تبليغاتX
انجمن ایرانشناسی کهن دژ
 
انجمن ایرانشناسی کهن دژ
 
 
ایران سرفراز نامت بلند باد
 

گرامي باد سالروز قيام ملي سي تير

 

همه جا غرق در هيجان و حرکت است تمامي آزادي خواهان و ايران دوستان در خيابان ها به تکاپو ي دفاع از دولت ملي خويش ازجان مايه مي گذارند ناگهان پليس تصميم به شليک مي گيرد , تفنگها به صدا درمي آيند و يکي از همين گلوله ها سينه نوجواني را هدف قرار مي دهد که با قلبي مملو از عشق ميهن به کارزار شتافته است اما غافل از اين که حتي گلوله هم نمي تواند چيزي از عشق او به پيشواي خود مصدق کبير بکاهد ودراين هنگام امير بيجار اين دانش آموز دلاور ايراني به مثابه استاد وطن دوستي دست بر خون خويش مي زند وبا اندک تواني که در تن ناتوانش باقي ست بر ديوار ساختمان آموزش و پرورش وقت به خط خون مي نگارد يا مرگ يا مصدق ناگهان جمعيت يکپارچه به پا مي خيزد و همگان فرياد مي زنند از جان خود گذشتيم با خون خود نوشتيم يا مرگ يا مصدق , تار و پود شور و شعور يک ملت به هم تافته مي شود تا فرش آزادي و حاکميت ملي اين سرزمين به دست مصدق کبير بافته شود و قيام ملي سي ام تير ماه به پيروزي مي رسد تا برگ زرين ديگري از تاريخ افتخارات ملت ايران با خطي سرخ نگاشته گردد و نام و ياد شهيدان آن روز همچون رضا ايوبي ارغند (دوره گر) ـ حسن نيکو سخن (آهنگر) ـ عباس لـًولـًو (زرگر) ـ محمود عموئي (آجيل فروش) ـ نوروز کفائي (يخ فروش) ـ مرتضي دستخوش نيکو (شاگرد دوچرخه ساز) ـ صفر حنيفه رحفاني(ريخته گر) ـ قدرت سليمي ـ اسمعيل عينک چي ـ هوشنگ رضيان(عطار) ـ غلامحسين صادقي(بلورفروش) ـ محرم رستمي(خياط) ـ اسمعيل وزيري(توتون فروش) ـ امير بيجار(محصل کلاس پنجم) ـ جبار رشيدي(کارگر جوراب باف) ـ حبيب شوقي رضواني (راننده) ـ سعدي اسکندري ـ پرويز رجائي(آرايشگر) و به ويژه  دانش آموز شهيد امير بيجار در قلب يکا يک عاشقان اين سرزمين براي هميشه تاريخ باقي بماند  

 

نامشان جاويدان و راهشان پر رهرو باد

بابک مغازه اي

سي ام تير ماه1387 خورشيدي

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 18:38  توسط انجمن کهن دژ  | 

به نام خداوند جان و خرد

اعلام نگراني نسبت به نابودي ميراث فرهنگي

 

بدينوسيله، نگرانی شديد خود را از رويدادهای تلخی که اين روزها در کشورمان رخ داده و گنجينه‌های باستانی و گرانبهای ميهن‌مان را يکی پس از ديگری به نابودی می‌کشد، اعلام نموده و ضمن يادآوري وظيفه‌‌ي دولت يعني نگهداری و پاسداری از گنجينه‌های اين سرزمين، از ميان انبوه ويرانی‌هايی که اين روزها دل هر ايرانی پاک‌نهادی را به درد آورده است ، پنج پاره‌ي زير را نگران‌کننده‌تر از همه دانسته‌ و آنها را به آگاهی ملت گرامی ايران می‌رسانيم:

 1. ما از هماهنگی‌های انجام‌شده ميان سازمان ميراث فرهنگي و مديريت بريتيش‌ميوزيوم لندن برای بازگشت اگرچه موقت گردونه‌ي خشتی کوروش بزرگ (منشور حقوق بشر کوروش) از موزه‌ي بريتانيا به گنجينه‌ي ملی ايران و نمايش همگانی آن، به شدت نگران بوده و از هم‌اکنون دلواپسی ژرف خود را از اين موضوع، به آگاهی هم‌ميهنان و نيز همه‌ي نهادهای فعال فرهنگي می‌رسانيم.

زيرا بر اين باوريم که سازمان ميراث فرهنگي، هرگز کارنامه‌ي روشنی در پاسداری از گنجينه‌های کشورمان نداشته و ندارد، و برای نمونه همان بس که نتوانسته تا از سنگ‌نوشته‌ي ارزشمند جزيره‌ي خارک ، بيش از 199 روز نگهداری نمايد. هم‌چنين هنوز هم مردمِ بزرگوار ايران ، خاطره‌ي تلخ ربوده شدن «لوح زرين تخت‌جمشيد» از همين گنجينه‌ي ملی ايران و و سپس پخش خبري مبني بر آب کردن آنرا ، از ياد نبرده‌اند.

2. همانگونه كه كارشناسان غيردولتي از همان آغاز پيش‌بيني كرده بودند، رطوبت سنجهاي پاسارگاد نمِ بسيار بالايی را پيرامون آرامگاه کوروش بزرگ نشان داده‌اند و با آنکه همه‌ي گروههای ميهن‌پرست، پيش از آبگيری سد سيوند، بارها و بارها درباره اثرات ويرانگر اين آبگيری هشدار داده بودند،ولي هنوز هم- و بر خلاف وعده‌هاي داده‌شده شاهد اقدام مثبتي براي تخليه‌ي آبهاي آن سد نبوده‌ايم ، تا پس از قطع شمار بالايي درخت منحصر به‌فرد و نابودي محوطه‌هاي باستاني تنگِ چشمه (تنگ بلاغي)، دست كم اينك از شدت آسيب‌هاي پيشِ رو بكاهيم. 

3. شنيده مي‌شود كساني به جرم ويران نمودن سنگ‌نوشته‌ي جزيره‌ي خارک دستگير شده‌اند. هر چند پيرامون علت دستگيري دستكم يك تن از آنها ابهام‌هايي وجود دارد ولی در ميان شگفتیِ همگان، منابع رسمی تا كنون به بهانه‌ي امنيتی بودن مسأله، از شناساندن آنها به مردم و روشن شدن علت مسأله سر باز زده‌اند. و اين در حالی است که ميدانيم به دليل نفت‌خيز بودن جزيره‌ي خارک و دارا بودن تأسيسات نفتی بسيار، هيچ‌کس نمی‌تواند بدون داشتن پروانه از مسؤولان مربوطه، به آن‌جا آمدوشد نمايد.

آشكار است كه براي جلوگيري از گسترش شايعات پيرامون اين رويداد كه چندان خوشايند نيز نبوده و مي‌تواند اعتماد دوستداران ميراث فرهنگي نسبت به دولت را كم‌تر نمايد ضمن بركناري مديريت سازمان ميراث فرهنگي استان بوشهر، شايسته است نتايج پيشرفت پرونده ، گام به گام اعلام گردد.

4. در خبرها آمده است كه در كمال شگفتي بخشي از محوطه‌ي کاخ‌ آپادانای شوش، آن گنجينه‌ی کهن و گران‌بهای کشورمان و يادمانِ روزگار داريوش بزرگ، به پيست موتورسواری بدل گشته است. آشكار و بديهي است كه ميبايست ضمن برچيدن چنين وضعيتي، هرچه زودتر حريم آن اثر ارزشمند مشخص و مورد نگاهباني قرار گيرد تا ديگر بار فجايعي همچون تخريب پاي ستون‌هاي دروازه‌ي شرقي همان كاخ ونيز نابودي كتيبه‌ي خارك را شاهد نباشيم .

5. و باز از خوزستان و ديگر كهن‌شهر آن، ((اهواز))، خبري دال بر كاوش و رسيدگي به شهر باستانی هرمزداردشير که خود يادگاری 1700 ساله از روزگار ساسانيان و از آثار ثبتِ ملي شده‌ي آن استان است به گوش نرسيده و نمي‌رسد. ما چنين كوتاهي‌هايي را تنها و تنها از ناكارآمدي مديريت سازمان ميراث فرهنگي آن استان مي‌بينيم و خواستار بازبيني در رفتار و عملكرد اين سازمان ميباشيم .

چو ايران نباشد تن من مباد

 

بنياد دوستداران ميراث فرهنگي افراز (تهران)    انجمن فرهنگي بيستون (تهران)

انجمن فرپاد (شيراز)                                   انجمن انديشه جوان (اصفهان)

انجمن دوستداران و حافظان خشت خام (يزد)   كانون دوستداران شاهنامه (توس)

كانون جوانان پاسارگاد (گرگان)                     گروه جوانان شكوه هخامنشي (خراسان)

جمعيت عصر سبز (يزد)                              انجمن فرهنگي سرزمين پارس (خراسان)

جمعيت دوستداران ميراث فرهنگي يادگار (يزد) خانه سيمرغ (تهران)

خانه ماوراي جوان (گرگان)                          انجمن ديده‌بان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران (تهران)

انجمن كهن‌دژ (همدان)                         كانون گسترش فرهنگ ايران بزرگ (اصفهان)

انجمن هخامنشيان (تهران)                           انجمن دوستداران ميراث فرهنگي و گردشگري امرتات (اصفهان)

خانه ادب مهر (اصفهان)                              انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تاريانا (خوزستان)

كانون سيمرغ انديشه (نجف‌آباد)                     كانون فرهنگي لر بختياري ايرانيان

انجمن ايلام شناسي ايران (تهران)                   انجمن اسپادانا (تهران)

 انجمن فرهنگي كوروش بزرگ و گروهي از فرزندان ايران‌زمين

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 10:53  توسط انجمن کهن دژ  | 

شما مي توانيد  از طريق  email:

www.kohandezh.ngo@gmail.com

با انجمن ايرانشناسي کهن دژ تماس بگيريد ومقالات ,پيشنهادات , تقاضاي عضويت و يا اعلام همکاري خود را براي ما بفرستيد

 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 20:1  توسط انجمن کهن دژ  | 

نسل تمساح که براي هندي ها يک منبع درآمد بزرگ است در ايران در حال نابودي است

برگرفته از تارنماي کميته نجات پاسارگاد

از: دكتر اسماعيل كهرم

اواخر فروردين ماه امسال، مديركل محيط زيست سيستان و بلوچستان با اعلام اينكه جمعيت گاندوها به 200 راس رسيده نسبت به انقراض اينگونه كمياب حيات وحش هشدار داد) اهالي سيستان و بلوچستان، تمساح‌هاي پوزه كوتاه را گاندو مي‌نامند.) آنچه گاندوها را تهديد مي‌كند خشكسالي است؛ به‌خصوص كه اين جانور در آب شيرين زندگي مي‌كند، حال آنكه نه تنها آب شيرين كه آب در سيستان و بلوچستان كيمياست و زيستگاه گاندوها در رودخانه‌هاي سرباز و كاجو در پي چند سال خشكسالي با كم آبي شديد مواجه است. اما دشمن ديگري هم در كمين گاندوها ست.

گاندوها در ساحل رودخانه در گودال‌هايي كه خود حفر مي‌كنند تخم ريزي مي‌كنند اين در حالي است كه همواره جانوران اهلي و وحشي از جمله سگ، شغال و روباه تخم‌ها و بچه‌هاي تازه سر بر آورده از تخم را مي‌خورند. قابليت‌هاي گاندوها براي ما ناشناخته مانده است؛ سرمايه‌اي كه مي‌تواند بخشي از معيشت هموطنان بلوچ را تامين كند. آنچه در پي مي‌آيد نگاهي است متفاوت به محيط زيست و نقش آن در معيشت اهالي بومی


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 19:20  توسط انجمن کهن دژ  | 

 

با توجه به اين که امسال از پايان سرايش شاهنامه 1000 سال مي گذرد اين امکان وجود دارد که با تلاش مقامات مسئول خصوصا در ميراث فرهنگي و وزارت ارشاد اين رويداد در فهرست رويدادهاي فرهنگي - هنري و مشاهير يونسكو به ثبت برسد و سال 2009 به نام شاعر وطن دوست ايران زمين حکيم ابوالقاسم فردوسي، نام گذاري شود اما در اين راه تنها بنياد فردوسي است كه  چنين پيشنهادي را به يونسكو داده و به جاست که تمامي سازمان هاي غيردولتي علاقه مند به فرهنگ و تمدن ايران با تمام توان خويش از اين حرکت ارزشمند حمايت نمايند هرچند که با تلاش هاي ستودني اين بنياد نه کشورايران، تاجيكستان، افغانستان، قرقيزستان، پاكستان، تركيه، ازبكستان، تركمنستان و قزاقستان  از اعضاء اتحاديه اکو  پذبرفته اند که به‌صورت بين‌المللي، هزاره شاهنامه راجشن بگيرند و همچنين اين بنياد در نظر دارد برنامه‌هاي ديگري را نيز در 3 حوزه كشوري، منطقه‌اي و بين‌المللي اجرا کند كه راه‌اندازي دانشنامه جهاني شاهنامه , همكاري با  نهادهاي ديگر در جهت  برگزاري كنگره‌هايي با عنوان نقش زبان و ادب فارسي در ميان ساير زبان‌ها , برگزاري بزرگداشت‌هايي براي 4شخصيت به ثبت رسيده ايران در يونسکه که عبارتند از : هشتصد و پنجاهمين سالگرد درگذشت سنايي غزنوي، نهصد و پنجاهمين سالگرد تولد امام محمد غزالي، صد و پنجاهمين سالروز زندگي و حيات فعال سيد جمال‌الدين اسدآبادي و هزار و صد و پنجاهمين سالروز تولد رودكي توسط كميسيون ملي يونسكو در ايران و ساخت و آماده‌سازي تنديس‌هاي مفاخر ايران همچون فردوسي، سعدي، حافظ، ابن‌سينا , شهريار، بنان، شجريان، اميركبير، پورياي ولي ،  غلامرضا تختي و شخصيت‌هاي شاهنامه ونمايش آنها در مناطقي از كشورهاي مختلف از جمله آنهاست

واحد اطلاع رساني انجمن ايرانشناسي کهن دژ

 

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 12:39  توسط انجمن کهن دژ  | 

سروران گرامی در دیده بان یادگارهای فرهنگی وطبیعی ایران

آخرین شماره نشریه دیده بان به دستمان رسید تلاش شما را پاس می نهیم  و آمادگی خود را برای همکاری با شما اعلام می داریم

هیئت راهبری انجمن ایرانشناسی کهن دژ

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 21:30  توسط انجمن کهن دژ  | 

خشک شدن رودخانه کر از نتايج سد سيوند است

 بنا به گزارش تارنماي خبري{ کميته نجات پاسارگاد }در اثر احداث سدهاي سيوند و ملاصدرا بر روي بالادست رودخانه کر اين رود خشك گرديده و اين سدها علاوه برآسيب رساندن به آثار باستاني  و فرهنگي ايران، موجب خشک شدن رود ها و کانال هاي آن نيز شده اند و صدمات جبران ناپذيري را به کشاورزان، مناطق کشاورزي و محيط زيست وارد ساخته اند

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 21:44  توسط انجمن کهن دژ  | 

 

 

              

متاسفانه باخبر شديم که استاد عبد العظيم رضايي  تاريخ نگار و پزوهشگر برجسته و نويسنده کتابهاي بسياري همچون « تاريخ ده هزار ساله ايران» در چهارجلد، «تاريخ اديان جهان» در سه جلد، «گنجينه تاريخ ايران»، «تاريخ نوروز»، «دين هاي ايران باستان»، و «پيشينه ايرانيان» در گذشته است

انجمن ايران شناسي کهن دژ اين ضايعه را به کليه ايران دوستان و علاقه مندان به تاريخ اين سرزمين سوگ باش مي گويد

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 21:40  توسط انجمن کهن دژ  | 

انجمن ايرانشناسي کهن دژ ثبت جهاني بناي قره کليسا را به تمامي ايران دوستان تبريک مي گويد

بالاخره بناي قره کليسا به عنوان نهمين اثر جهاني ايران در يونسکو به ثبت جهاني رسيد و کميته ميراث جهاني يونسکو در سي دومين اجلاس خود قره کليسا را به ثبت جهاني رساند

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 21:22  توسط انجمن کهن دژ  | 

به مناسبت سيزدهم تيرماه، جشن تيرگان، دومين همايش کمان و کماندار در فرهنگ ايران زمين در رشت، ميدان فرهنگ، سالن همايش هاي بانک صادرات در تاريخ 13 تيرماه 1387 برگزار شد.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 20:54  توسط انجمن کهن دژ  | 

اهدا لوح افتخار توسط بنياد بين المللي پاسارگاد به بهترين هاي سال

 

در تير ماه امسال بنياد بين المللي پاسارگاد  بهترين سال را از نگاه خود  معرفي نمود که عموما از کوشندگان نامي دفاع از ميراث فرهنگي ايران به شمار مي روند در مراسمي  که به همين منظور ترتيب داه شده بود   لوح هاي افتخار بهترين هاي  سال توسط آقاي دکتر داد خواه به اين افراد و يا نمايندگان آنها اهدا شد

 

مهندس کورش زعيم به همراه دکتر دادخواه

 

 

دکتر سپنتا به همراه دکتر دادخواه

 

پيام بنياد ميراث پاسارگاد در مراسم اهداي ديپلم بهترين هاي سال

از نظر اين بنياد با اين که خدمت به وطن، و مهم تر خدمت به بشريت، وظيفه ي هر انسان متمدن و سالمي است، اما قدرداني و سپاسگزاري از کساني که در شرايطي مشکل و بدون هيچ منتي بر انجام اين گونه خدمات تلاش مي کنند نيز از وظايف هر شخص و هر نهادي است که براي سامان بخشيدن به اين گونه خدمات کار کرده و به ارزش  آنها باور دارد.

کميته نجات پاسارگاد، به روال دو سال گذشته، امسال نيز، کوشا ترين ايرانيان دوستدار و نگران ميراث هاي فرهنگي و طبيعي ايرانزمين را برگزيده و به عنوان تقدير از خدمات ارزشمند آن ها ديپلم «بهترين هاي سال» گذشته را تقديم حضور آن ها مي کند. اين سپاس اگرچه ارزش مادي ندارد اما در واقع ثبت تاريخي نام کساني است که در شرايطي مشکل و حساس براي حفظ ميراث ها و گنجينه هاي بشري سرزمين مان کوشيده اند. و يقين است که در نزد کساني که به ارزش هاي معنوي و فرهنگي بشري باور دارند اين ثبت در تاريخ اهميت زيادي خواهد داشت.

کميته بين المللي نجات پاسارگاد به زودي وارد چهارمين سال زندگي و فعاليت خود مي شود. اکنون اين کميته يکي از چندين کميته يا بخش هايي است که زير نظر بنياد ميراث پاسارگاد اداره مي شود. اين بنياد، همانگونه که همگان مي دانند، نهادي غير سياسي، غير مذهبي و کاملا غير انتفاعي است و اعضاي هيات امناء و مسئولين بخش هاي گوناگون آن همه بدون کمترين دستمزدي، و يا توقع دستمزدي، و تنها به عشق حفظ ميراث هاي ارزشمند فرهنگي و طييعي بشري که براي ما به ارث و يادگار مانده اند، کار مي کنند.  اکنون بنياد ميراث پاسارگاد به عنوان يک نهاد بين المللي معتبر و رسمي به سرعت در حال گسترش است و سايت اينترنتي آن نيز، به عنوان سايتي راستگو و غير جنجالي، مرجعي براي کساني شناخته مي شود که به کارها و امور مربوط به ميراث هاي فرهنگي و طبيعي توجه دارند.

از اين پس نيز، همه ساله، عنوان «بهترين ها» براي قدرداني به کساني تقديم خواهد شد که ، بر اساس اهداف و خواسته هاي گسترده ي اين بنياد که شامل حفظ و نجات ميراث هاي فرهنگي و طبيعي، ملي و بشري ايرانزمين (اعم از فيزيکي يا معنوي) از سويي، و رويارويي صريح با تخريب هاي عمدي و غير عمدي موجود در ايران، از سوي ديگر، مي شود. اما در همين زمينه توجه به يک مطلب اهميت دارد و آن اين که انتخاب بهترين ها طبعاً و هرگز به معناي ناديده گرفتن کوشش هاي ارزشمند ديگران نيست. ما اين انتخاب را فقط از ميان کساني که، به طور مستقل، در زمينه هاي مربوط به حفظ و نجات گنجينه هاي بشري، در طول يک سال گذشته و به گونه اي پيوسته کوشا بوده اند انجام داده ايم و خواهيم داد.

در اينجا از آقاي دکتر محمدعلي دادخواه که ، قبول زحمت کرده اند و به عنوان وکيل بنياد ميراث پاسارگاد ديپلم هاي بهترين ها را تقديم آن ها مي کنند سپاسگزاري مي کنيم. لازم است گفته شود که خود ايشان دو سال است که صاحب عنوان بهترين وکيل سال ميراث هاي فرهنگي و طبيعي ايرانزمين بوده اند و همراهي شان در حمايت از گنجينه هاي ايرانزمين موهبتي براي همه ي ما بوده است.

و يکبار ديگر تلاش هاي ارزشمند همه ي کوشندگان مسير مشکل و گاه رنج آلود حفظ ميراث هاي ملي و بشري سرزمين مان را پاس داشته و آرزو داريم که هر يک از دريافت کنندگان اين يادگار خود چراغ درخشان و روشن کننده ي راهي باشند که به حفظ ارزش هاي پايدار و بنيادي ميراث هاي زادگاهمان مي انجامد.  
با مهر و احترام

بنياد ميراث پاسارگاد

برخي از منتخبين سال عبارتند از :


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 20:48  توسط انجمن کهن دژ  | 

آشنايي با دژهاي ايران(1)

قلعه بابک

(دژ جمهور ,دژ بذ, قلعه جاويدان,بز قلعه سي )

( تدوين و گرد آوري  بابک مغازه اي )

 

تاريخچه بنا  :

قلعه بابک بناي پر شکوه و زيبايي است که درگذشته محل استقرار و سنگر دفاع بابک خرمدين سردار دلير ايراني از خاک ايران و بخصوص آذرپادگان در مقابل تهاجم اعراب بوده و احتمالا پيش از او نيز جاويدان فرزند شهرک  که مبارزات خود با اعراب مهاجم را از کوهستان هاي اردبيل آغازکرده بود دراين قلعه سکونت نموده است بابک نيز ابتدا به جمع مبارزان جاويدان پيوسته و پس از مرگ او در سال 200 هجري قمري به عنوان رهبر خرمدينان 22 سال توانست در اين قلعه به مبارزات آزادي خواهانه خود ادامه دهد

اين بنا  احتمالا يک قلعه دفايي مي باشد که در دوران اشکاني يا به احتمال قويتر ساساني ساخته شده  است و شباهت زيادي به سبک معماري مجموعه سليمان  مربوط به دوران ساساني دارد اما بابک پس از استقرار در اين دژ قسمتهاي اصلي آن را ترميم نموده وبخشهايي را نيز به آن افزود و اکنون که  بيش از 1200 سال از آن دوران مي گذرد هنوز بخشهايي از آن دژ پر صلابت پابرجا مانده است و بايد تاکيد نمود علت اصلي شهرت روز افزون آن , حماسه بابک خرمدين ويارانش در دفاع از ميهن خويش در اين دژ بوده  که در دوران خود تا سرزمين اسلاوها ,مصر و قلمرو روميان هم گسترش يافته بود

 

مشخصات جغرافيايي :

 اين بنا در 150 کيلو متري تبريز و سه کيلومتري جنوب غربي کليبر از توابع شهرستان ابهر و بر بالاي کوهستاني به نام جمهور  و در کوهي به نام بذ  واقع شده(که واژه بذ در گويش محلي به مرور زمان به واژه {بز قلعه سي } تغيير شکل داده) مسير رسيدن به قلعه سه کيلومتربا گذرهاي بسيار خطرناکي است که دسترسي به اين دژرا دشوار مي سازد   اين کوه جزو ارتفاعات غربي شعبه اي از رود قره سو  و ارتفاع آن از سطح دريا 2300 تا 2700 متر است در اطراف قلعه دره هايي به عمق 400 تا 600 متر وجود دارد و تنها راه ورود آن يک راه مالرو باريک بوده که سمت راست آن محل زندگي عشاير شاهسون مي باشد , در جنگل هاي اطراف درختان آلو , آلوچه , فندق, گردو, سيب  و انجير وجود دارد

 

خصوصيات معماري :

مجموع مساحت دژ درحدود ده هزار متر و داراي ساختمان هاي دو طبقه و سه طبقه است

ساختمان قلعه عموما با سنگهاي نتراشيده و ملاط ساروج ساخته شده  قبل از ورود به قلعه معبري وجود داردکه از سنگهاي منظم شکل گرفته ودر اصطلاح به آن( بز رو) مي گويند که تنها گنجايش دو نفر را دارد اين دالان 200 متر تا قلعه فاصله دارد و يکي از جايگاه هاي ديده باني بر آن مسلط است پس از عبور از دالان حدود يک صد متر را بايد از صخره بالا برويد که امروزه قسمتهايي ازآن پله گذاري شده و در قسمت ورودي دو برج به شکل استوانه اي ساخته شده اند که کاملا براطراف مسلط است در داخل دژ يک تالار با هفت اطاق و جايگاه سربازان وجود دارد که به طور جداگانه به تالار اصلي راه دارد و در زير زمين آن هم بقاياي يک اصطبل موجود است در قسمتي ديگري از بنا چند اطاق ويک آب انبار وجود دارد که آب را براي تابستان ويا شرايط محاصره در آنجا ذخيره مي کردند  سقف آب انبار داراي طاقهاي جناغي و گهواره اي و ديواره آن از نوعي ساروج غير قابل نفوذ آکنده است در اطراف بناچهار برج به شکل نيمه استوانه و داراي چندين بخش وجود دارد که مورد استفاده ديده بانها قرار ميگرفته است در قسمت شمال غربي هم يک سري راه پله سرتاسري که به عنوان راه دسترسي به قسمت بالايي مورد استفاده قرار می گرفته  وجود داشته که اکنون تقريبا ويران شده است

 

برخي منابع:

1)تاريخ شهرهاي ايران تاليف دکتر عباس عطاري  انتشارات آسيم

2)نشريه ايران مهر 14و15 مقاله قلعه بابک به قلم خانم م آذين فر

3)خبرگزاري ميراث فرهنگي

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 17:35  توسط انجمن کهن دژ  | 

برگزاري آيين جشن تيرگان در

انجمن ايرانشناسي کهن دژ

 هموندان انجمن امسا ل نيز همچون سالهاي  گذشته جشن  تيرگان را با انجام مراسم آب پاشان و فال کوزه  در فضاي آزاد برگزار نمودند و در کنار اين برنامه به تبادل نظر در مورد فعاليتهاي انجمن  بخصوص هر چه بهتر نمودن تارنماي آن پرداختند و در پايان با آرزوي اينکه در سال آينده بتوانند اين برنامه را با حضور ديگر هم وطنان علاقه مند بصورت با شکوه تري  برپا دارند با خواندن سرود اي ايران به آن پايان دادند

 

 هر روزتان شاد        ايرانمان آباد 

 

واحد اطلاع رساني انجمن ايرانشناسي کهن دژ


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 13:21  توسط انجمن کهن دژ  | 

فعا ليتهاي   انجمن

شرکت در اولين کنگره جوانان ايران:

در اين کنگره که در تاريخ 21 تا 23 مردادماه 1382برگزار گرديد نماينده انجمن به عنوان ميهمان ويزه شرکت نمود و در آنجا با همکاري ديگر نمايندگان تشکلهاي تاريخي سنگ بناي همکاري­هاي تشکلهاي تاريخ ايران نهاده شد.

شرکت ناميندگان انجمن در نشستهاي تشکلهاي تاريخي - ملي ايران در شوشتر, رامهرمزوهمدان:

اين نشستها که عموما در قالب برگزاري جشنهاي ملي همچون جشن مهرگان1382و1383 در شوشتر به همت انجمن توفا با همکاري انجمن مهر آيين – جشن يلدا در29 آذر تا 1 دي ماه 1383 به همت موسسه کاوه آهنگر در همدان و از يکم تا سوم ارديبهشت 1384 در رامهرمز به کوشش موسسه مهر آيين برگزار گرديد شروعي براي همکاري هاي سالهاي بعد مجموعه تشکلهاي ملي تاريخي کشور بود و نمايندگان انجمن کهن دز که از پايه گذاران اصلي اين حرکت ملي بودند در تمامي اين جشنها حضوري فعال داشتند از جمله در اولين نشست در شوشتر دبير انجمن (بابک مغازه اي ) مجري برنامه نشست اصلي بود و در برنامه يلدا در همدان انجمن با ايجاد غرفه اختصاصي در محل جشن ضمن ارائه کتب و مجلات تاريخي,کاست   ترانه هاي ميهني ايران را نيز در اختيار فعالين تشکلها قرار دادند

تهيه کاست ترانه هاي ميهني 1 :

گردآوري گلچيني از ترانه هاي ملی ايران به منظورآشنايي جوانان وبه خصوص اعضاء تشکلهاي تاريخي باترانه هاي تاريخي ايران و ارائه آن به اعضاء تشکلها

نشستهاي پژوهشي  :

اعضاانجمن همواره تلاش داشتند ودارند که در همه حال جلسات  پژوهشي انجمن را در مسائل مختلف ايرانشناسي برقرار سازند

نمايشگاه طراحي ونقاشي فرهنگ,جوان,انديشه(1)

 اين نما يشگاه توسط عادل يونسي  ازاعضاء انجمن در تاريخ 23تا 27شهريو1383درفرهنگسراي ابن سيناي همدان برگزار شد.

نمايشگاه 10روزه کتاب با عنوان فرهنگ,جوان,انديشه(2)

اين نمايشگاه  که تمامي هزينه هاي آن (حتي هزينه کرايه نمايشگاه تشکلهاي مردمي شهرداري همدان!!) توسط اعضا انجمن پرداخت شد  توسط واحد کتاب وانديشه انجمن  و به مديريت هموند هيئت راهبري آقاي حسين زندي  مسئول برگزاري نمايشگاه هاي انجمن در آبان ماه 1383 برگزار گرديد و درمدت يازده روز برگزاري نمايشگاه علاوه بر غرفه هاي کتاب و محصولات فرهنگي محل ويژه نشستهاي فرهنگي همه روزه پذيراي سخنرانان وعلاقه مندان بود.

شرکت در مجمع ملي جوانان ايران

پس از مد تها انتظار سرانجام در 31/1/ 1384 انتخابات فدراسيونهاي استاني دراستان همدان نيز برگزار گرديد و نماينده انجمن(بابک مغازه اي) در فدراسيون ميراث فرهنگي و گردشگري شرکت نموده و بعنوان ريئس فدراسيون استاني و نماينده اين فدراسيون در فدراسيون کشوري ميراث فرهنگي وگردشگري انتخاب شد و در تاريخ16 تير ماه 1384 در جلسه انتخابات فدراسيونهاي ملي مجمع ملي جوانان به عنوان يکي ازنمايندگان اين فدراسيون در مجمع ملي جوانان برگزيده گرديد  هر چند که به دليل زدوبند هاي خارج از مجمع وتشکيل گروه بندي هاي صوري  وبي تجربگي بسياري از اعضا آن از يک سو وبي تدبيري و بيکفايتي مسوولين برگزار کننده آن از سوي ديگر(که در اين رابطه مي توان به شمارش غلط  آراء که منجر به حذف  کانديداهاي مستقل گرديد و نمونه بارز آن پيدا شدن تعدادي از آراء در سطل زباله بود که در اثر اعتراض نماينده انجمن و در خواست او نسبت به بازشماري آراء انتخاب منشي ها اشاره کرد) سرانجام هيئت رئيسه ناتواني براي آن انتخا ب شد که اکثر افراد آن داراي  صلاحيت لازم نبودند و در نتيجه مجمع ملي جوانان با وجود تمامي اعتراضات و پيگيريهاي برخي از اعضا از جمله نماينده انجمن تنها در همان يک جلسه انتخابات اوليه در مرداد ماه 1384باقي ماند و هرگزنتوانست  وظيفه خطير نمايندگي جوانان کشور را که در شرايط کنوني بسيار مي توانست راه گشا  باشد ايفا نمايد  

جمعه بازارکتاب :

اين برنامه که باز هم توسط واحد کتاب وانديشه انجمن با همکاري بنياد مهر همدان  از بهمن 1385 تا شهريور1386جمعه­ها صبح وعصربرگزار مي­گرديد اولين تجربه جمعه بازار کتاب در همدان بود که در مدت زمان طولاني برگزار مي شد.

 |+| نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 0:17  توسط انجمن کهن دژ  | 

منشور انجمن ايران شناسي کهن دژ

1) انجمن ايران شناسي کهن دژ بادرود به روان شاد آن سروهاي هميشه جاويداني که جان خويش را در راه پاسباني از آزادي ,آبادي ,استقلال ويکپارچگي  اين دژ هميشه استوار که فارق از توفانها ي روزگار پابرجا مانده است نهاده اند اعلام ميدارد که دفاع از  تماميت ارضي ومنابع اين سرزمين کهن را آرمان والاي خود مي داند  واجازه نخواهد داد که به هيچ دليل ,انگيزه وبهانه اي ذره از اين آب و خاک  به بيگانه اي سپرده شود ويا از مام ميهن جدا گردد

2) انجمن ايران شناسي کهن دژ تلاش در جهت پژوهش و شناخت ميراث فرهنگي ,آداب ورسوم,تاريخ وزيست بوم ايران ومعرفي بيشتر آنها به تمامي باشندگان ايران فرهنگي بزرگ در سرتاسر جهان را در راس اهداف خود مي داند

3) انجمن ايران شناسي کهن دژ  به عنوان يک سازمان غير حکومتي  مدني پاسداشت فرهنگ ,هنر وتمدن ايران زمين راهدف خويش ميداند ودر راستاي شناخت وارج نهادن به آن , مي کوشد تا با بر گزاري نمايشگاه هاي تخصصي, جلسات پژوهشي, برنامه هاي تحقيقاتي , اردوهاي ايرانشناسي, فعاليتهاي انتشاراتي واطلاع رساني ظرفيتهاي فرهنگي وهنري وطن مان ايران را به اعضاء ومخاطبين خود معرفي نمايد

4) انجمن ايران شناسي کهن دژ  ضمن پاس داشت زبان فارسي به عنوان محوراتحادفرهنگي تمامي باشندگان ايران, وظيفه خودميدانددرجهت پايايي وپويايي وشناخت ومعرفي زبانها,گويشها وفرهنگهاي محلي,قومي وعامه(فولکلور)مناطق مختلف ايران بکوشد چرا که معتقد است گوناگوني فرهنگي ونژادي نواحي مختلف ايران نقطه قوتي است که اگر در راستاي درستي از آن سود جسته شودمي تواند ايران رابه کانوني سترگ براي باروري تمدن بشري بدل سازد

5) انجمن ايران شناسي کهن دژگرامي داشت کوششها ,مقام وجايگاه مفاخر ملي ايران به عنوان ستونهاي استوارفرهنگ ايران زمين ونمادهاي جاودان تلاش ايرانيان در بالندگي تمدن بشري را وظيفه اي اساسي براي تمامي هموندان کهن دژمي داندکه مي بايددرجهت برزگداشت  ومعرفي فرهنگ سازان انديشمند ميهن به هر نحو کوشش نمايند

6) انجمن ايران شناسي کهن دژ   باور دارد که اساسي ترين گام در راه پيشرفت و توسعه همه جانبه ميهن تقويت نهادهاي مدني ,فعاليتهاي گروهي ونظامندي اجتماعي بر پايه خرد جمعي است بر همين مبنا با تاکيد بر انجام فعاليتهاي انجمن باتوجه به خرد جمعي  مي کوشد تا در حد توان به تقويت ارکان جامعه مدني ياري رساند وپويشهاي تلاشگران اين عرصه را پاس داردواز تداوم آن حمايت نمايد

7) انجمن ايران شناسي کهن دژ   با شناخت نيازهاي پيش رو وتوجه به در نظر گرفتن مسئوليت بشر امروز براي حفظ ذخاير زيستي وبشري همچون ميراث فرهنگي ,محيط زيست ومنابع محيطي وانساني براي نسلهاي بعدي اصل اساسي توسعه پايدار  را همچون تمامي نهادهاي مدني پيشرو در سراسر جهان به عنوان زير بناي مورد قبول براي پيشرفت ملتها مي داند و معتقد است پيشرفت وتوسعه ميهن امروز ما نبايد به قيمت نابودي زيرساختهاي زيستي نسل فرداي ايران باشد

 

پاينده ايران

هيات راهبري انجمن ايرانشناسي کهن دژ

 |+| نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 0:16  توسط انجمن کهن دژ  | 

بابک خرمدين يک ايراني اصيل(گردآوري شده توسط پيمان زيرکي)

بابك خرم دين چه كسي بود؟

بابک خرمدين از ايرانياني بود که از خطه آذربايجان برضد اشغالگري اعراب پس از حمله مسلمانان به ايران، به پا خاست. وي رهبري جنبش سرخ جامگان را به عهده داشت. از جنبش‌هاي ديگر ايرانيان مي‌توان به مازيار از مازندران، ابومسلم خراساني و يعقوب ليث از سيستان اشاره کرد.

تلفظ نام بابک به زبان فارسي ميانه پاپک بود که به معناي پدر جوان است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 21:32  توسط انجمن کهن دژ  | 

پيروزي تيشتر ستاره باران و زندگي بر اپوشه، ديو خشکسالي و مرگ، و بارش باران مبارک تيرگان بر تمامي دوستداران شادي و سپيدي شادباش

مي­گوييم.

 

انجمن  ايرانشناسي کهن دژ

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 2:40  توسط انجمن کهن دژ  | 

فرارسيدن جشن تيرگان را به تمامي باشندگان ايران فرهنگي بزرگ شادباش مي گوييم.

انجم                      انجمن ايران شناسي کهن دژ

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 2:39  توسط انجمن کهن دژ  | 

جشن تيرگان وسالروز حماسه آرش (بابک مغازه ای)

به روز تير و مه تير عزم شادي کن                 که از سپهر ترا فتح و صر آمد تير

ايرانيان سيزدهمين روز از تير  ماه را که در گاه شماري کهن ايران روز تير ناميده مي شده است را به عنوان جشن تيرگان  گرامي مي داشتند و مراسم مختلفي در اين روز و گاه روزهاي پس از آن برگزار مي نمودند که در ادامه بدانها اشاره خواهد شد  در مورد دلايل گرامي داشت اين جشن مطالب مختلفي وجود دارد که مهمترين آنها عبارتند از:


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 2:33  توسط انجمن کهن دژ  | 

گزارشي از همايشِ «گزارش يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران»

ميراث گذشتگان براي آيندگان هم هست

مردمان، ميراث‌داران طبيعت، تاريخ و فرهنگ هستند، ميراث‌داراني كه بايد در پاسداري از ميراثشان كوشا باشند. و اين وظيفه در سرزميني كه بارِ گران هزاران سال تمدن‌سازي و فرهنگ‌پروري را بر دوش مي‌كشد بسي گران‌تر است. ميراث‌هاي‌مان را – چه دست‌ساز و چه طبيعت‌پرور - نياكان‌مان در ميان بزرگ‌ترين هجوم‌هاي تاريخ، به‌سختي پاس داشته و به دستان ما سپرده‌اند اما ما بدون تعهد در برابر اين يادگارها، بدون توجه به وظيفه‌اي كه در برابر آيندگان داريم يا از روي ناآگاهي دست به نابودي‌شان زده‌ايم يا با بي‌توجهي و سكوت‌مان در برابر نابودي‌شان، سهمي در اين كار اهريمن‌پسند براي خود خريده‌ايم. به جهتِ هشدار به جامعه‌ي ايراني و گوشزدِ پاسداري از آن‌چه امروز ميراث تاريخي، فرهنگي و طبيعي ايران خوانده‌ مي‌شود و بيش از ديروز و ديروز‌ها خطر نابودي و ويراني آن ‌را تهديد مي‌كند، دوم ‌تيرماه به كوشش «ديده‌بان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران» و «خانه‌ فرآوران ايران» همايشي با نام «گزارش يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران» برگزار شد. همايشي كه در آن سخنراناني صاحب‌نظر، پيرامون ميراث‌هاي در خطرمان و دلايل ويراني آنها و اثرات و پيامدهاي اين ويراني‌ها، سخن گفتند.

اين همايش با پخش گفت‌وگويي ضبط‌شده از دكتر آهنگ‌كوثر، مبدع طرح آبخوان‌داري و نشان دادن صحنه‌هايي از تلاش او در بهره‌گيري از سيلاب‌ها براي رفع كمبود آب و تغذيه‌ي سفره‌‌ آب‌هاي زيرزميني آغاز شد؛ طرحي ساده و ارزان‌قيمت كه باور اين استاد نبايد به اين علل آن را به كناري نهاد چرا كه از ساخت سد بسي پرفايده‌تر است و نشان از هوشمندي نياكان‌مان دارد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 14:39  توسط انجمن کهن دژ  | 

بيانيه‌ي پايگاه اطلاع‌رساني براي نجات يادمان‌هاي باستاني

درباره‌ي وضعيت سد سيوند - 15/2/1386 خورشيدي

پرونده‌‌ي ملي سد سيوند هم‌چنان گشوده است

ـ همان‌طور كه وزير محترم نيرو، مهندس فتاح و معاونت آب ايشان، دكتر زرگر در لفافه ابراز كردند كه سيلاب‌هاي مناسب براي آبگيري سد سيوند را از دست داده‌اند؛ و همان‌طور كه پايگاه اطلاع‌رساني براي نجات يادمان‌هاي باستاني، به نمايندگي از بيش از 80 سازمان مردم‌نهاد - در پي اعلام‌هاي مكرر وزارت نيرو براي آبگيري سد در سال پيش– بارها خاطرنشان كرد كه هنگامه‌ي آبگيري سد سيوند تنها از اواخر پاييز تا اواخر زمستان است؛ و همان‌‌طور كه خود شركت سهامي آب‌منطقه‌اي فارس در جوابيه‌اي كه به روزنامه‌ي اعتماد ملي (پنج‌شنبه سوم اسفند 1385) داده بود يادآور شد كه با پايان يافتن بهمن‌ماه آبگيري اين سد يك‌سال به عقب خواهد افتاد؛ هنوز سد سيوند آبگيري نشده است.

ـ با توجه به عدم موضع‌گيري سازمان محيط زيست، و سازمان جنگل‌ها و مراتع و آبخيزداري، و وزارت جهاد كشاورزي، و سازمان عشاير نسبت به آبگيري سد سيوند، بر خلاف موضع‌گيري‌هاي شجاعانه و شايسته‌ي تقدير برخي از مديران رده‌بالاي آن سازمان‌ها درباره‌ي نابودي جنگل ارزشمند درختان بَنِه و ذخيره‌گاه گياهي غني تنگ بلاغي، نابودي درياچه‌ي بختگان، بسته شدن راه عبور عشاير و به‌زير آب رفتن انبوه زمين‌هاي مستعد كشاورزي، و ترديد در مثمرثمر بودن سد سيوند براي كشاورزي منطقه‌ي ارسنجان، و در نتيجه عدم رفع كوچكترين نگراني دوستداران محيط زيست، پرونده‌ي آسيب‌هاي زيست‌محيطي سد سيوند هم‌چنان گشوده است؛

ـ با توجه به اين‌كه سازمان آب‌منطقه‌اي استان فارس، كارفرماي سد سيوند در سه جوابيه‌اي كه به منتقدان داد و در مطبوعات منشر شد به هيچ ايراد اساسي پاسخ نداد كه چگونه سيل‌بند 8 ميلياردي به سد 80 ميلياردي تبديل شد و چرا اين‌قدر اصرار مي‌شود كه اين طرح متعلق به پيش از انقلاب است در حالي‌كه هيچ مستندي براي آن ارايه نشده است و چرا گفته مي‌شود سه سال است كه آبگيري سد سيوند براي كاوش‌هاي باستان‌شناسي به‌عقب مي‌افتد در حالي‌كه ساخت اين سد به‌تازگي - آن‌هم نه به‌طور كامل – به‌پايان رسيده است و در زمستان سال 1384 حتا ساخت بدنه‌ي آن آغاز نشده بود تا براي آبگيري مهيا باشد، و عدم پاسخ به انبوه پرسش‌ها درباره‌ي مكان‌يابي سد و علت بالا رفتن هزينه‌هاي ساخت و طولاني شدن زمان آن و رفع نكردن اين ابهام ‌كه گفته مي‌شود هنوز مشكل آبرفتي بودن منطقه‌ي آبگيري در برخي قسمت‌ها حل نشده،... ترديدها و پرسش‌ها هم‌چنان وجود دارد؛
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 14:37  توسط انجمن کهن دژ  | 

«پس بنگريد سرانجام كساني كه پيش از شما بودند چه شد» - قرآن كريم

 

بيانيه‌ي پايگاه اطلاع‌رساني براي نجات يادمان‌هاي باستاني

به مناسبت 29 فروردين، روز جهاني بناهاي تاريخي

ســد ســيوند را آبــگيري نــكنيد

 

خوانندگان گرامي، هم‌ميهنان ارجمند،‏ مسئولان كشوري!

آگاهيد كه با موافقت «سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي و گردشگري»، قرار است آبگيري «اسمي» سد سيوند واقع در شمال شهر شيراز و درون تنگِ بُلاغي - ميان دو دشت مُرغاب (پاسارگاد) و مرودشت - ‏‏ آغاز ‌شود (هنگام واقعي آبگيري اواخر پاييز است و به‌نظر مي‌رسد اين افتتاح - كه زودهنگامي‌اش به برخي پرده‌برداري‌هاي به‌ثمرنرسيده‌ي دولت‌ سازندگي شباهت دارد – براي كاستن حساسيت افكار عمومي در زمان واقعي آبگيري است).

نمي‌دانيم كه از روند پر شتاب ويران‌سازي آثار تاريخي اين سرزمين – در كنار هجمه‌هاي وسيع به خود تاريخ و دستاوردهاي معنوي نياكان خردمندمان – تا چه ميزان آگاه هستيد ولي قطعا نيك آگاهيد كه شناخت بهتر تاريخ و فرهنگ ديرينه­سالمان – كه يادمان‌هايي چون ارگ عليشاه كه نابخردانه بخشي از آن تخريب شد، نقش جهان و آن‌چه در دشت پاسارگاد هست، نمادهاي آن به شمار مي‌روند - در ايستادگي امروز ما در برابر فرهنگ­هاي ديگر نقشي به سزا دارد. شوربختانه هر روز بر بلنداي سيل بنيان‌كن تخريب ميراث فرهنگي - چه غارت غيرقانوني آن و چه تخريب قانوني آن در لفافه‌ي عمران - افزوده مي‌شود. آبگيري و راه‌اندازي اين سد كه - به درست يا غلط - به نماد مبارزه با بخشي از تاریخ ایران تبدیل شده است، نقطه‌ي اوج چنين حركتي است و اين در حالی است که سرزمین ما تنها سرزمینی است که هر چند «پر فراز و نشیب»‌ترين تاريخ را در جهان داشته، هنوز با ریشه‌ی فرهنگی و انسان‌ساز خود در ارتباط بوده و دچار گسست تاريخي نشده است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 14:36  توسط انجمن کهن دژ  | 

به‌نام خداوند جان و خرد

بيانيه‌ي شماره‌ي 5 سازمان‌هاي مردم‌نهاد در مخالفت با آبگيري سد سيوند

اي انسان! هر كه بخواهي و از هر كجا كه مي‌آيي بدان كه من، كورش، بنيادگذار امپراتوري ايران هستم

بر اين توده‌ي خاكي كه پيكرم را پوشانيده است، رشك مبر.

1. دو هفته پس از تحصن گروهي از كشاورزان ارسنجاني در برابر سازمان آب منطقه‌اي استان فارس در شهر شيراز، در شنبه‌اي ديگر (12 اسفند) گروه قابل توجه‌اي از آنان (نزديك به سيصد نفر) با سازماندهي‌اي در خور – كه شايسته‌ي تحسين است – در برابر مجلس شوراي اسلامي جمع شده و خواهان آبگيري سد سيوند شدند (حضور آنان در بازديد يك‌روزه و از پيش اعلام‌نشده‌ي خبرنگاران از تنگ بلاغي و سد سيوند به ميزباني مديرعامل آب منطقه‌يي استان فارس هم، نشان از سازمان‌دهي يادشده دارد). آنان شب را در تهران به سر آورده و در فرداي آن‌روز نيز عمل خود را تكرار كردند و در اين ميان از سخنان همراهانه‌ي تني چند از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي نيز بهره بردند. پايگاه اطلاع‌رساني – چون گذشته - قويا اعلام مي‌دارد كه نه‌تنها خواهان رفع هرچه سريع‌تر كمبودهاي اين گروه از هم‌ميهنان است بلكه از برخي مسؤولان امر به خاطر تأخير در پاسخ‌دهي به نياز آنان گلايه‌مند است اما، آيا به مجرد صدور دستور براي آبگيري سد، مشكل كم‌آبي كشاورزان ارجمند حل خواهد شد؟ يا همان‌طور كه پيش از اين اعلام كرديم – در بهترين حالت و در صورت سلامت سد و عدم برخورد با هيچ مانعي – دست‌كم دو سال طول مي‌كشد تا آب به دست آنان برسد؟ آيا كشاورزان گرامي در اين‌باره پاي سخن كارشناسان فن هم نشسته‌اند؟

پايگاه اطلاع‌رساني مانند آقاي كريم متقي، كارشناس مرمت و حفاظت از آثار تاريخي، بر اين باور است كه منطقه‌ي پاسارگاد – و تنگ بلاغي - مانند دره‌اي است كه پر از آثار تاريخي است و مي‌تواند به موزه‌اي روباز تبديل شود. سازمان ميراث فرهنگي به ياري كمك‌هاي مالي وزارت نيرو و با طرحي حساب‌شده مي‌تواند اين مسير بي‌مانند تاريخي را براي بازديد گردشگران آماده سازد به‌طوري‌كه بتوان چند برابر ارزش اقتصادي سدي كه در حال ساخت است، از آن بهره برد. با توجه به معروفيت بي‌همانندي كه تنگ بلاغي در اين چند سال كسب كرده است (موردي كه درباره‌ي هيچ‌كدام از محوطه‌هاي تاريخي ايران – حتي معتبرترين‌هايشان - صدق نمي‌كند)، اين امر بعيد نيست و مي‌توان آنجا را به يكي از قطب‌هاي برجسته‌ي گردشگري تبديل كرد. كما اين‌كه توقف چنين پروژه‌اي خود نقطه‌ي مثبتي در كارنامه‌ي مسؤولان خواهد بود و علاوه بر داشتن جاذبه‌ي گردشگري، مي‌تواند - بر خلاف تبليغات بيگانگان - نشان‌دهنده‌ي اهميتي باشد كه نظام براي تاريخ و فرهنگ ايران قايل است. آن‌گاه مي‌توان علاوه بر ايجاد اشتغال براي اهالي، درصدي از درآمد را هم براي رفع محروميت‌هاي مردمان شريف ارسنجان به‌كار برد. فراموش نشود همان‌طور كه گاز و نفت را از طريق لوله‌هايي جابه‌جا مي‌كنند، اين كار را مي‌توان توسط لوله‌هاي بزرگ درباره‌ي آب نيز انجام داد. اميد است با راهكارهاي ارائه‌شده و گسترش كشت ديم گندم، شاهد رفع هرچه سريع‌تر محروميت از اين منطقه باشيم.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 14:34  توسط انجمن کهن دژ  | 

به‌نام خداوند جان و خرد

بيانيه‌ي شماره‌ي 4 سازمان‌هاي مردم‌نهاد در مخالفت با آبگيري سد سيوند

پروردگار بپاياد اين سرزمين را از دروغ، از خشك‌سالي و از سپاه دشمن

پيش از ورود به بحث لازم است باري ديگر يادآور شويم: پرونده‌ي سد سيوند پرونده‌اي است ملي، و كاملا فني و فرهنگي. سوءاستفاده‌ي سياسي از آن، موضوع اصلي را لوث مي‌كند. خوشبختانه تا امروز گفت‌وگو ميان موافقان و مخالفان آبگيري سد سيوند در فضايي آزاد در درون كشور برقرار بوده است و اميد مي‌رود تا در چهارچوب نهادهاي رسمي موجود، نتيجه‌ي مطلوب گرفته شود.

 

1. توسعه امري است لازم و مورد تأييد همه‌ي ايرانيان – به‌ويژه ايران‌دوستان -، اما همان‌گونه كه كارشناسان امر اذعان دارند هر توسعه‌اي الزاما به پيشرفت منتهي نمي‌شود (مانند طرح‌هاي عمراني چندي كه با وجود آسيب زدن به محيط زيست و ميراث فرهنگي، پس از مدتي متوقف شده و هيچگاه فايدتي از آنها نصيب مردم نشده است) بلكه توسعه بايد پايدار باشد. آيا سد سيوند داراي اين ويژگي‌ها هست؟ آيا آنچه به‌دست مي‌آوريم به‌نسبت آنچه از دست مي‌دهيم اگر ارزنده‌تر نباشد، دست‌كم يكسان است؟ پس نگاهي دوباره به اين سد مي‌افكنيم:

عنوان شده است كه، گزارش توجيهي سد سيوند كه در اوايل دهه‌ي هفتاد براي گرفتن رديف بودجه به مجلس شوراي اسلامي ارايه شده است از آن زير نام سد تأخيري نام برده شده كه بودجه‌اي 8 ميلياردي را در بر مي‌گرفته است. حال كه پرونده‌ي ساخت اين سد به پرونده‌اي ملي بدل شده، لازم است كه اين سوابق از بايگاني‌ها بيرون آورده و به اين پرسش پاسخ داده شود كه در صورت درستي اين موضوع، چگونه است كه اين سد به سدي مخزني تبديل شده و هزينه‌اي نزديك به ده برابر را به بيت‌المال تحميل كرده است؟ موضوع ديگر، عنوان شدن گاه به‌گاه اين نكته از سوي مديران درگير در ساخت سد سيوند است كه طرح ساخت اين سد متعلق به پيش از انقلاب است. هرچند ما بر اين باوريم كه ريشه داشتن چنين طرحي در رژيم پيشين به خودي‌خود دليلي بر درست بودن آن نيست ولي تا آنجا كه ما پژوهيديم در آن زمان مطالعاتي جهت ساخت سدي در منطقه‌ي دشت بال سيوند انجام گرفته بود كه هيچ‌گونه مشكل و تحديدي براي آثار باستاني منطقه‌ي پاسارگاد وجود نداشته است. حتي در آن هنگام با توجه به اين‌كه احتمال آب‌گرفتگي روستاي سيوند وجود داشته به اهالي اين منطقه اعلام شده بود كه روستا را تخليه كنند و برخي از آنها به شيراز و مرودشت كوچ كردند كه با توجه به پيروزي انقلاب اين طرح ناتمام ماند. غرض از طرح اين موضوعات، تأكيد بر اين موضوع است كه با توجه به بُعد ملي پرونده‌ي سد سيوند لازم است كه وزارت محترم نيرو اطلاعات خود در اين‌باره را در اختيار كارشناسان مستقل بگذارد و توضيح دهد ‌كه چرا ساخت چنين سدي اين مقدار زمان و هزينه برده است و اين‌كه گفته مي‌شود مشكل آبرفتي بودن منطقه‌اي كه سد در آن زده شده و قرار است درياچه‌ي پشت سد در آنجا تشكيل شود هنوز رفع نشده و توافق كميسيون فرهنگي مجلس و وزارت نيرو براي كاهش ميزان آبگيري به اين موضوع برمي‌گردد، تا چه حد صحيح است؟ در ضمن باز تأكيد مي‌كنيم كه اين سخن آن وزارت‌خانه مبني بر آنكه سد سيوند از سال گذشته آماده‌ي بهره‌برداري بوده و براي كاوش‌هاي باستان‌شناسي آبگيري آن را به عقب انداختند قابل بحث به‌نظر مي‌رسد چرا كه در سيزدهم آبان‌ماه سال گذشته، گروهي از مهندسان سازمان نظام مهندسي ساختمان استان فارس از آن منطقه بازديد كردند و مي‌توانند گواه باشند كه ساخت بدنه‌ي سد آغاز نشده بود (عكس‌هاي آن موجود است). هم‌چنين اين‌كه وزارت نيرو مدعي است در اين يك‌سال بارها زمان‌هايي را براي آغاز آبگيري اعلام كرده (اسفند 1384 و ارديبهشت، خرداد و شهريور 1385) – به‌قول برخي مسئولان، پنج بار - ولي هر بار باز ظاهرا به همان خاطر (دادن زمان به باستان‌شناسان)، آن را به تعويق انداخته‌اند هم سخني كارشناسانه نيست، چرا كه اگر فرض ناتمامي سد را به كناري نهيم، بنا به گفته‌ي كارشناسان، تنها هنگام آبگيري سد، از آذر‌ماه تا بهمن‌ماه و در زمان آخرين سيلاب‌هاي فصلي است و اين به آن معناست كه اگر در زمستان سال گذشته سد آبگيري نشده تا زمستان امسال نمي‌توانسته آبگيري شود. به هر رو اين‌ها دغدغه‌هايي است كه بايد در فضايي كارشناسي از سوي نمايندگان سازمان‌هاي مردم‌نهاد پي‌گيري شود.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 14:33  توسط انجمن کهن دژ  | 

به‌نام خداوند جان و خرد

بيانيه‌ي شماره‌ي 3 سازمان‌هاي مردم‌نهاد در مخالفت با آبگيري سد سيوند

زمين را منم تاج تارك‌نشين / ملرزان مرا تا نلرزد زمين‌

تنها توجهي سطحي به رسانه‌ها در همين چندماهه ما را از سير دهشت‌ناك تخريب يادگارهاي فرهنگي آگاه مي‌كند: عبور مترو از كهن‌ترين خيابان درختي زنده‌ي جهان (چهارباغ)، تغيير مسير راه‌آهن براي عبور از حريم منظر نقش رستم، كندن آبراه‌ها در كنار بناي تازه به‌ثبت‌ جهاني رسيده‌ي بيستون، سبز شدن يك‌باره‌ي دكل‌هاي برق در حريم مجموعه‌ي تاريخي – فرهنگي توس، تلاش براي اكتشاف نفت در كنار تنها زيگورات سالم جهان (در حالي‌كه ميادين مشترك نفتي‌مان بدون تلاشي از سوي ما در حال تخليه از سوي هم‌سايگان است)، ساخت سازه‌اي تجاري با ارتفاع غيرمجاز در حريم درجه‌ي يك برج قابوس (شاهكار دوره‌ي سلجوقي)، آبگيري بي‌سروصداي كارون سه و به زير آب رفتن بخشي از تاريخ عيلامي، طرح ساختن مغازه به‌جاي بخشي از شبستان مسجد جامع صفوي تهران، نابودي آثار باستاني اولتان‌قالاسي دشت مغان، در آستانه‌ي نابودي قرار گرفتن تاق ساساني گرا و دژ اشكاني كوه خواجه‌ي سيستان، ...

همان‌طور كه ديده مي‌شود اين ويران‌‌گري‌ها همه‌ي دوره‌هاي تاريخي را در سراسر ايران در بر مي‌گيرند. و مي‌توان به اين فهرستِ كوتاه، نابودي چندين زيست‌بوم‌ و منطقه‌ي حفاظت‌شده، بي‌توجهي به برخي آيين‌ها و صنايع دستي و در خطر انقراض قرار گرفتن شماري جانور و گونه‌ي گياهي را هم افزود. حال اگر ما توان‌ محدودمان را پخش كنيم مي‌توانيم همه‌ي اين يادگارها را نجات دهيم يا اين‌كه تنها راه را براي آناني كه – آگاهانه يا ناآگاهانه – مشغول به تخريب هستند باز كرده‌ايم؟ به‌گمان ما نبايد تنها به اعتراضي – آن‌هم براي رفع تكليف - بسنده كرد بلكه بايد بتوانيم خواست‌مان را به سرانجام برسانيم تا آتش اميد و انگيزه براي دنبال كردن اين ‌راه مقدس هم‌چنان روشن بماند. اما اين مهم به انجام نمي‌رسد مگر آن كه همه‌‌ي ايران‌دوستان - در حد توان‌شان – خواهان و پي‌گير آن باشند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 14:32  توسط انجمن کهن دژ  | 

به‌نام خداوند جان و خرد

بيانيه‌ي شماره‌ي 2 سازمان‌هاي مردم‌نهاد در مخالفت با آبگيري سد سيوند

 هر كه نامخت از گذشت روزگار / نيز ناموزد ز هيچ آموزگار

همايش «آخرين دستاوردهاي كاوش‌هاي باستان‌شناسي تنگ بلاغي» (شنبه سي‌ام دي‌ماه - دانشگاه تربيت مدرس) به‌نتايجي فراتر از آنچه انتظار مي‌رفت منتهي شد. پيش از اين از سوي معاونت سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي و گردشگري و رييس پژوهشگاه آن، دكتر طه هاشمي عنوان شده بود اين همايش علاوه بر اعلام نتايج كاوش‌هاي باستان‌شناسان در تنگ بلاغي قرار بود به اين پرسش پاسخ دهد كه آيا از نظر باستان‌شناسان كاري در تنگ باقي مانده يا خير، تا با بازتاب آن نظر از سوي سازمان به وزارت نيرو تكليف آبگيري سد سيوند مشخص شود. گفتني است بر پايه‌ي توافقي كه ميان وزارت نيرو و سازمان ميراث فرهنگي بسته شده است، براي نخستين‌بار در تاريخ ساخت‌وسازهاي عمراني كشور، يكي از كارفرمايان بزرگ دولتي براي گشايش طرحي نيازمند اجازه‌ي مسؤولان سازمان ميراث فرهنگي است. اين فرصت طلايي كه در پي فشار گسترده‌ي افكار عمومي نصيب سازمان مذكور شده، آن سازمان را در موقعيتي سرنوشت‌ساز و خطير قرار داده است.

از مدتي پيش، هر چند اين شايعه قوت گرفته بود كه سازمان موافقت خود با آبگيري را به آگاهي وزارت نيرو رسانده است و سخنان غيررسمي مسؤولان بلندپايه‌ي سازمان هم اين نظر را تأييد مي‌كرد ولي همايش يادشده اين فرصت را به علاقه‌مندان داد تا در فضايي رسمي و كارشناسي پي‌گير موضوع باشند. اين همايش براي سازمان نيز اين حُسن را داشت تا توپ اعتراض را به زمين باستان‌شناسان بيندازد چرا كه اگر در آينده از سازمان انتقادي مي‌شد مسؤولان به نظر كارشناسي باستان‌شناسان استناد مي‌كردند و خود را تبرئه مي‌نمودند. اما:


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 14:31  توسط انجمن کهن دژ  | 

بيانيه شماره يک

به‌نام خداوند جان و خرد

آگاهيد كه قرار است با موافقت رييس «سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي و گردشگري»، آبگيري سد سيوند كه در شمال شهر شيراز و درون تنگه‌ي بُلاغي - ميان دو دشت مُرغاب (پاسارگاد) و مرودشت - ‏‏مراحل پاياني ساخت خود را مي‌گذراند، آغاز ‌شود. همان‌طور كه مي‌دانيد، تنگه‌ي بلاغي يكي از كم‌مانندترين موزه‌هاي طبيعي و زنده‌ي ايران است كه روند زندگى در آن در يك درازاى شگفت‌انگيز ده‌هزارساله قطع نشده است. به عبارتي ديگر در آن مي‌توان از همه‌ي اين دوره‌هاي پيشاتاريخي و تاريخي اسنادي را به‌دست آورد كه نه‌تنها خود آن اسناد از اهميت به‌سزايي در بررسي و شناخت تاريخ و فرهنگ ما برخوردارند (كه آبگيري آن سد مي‌تواند همه‌ي اين آثار را به زير غبار فراموشي و شايد نابودي ببرد)، بلكه خود تنگه يكي از ارزشمندترين سندهاي تاريخ ايران است. هم‌چنين رطوبت برخاسته از درياچه‌ي پشت سد در درازمدت بر زيست‌بوم منطقه تأثير گذاشته و با پديد آوردن و رشد دادن گياهان مخرب بر روي سازه‌هاي دشت پاسارگاد، به ويژه آرامگاه كوروش بزرگ (نماد جهاني ارج‌گزاري به حقوق بشر، و كسي كه به تعبير شادروان علامه طباطبايي در كتاب ديني ما از وي زير نام «ذوالقرنين» به نيكي ياد شده است)، اثرات ويران‌گري بر اين يادمان‌هاي گران‌قدر خواهد داشت. از اين‌رو مي‌خواهيم كه اين سد آبگيري نشود چرا كه نه‌تنها به گفته‌ي گروهي از كارشناسان - كه تحت تأثير فضاي سياسي و غيرعلمي تحميل‌شده قرار نگرفته‌اند - مطالعات جامع و دقيق كارشناسي هنوز به پايان نرسيده، بلكه نتايج آنچه هم كه تاكنون انجام شده دقيقا بر فاجعه‌بار بودن آبگيري اين سد مهر تأييد زده است: خدشه‌دار شدن ثبت جهاني پاسارگاد، تخريب سازههاي باستاني بر اثر بالا آمدن ميزان آبهاي زيرزميني، از ميان رفتن گذرگاه تاريخي عشاير و مراتع آن‌ها، محو وضعيت توپوگرافي منطقه‌ي بلاغي، احتمال وقوع زمين‌لرزه پس از آبگيري و آسيب‌هاي زيست‌محيطي ناشي از آن، هم‌چون نابودي حداقل 8 هزار اصله درخت 500 ساله و هزاران هكتار مرتع و زمين مرغوب كشاورزي و خاك و هم‌چنين گنجينه‌ي ژنتيکي غني تنگه، و مهم‌تر از همه، تشويش افكار عمومي و از دست رفتن اعتماد، آسيب‌هايي است كه از آبگيري سد سيوند حاصل مي‌شود. سرمايه‌ي ملي هزينه‌شده براي ساخت اين سد - كه متأسفانه اكثر آن در يك‌سال اخير و هم‌زمان با اوج گرفتن اعتراض‌ها به ساخت آن، هزينه شده است - هيچ قابل قياس با سرمايه‌ي انساني و اثر رواني ناگواري نيست كه بر ايرانيان دوستدار ميراث فرهنگي اين مرز و بوم خواهد داشت، اثري كه شايد بر روند وقايع آتي ايران تأثيرگذار باشد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 14:28  توسط انجمن کهن دژ  | 

گزارشي از همايشِ «گزارش يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران»

ميراث گذشتگان براي آيندگان هم هست

مردمان، ميراث‌داران طبيعت، تاريخ و فرهنگ هستند، ميراث‌داراني كه بايد در پاسداري از ميراثشان كوشا باشند. و اين وظيفه در سرزميني كه بارِ گران هزاران سال تمدن‌سازي و فرهنگ‌پروري را بر دوش مي‌كشد بسي گران‌تر است. ميراث‌هاي‌مان را – چه دست‌ساز و چه طبيعت‌پرور - نياكان‌مان در ميان بزرگ‌ترين هجوم‌هاي تاريخ، به‌سختي پاس داشته و به دستان ما سپرده‌اند اما ما بدون تعهد در برابر اين يادگارها، بدون توجه به وظيفه‌اي كه در برابر آيندگان داريم يا از روي ناآگاهي دست به نابودي‌شان زده‌ايم يا با بي‌توجهي و سكوت‌مان در برابر نابودي‌شان، سهمي در اين كار اهريمن‌پسند براي خود خريده‌ايم. به جهتِ هشدار به جامعه‌ي ايراني و گوشزدِ پاسداري از آن‌چه امروز ميراث تاريخي، فرهنگي و طبيعي ايران خوانده‌ مي‌شود و بيش از ديروز و ديروز‌ها خطر نابودي و ويراني آن ‌را تهديد مي‌كند، دوم ‌تيرماه به كوشش «ديده‌بان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران» و «خانه‌ فرآوران ايران» همايشي با نام «گزارش يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران» برگزار شد. همايشي كه در آن سخنراناني صاحب‌نظر، پيرامون ميراث‌هاي در خطرمان و دلايل ويراني آنها و اثرات و پيامدهاي اين ويراني‌ها، سخن گفتند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 15:44  توسط انجمن کهن دژ  | 
 
  بالا