامه‌ پژوهشي خود در دشت بهبهان پرداخت و گفت: جهت بررسي ارتباط مردم يک‌جانشين روستايي و مردم کوچ‌رو عشاير و به منظور مطالعه و مطابقت الگوهاي مربوطه در منطقه‌ زاگرس مرکزي و جنوبي، در قالب تمدن تاريخي ايلامي، تحقيقات خود را در اين منطقه آغاز کردم. به اين منظور در ابتدا به بررسي محوطه و تهيه نقشه از روي عکس‌هاي قديمي پرداختيم و محوطه‌ي ساساني – اسلامي آن تعيين حريم شد.

سردبير مجله باستان‌شناسي و تاريخ، هدف اصلي خود از کاوش در اين منطقه را بررسي تحولات سياسي – فرهنگي حد فاصل ايلام نو تا دوره‌ي هخامنشي ذکر کرد. وي درباره‌ ويژگي هاي جغرافيايي اين منطقه ياد آور شد: از نظر جغرافيايي، گستره‌اي از مناطق مختلف زيست‌محيطي در اين منطقه قرار دارد که کوهستان‌هاي بلند در حوزه‌ي رود کر تا دشت‌هاي کوهستاني لردگان و ايذه را در بر مي‌گيرد و از ناحيه‌ شمال غربي شامل دشت‌هاي شوشان، شوشتر، رامهرمز و... است تا جايي که به بهبهان مي‌رسيم که در اين گستره، اهميت دشت بهبهان به جهت ويژگي جغرافيايي آن منحصر به‌فرد است.

اين باستان شناس در ادامه گفت: دشت بهبهان درست در محل اتصال کوه‌هاي زاگرس و در منتهي‌اليه دشت‌هاي آبرفتي خوزستان قرار دارد و اهميت اين موضوع در اين است که اين منطقه از کردستان تا فارس مهد تمدن ايراني است و در زمان ايلامي‌ها در حد فاصل بين شوش و انشان، تمدن ايلامي شکل مي‌گيرد و سلسله‌هاي مهم هخامنشي و ساساني نيز از اين منطقه سر بر آوردند.

دانشيار کالج دارتموث عبدي که از سال 1384 خورشيدي سرپرستي پروژه باستان‌شناسي دشت بهبهان رابر عهده گرفته است در ادامه‌ به اهميت دشت بهبهان از ديدگاه ارتباطي پرداخت و شيوه ارتباطي (انشان و شوش باستان) را از طريق راه شاهي توصيف نمود.

عبدي با بيان سابقه 150 سال فعاليت‌هاي باستان‌شناسي در خوزستان، رکود فعاليت‌هاي باستان‌شناسي اين منطقه را به زيان جامعه‌ باستان‌شناسي ايران در سطح جهان دانست و گفت: ضروري است با تأمين بودجه کافي فعاليت‌هاي راکد باستان‌شناسي دشت بهبهان احيا شود و ابهامات بسياري که درباره آرامگاه ايلامي کيدين هوتران، دوره ايلامي و آغاز حکومت هخامنشي وجود دارد، پاسخ گفته شود.

محمدتقي عطايي در ادامه اين همايش ، درباره تعيين حريم مجموعه‌ تاريخي ـ اسلامي ارجان  گزارش داد: در ورود به دشت بهبهان با حجم انبوهي از آثار متنوع فرهنگي شامل شهر، تپه‌ها، قنات‌ها و سازه‌هايي مانند پل‌هاي دوره‌ي ساساني روبه‌رو شديم. بنا بر اين در موقع تعيين حريم نمي‌توانستيم صرفا آن‌را شهري ارجاني قلم‌داد کرده و آن‌را تعيين حريم کنيم، لذا ناگزير به بررسي اسناد قديمي‌تر شديم تا مشخص شود اين دشت قبل از اين تحولات - که توسط توسعه‌هاي عمراني ناشي از ساخت سد‌ها و کارخانه سيمان حادث شده - به چه شکلي بوده و بدين منظور عکس‌هاي هوايي اين محوطه را تهيه کرديم.

عطايي با نشان دادن عکس‌هاي هوايي که در دهه هاي 1330، 1340 و 1370 خورشيدي برداشت شده بود، نشان داد شهر ارجان بخشي از مجموعه بزرگتري است که دربرگيرنده يک منطقه از دوره تاريخي در دو کرانه رود مارون به نام هاي "بديل" و "بکان" است.

به گفته وي بخش‌هايي از محوطه « بديل » امروزه با ايجاد يک پادگان نظامي تخريب‌ شده و قسمت زيادي از محوطه بکان نيز توسط کارخانه سيمان نابود شده و بقيه اين محوطه نيز با احداث فاز دوم کارخانه سيمان نابود مي‌شود.

عطايي افزود:اين سه محوطه بزرگ يعني محوطه بديل، محوطه بکان و شهر تاريخي - اسلامي ارجان هر سه ارتباط نزديکي با هم داشته و هر سه نيز در دوره ساساني ساخته شده‌اند. بنابراين، تعيين عرصه هر يک از آنها بدون ديگري کاري عبث بوده و از ديدگاه علمي و کارشناسي محل اشکال است.

اين باستان‌شناس با نشان دادن تصاوير ماهواره‌اي نشان داد ده‌ها رشته قنات تاريخي در بالا دست اين محوطه‌ها ايجاد شده است. اوافزود:اين قنات‌ها سه گروه هستند که هر گروه به يکي از اين سه شهر منتهي شده است.

وي گفت:در جريان اين برنامه مطالعاتي، مسير قنات‌هايي که ناصر خسرو قبادياني هنگام توصيف شهر ارجان از آنها ياد کرده، شناسايي و در حريم جاي داده شده است.

عطايي ادامه داد: براي تعيين حريم محوطه‌هاي باستاني ضروري است شرايط امروز در نظر گرفته شود و با توجه به موازين بين‌المللي و رجوع مستقيم به مدارک ملموس تعيين حريم صورت گيرد. هم‌چنين توجه به متون کهن و جغرافياي تاريخي نيز بسيار حايز اهميت است.

محمدتقي عطايي از تأخير در تصويب عرصه شهر ارجان در سازمان ميراث فرهنگي خوزستان گلايه کرد و گفت: گزارش و نقشه تعيين عرصه و حريم اين شهر بيش از يک سال است که معطل مانده و به تصويب نرسيده است و در اين مدت متاسفانه شرکت نفت با استقرار در منطقه خسارت‌هايي را به قنات‌ها و محوطه ارجان وارد آورده است.

شهرام زارع نيز در ‌ادامه همايش شهر تاريخي- اسلامي "ارجان"، گزارشي از فصل يکم فعاليت‌هاي خود در دشت بهبهان ارائه نمود . سرپرست بررسي دشت بهبهان با بيان اين‌که در اين بررسي 70 اثر و محوطه يافته شد و در فهرست آثار ملي به ثبت رسيد، تعداد آثار ثبت شده خوزستان را که 700 اثر است، بسيار کم دانست و خواستار توجه جدي تر مديريت ميراث فرهنگي اين استان به آثار و محوطه هاي تاريخي شد.  

اين باستان شناس همچنين به بررسي استقرارهاي دشت خوزستان پرداخت و تعداد محوطه‌هاي استقرار را بر اساس دوره‌هاي تاريخي مرتبط برشمرد: دوره‌ پيش از تاريخ با 15 محوطه، دوره‌ تاريخي با 13 استقرار، دوره‌ هخامنشي با 5 استقرار، 10 استقرار در دوره اشکاني و از دوره اسلامي با 35 استقرار .

سرپرست بررسي دشت بهبهان همچنين افزود: درصد تخريب محوطه‌هاي دشت بهبهان در سالهاي اخير بسيار بالا رفته است. حال آن‌که با توجه به غناي طبيعي و تاريخي، اين منطقه از قابليت توريستي- باستاني زيادي برخوردار است.

شهرام زارع در پايان بر لزوم سامان‌مند شده هر چه سريع تر فعاليت‌هاي شرکت نفت و کارخانه سيمان بهبهان تاکيد کرد.  

مختاران، رئيس انجمن دوستداران ميراث فرهنگي خوزستان در ادامه اين همايش به ارائه‌ گزارشي از محوطه‌ باستاني ارجان و تخريب‌هاي گسترده آن پرداخت. وي با بيان پيشينه تاريخي ارجان گفت: بر اساس سکه­هاي ساساني يافت شده نام اين شهر "ارگان" بوده است.

مختاران با نشان دادن تصاويري از تخريب‌هاي شرکت نفت، انفجارها و لرزه نگاري‌هاي انجام شده را براي اين محوطه زيان بار دانست و گفت قنات‌هاي زيادي در خلال آن تخريب شده و محوطه‌هاي باستاني آسيب جدي ديده‌اند.

اين فرهنگي بهبهاني با نشان دادن تصاويري از تپه هاي دشت بهبهان گفت که سازمان ميراث فرهنگي استان خوزستان بسيار ضعيف عمل کرده است.

 به گفته مختاران تپه هاي موشکي، دوتلون سالارآباد، دوتلون ارجان، تل قماربازان، تل شلمبوزار، تل باغي، تل کردستان و ده ها تپه ديگر توسط کشاورزان تسطيح و نابود شده و مدارک آن موجود است و در صورت نياز همه آنها را منتشر خواهد کرد.وي همچنين خواستار از سرگيري فعاليت‌هاي باستان‌شناسي و توجه جدي به ثبت تمام تپه‌هاي دشت بهبهان شد.

 در پايان ، بيانيه‌ همايش شهر تاريخي- اسلامي "ارجان" (بهبهان) در سه ماده خوانده شد :

1. همايش، خواستار توجه و پيگيري سريع سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان خوزستان براي تصويب "عرصه و حريم مجموعه تاريخي-اسلامي ارجان" است تا از تخريب‌ها و آسيب‌هاي ناشي از فعاليت‌هاي "کارخانه سيمان بهبهان" و "شرکت مناطق نفت‌خيز جنوب" جلوگيري به عمل آيد.

2. همايش، خواستار توجه جدي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري کشور و همه مراکز و نهادهاي دولتي به مقوله ميراث فرهنگي و طبيعي دشت بهبهان است.

3. همايش خواهان توجه جدي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري به باستان‌شناسي دوره ايلام است و قوياً تاکيد مي‌کند برنامه‌هاي نظام‌مند، منسجم و بلندمدت براي اين منظور تعريف و اجرا شود.

 |+| نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 10:17  توسط انجمن کهن دژ  | 
 
  بالا