تبليغاتX
انجمن ایرانشناسی کهن دژ
 
انجمن ایرانشناسی کهن دژ
 
 
ایران سرفراز نامت بلند باد
 

جشن فرخنده مهرگان

بر ايرانيان مهر انديش و نيک کردار شاد باد

انجمن ايران شناسي کهن دژ

مهرماه 1388 خورشيدي

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 11:57  توسط انجمن کهن دژ  | 

ثبت جهاني

نوروز

که به واقع مي تواند محور اتحاد فرهنگي تمامي باشندگان

درپهنه ايران فرهنگي بزرگ باشد و

رديف موسيقي ايراني

که يکي ديگر از نمادهاي جاودان ايرانيان در جهت بالندگي هنر بشري است در ليست ميراث  ناملموس جهاني رابه تمامي فرزندان ايران و تمامي ملل برگزار کننده اين جشن شاد باش مي گوييم

انجمن ايران شناسي کهن دژ

10 مهر 1388 خورشيدي

 |+| نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 20:49  توسط انجمن کهن دژ  | 

من چراغم در این خانه می سوزد

حسین زندی

هموند هیات راهبری انجمن ایران شناسی کهن دژ

 

بی گمان برای مخاطبان موسیقی ایرانی آسان نیست با مرگ هنرمندی که با نوای آهنگ هایش عاشق شده اند، شادی کرده اند ، غمگین شده اند ، اعتراض کرده اند وآثارش را مدام زمزمه کرده اند کنار بیایند بویژه اگر آن هنرمند استاد پرویز مشکاتیان باشد

موسیقیدانی که بهترین اجراهای خوانندگانی چون استاد شجریان ، شهرام ناظری ، بسطامی ، حمید رضا نوربخش ازساخته های اوست .مردم این سرزمین بیش از سی سال در دردهای مشترکشان با عزیزانشان  همرا شده اند وسرود « رزم مشترک » اور اسرداده اند اودر طی این سی سال  در کنار آهنگسازانی چون حسین علیزاده ، هوشنگ کامکار ، و....موسیقی سنتی را از سکوت و سقوط  نجات داد و به بالندگی رسانید مشکاتیان درکنار آهنگ سازی ونوازندگی سنتور , سه تاررا نیز در کمال استادی و بسیارشیرین می نواخت که به آثاری چون «سر عشق » و«سرو آزاد» می توان اشاره کرد او  شعر را خوب می شناخت وهمچنین قلم شیرین همراه با طنز پنهان اورا خوانندگان نشریات دهه ی شصت وهفتاد بویژه در«دنیای سخن» و «آدینه» و....از یاد نمی برند سال ها قبل وقتی اظهار نظر های شاملو رادرمورد موسیقی و شاهنامه ی فردوسی و پاسخ محمد رضا لطفی را خواند  یادداشتی درمجله ی دنیای سخن شماره ی سی وهشت می نویسد تلاش میکند بی طرفانه ومنتقدانه هردو را از «حتاکی وفحاشی» بر حذر دارد وضمن تجلیل از نوازندگی لطفی وشعر شاملو یادآور می شود : شاملو شاعری است بسیار توانا و پرجوش ولی ادیب نیست کم اتفاق می افتد ادیبی شاعر هم باشد چون خانلری و شفیعی کدکنی و یا اشاره به بلایی که حکومت برسرموسیقی آورده درپاسخ لطفی که گفته بود : می خواسته روی شعر شاملو ، موسیقی بگذارد ولی نتوانسته، می نویسد : این البته اشکال شعر شاملونیست دامنه ی موسیقی به قدری گسترده و انتزاعی است که می شود روی کلام منثور هم موسیقی گذاشت و شعر زیبایی از شاملو را شاهد می آورد

شب که جوی نقره مهتاب

بیکران دشت را دریاچه می سازد

من شراع زورق اندیشه ام را می گشایم در مسیر باد ...

و در پاسخ شاملو که از حزن حاکم بر موسیقی ایران سخن گفته بود از شرایط اجتماعی حاکم بر کشور می نویسد و می گوید تاریخ این سرزمین را از یاد نبریم آهنگسازی را که حزن سراپای او را احاطه کرده اگر موسیقی شاد بسازد خنده دار می شود ... من هم فکر می کنم که یک ملت خمود , غمگین , گریه آلود و منزوی که یارای گفتن هر آنچه که لااقل به آن معتقد است را ندارد ملت موفقی نیست و وظیفه هنر مندان است که به مردم روحیه بدهند ... من هم به عنوان یک عضو این جامعه دلم به غایت و نهایت می گیرد هنگامی که می بینم بچه های مدرسه سیاه پوشیده اند و بزرگترها از رنگ غافل مانده اند

مشکاتیان درد موسیقی داشت درد مردم و درد میهن با شناختی که از ادبیاتی ایران داشت انتخاب اشعار در آثارش با شرایط روز جامعه همخوانی داشت کمتر کنسرتی از او می توان به یاد آورد که نامی و اثری در بزرگی وطن در او نباشد تصنیف های ای وطن , درد مشترک و ایرانی .... از آن دسته اند

او شرایط آن را داشت که ایران را ترک نموده و در ونیز زندگی کند اما ماند و مانند شاملو که گفت من اینجاییم و چراغم در این خانه می سوزد با زندگی جنگید و سوخت , خیام گونه زیست و در کنار عطار آرمید

                                                                             

یادش گرامی باد

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 18:32  توسط انجمن کهن دژ  | 

امشب همه غمهاي عالم را خبر کن

بنشين و با من گريه سر کن , گريه سر کن

اي ميهن       اي داد

سرو آزاد موسيقي ميهن

استاد پرويز مشکاتيان در گذشت

ما نيز همراه تمامي علاقمندان به فرهنگ ايران زمين

در غم از دست دادنش به سوگ مي نشينيم

يادش همواره گرامي باد

انجمن ايران شناسي کهن دژ

31 شهريور ماه 1388 خورشيدي

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 21:12  توسط انجمن کهن دژ  | 

يکم شهريورماه

روز همدان

پايتخت تاريخ و تمدن ايران زمين گرامي باد

انجمن ايرانشناسي کهن دژ

همدان يکم شهريور ماه1388 خورشيدي

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 18:30  توسط انجمن کهن دژ  | 

آشنايي با صنايع دستي استان همدان(۱)

گردآوري فاطمه رحيمي هموند انجمن

مقدمه

صنايع دستي به صنايعي گفته مي شود كه تمام يا قسمتي از مراحل توليد آن توسط دست و با تغيير شكل در مواد اوليه ساخته مي شود

صنايع دستي همدان قدمتي به اندازه تاريخ آن دارد. صنايع هر منطقه از خصوصيات قومي ـ ملي و جغرافيايي آن سرچشمه مي گيرد و هنرمندان از جغرافياي منطقه اي خود الهام مي گيرند، هنرمندان و صنعتگران همداني نيز از اين امر مستثني نبوده اند. صنايع دستي استان همدان از شهرت بسزايي در سطح كشور برخوردار است و از ميان آنها برخي اهميت جهاني و صادراتي نيز دارند كه در ادامه به آنها مي پردازيم

استان همدان از قديم الايام مهر هنر و صنعت بوده و از آن جا كه همدان با توجه به قدمت تاريخي خود در مسير اتصال شهرهاي مختلفي قرار داشته دسترسي به مرزهاي غرب كشور از طريق همدان صورت مي گرفته لذا بررسي گذشته و حال صنايع اين خطه نشان دهنده اين است كه اين شهر از نظر تنوع رشته هاي صنايع دستي و جايگاه آن در كشور از سرآمدان بوده است

در اين تحقيق به صنايعي كه در گذشته نقش سازنده اي در اقتصاد استان داشته و اكنون منسوخ شده و همين طور صنايعي كه امروزه فعال مي باشد مي پردازيم

معرفي صنايع دستي استان همدان

 

استان همدان با مساحت 20172 كيلومتر مربع، 1/2 مساحت كل كشور را در برمي گيرد اين استان بين مدارهاي 59 درجه و 33 دقيقه تا 49 درجه و 35 دقيقه عرض شمالي و  34 درجه و 47 دقيقه تا 36درجه و49 دقيقه  طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است. استان همدان جزء استانهاي غربي ايران محسوب مي شود و از نظر تقسيمات كشوري 8 شهرستان، 21 شهر، 20 بخش و 120 روستا دارد. شهرستانهاي استان عبارتند از همدان، ملاير، تويسركان، نهاوند، اسدآباد، كبودرآهنگ، بهار و رزن كه مركز آن همدان مي باشد، هر كدام از اين شهرستانها و توابع در زمينه صنايع دستي فعاليت دارند

به گفته خانم بهجت عباسي (كارشناس ميراث فرهنگي) حدود 150 رشته رايج صنايع دستي در استان شناسايي شده اند که از اين ميان 130رشته به صورت فعال و نيمه فعال هستند و 18رشته منسوخ شده است 0 صنايع مهمي كه در راس ديگر صنايع منشعب از آن ها قرار دارند به شرح زير است

1-               نساجي سنتي

2-               بافته هاي داري

3-               زيرانداز سنتي

4-               پوشاك سنتي

5-               چاپ سنتي

6-               سفال و سراميك و كاشي سنتي

7-               صنايع دستي چرمي

8-               هنرهاي دستي وابسته به معماري

9-               صنايع دستي فلزي

10-           صنايع چوبي

11-           صنايع سنگي

12-             صنايع مستظرفه

13-             آبگينه

14-           هنرهاي وابسته به صنايع دستي

15-             رودوزي سنتي

در ادامه به رايج ترين اين صنايع در سطح استان همدان مي پردازيم.

رشته هايي كه در گذشته در سطح استان فعال بودند اما امروز در حال منسوخ شدن هستند و يا به كل منسوخ شده اند به شرح زير است

رشته هاي منسوخ شده

نخ بافي و نخ ريسي       2- موتابي       3- شانه سازي (چوبي)  4-علاقبندي

5- ماشه بافي (چادرشب) 6- پتوبافي       7- شال بافي  8-پوستين دوزي  

9- قاشق تراشي 10- صندوق سازي      11- چاپ قلمكار (پارچه قلمكار) 12- ورشوسازي 13- حصيربافي  14- خورجين بافي          15- زري بافي

16- شيشه گري فوتي   17- عبا بافي   18- جلد سازي

رشته هاي در حال منسوخ:                               

1- ارسي سازي 2- موج بافي3- آجيده دوزي4- جاجيم بافي5- صحافي سنتي       

6- حلبي سازي7- مسگري8- سفيدگري9- كفش دوزي دستي     10- چلنگري              11- دباغي سنتي12- تراش شيشه13- چاقوسازي14- قفل سازي15- گره چيني 16- سفال سازي در فرسفج و توچغاز

معرفي برخي صنايع منسوخ شده

1- پوستين دوزي

در گذشته پوستين دوزي از مهمترين مشاغل در سطح شهر و روستاها بوده. اما امروزه به علت گراني بيش از حد پوست هر روزه از تعداد اين افراد كاسته مي شود. هم اكنون عده بسيار كمي از روستائيان مبادرت به اين امر مي كنند

مثلا در قروه در جزين  طبق تحقيقات ميراث فرهنگي در سال 82، 8 نفر به عنوان شغل دوم به اين كار مشغول بودند كه در اوقات بيكاري و در منزل خود به پوستين دوزي مي پرداختند. به اين ترتيب كه پوستين دوزان، پوست گوسفند و بره را پس از پاكيزه ساختن و بدون تراشيدن پشم آن با استفاده از مواد اوليه ساده اي همانند آرد جو، زاج و مازوج به صورت پوستين و يا زيرانداز درمي آورند

2- موتابي

در قديم با استفاده از موي بز رشته هاي مختلفي از نخ و طناب توليد مي گرديد و با توجه به كيفيت و دوام آن و همچنين حالت كشساني فراوان آن در امور كشاورزي و دامداري استفاده مي کردند. در حدود 50 سال پيش تعداد حدوداً 400 چرخ موتابي در شهر همدان وجود داشت كه روي هر كدام يك نفر كار مي كرده. اين مراكز در نقاط مختلف شهر پراكنده بودند ولي مركز آنها در بازار همدان در قيصريه موتاب خانه متمركز بود. در حال حاضر از كليه موتابهاي قديم همدان فقط يك نفر به نام سيد موتاب در محله گازران همدان در حال كار مي باشد و راستاي موتاب خانه همدان هم تبديل به فروشگاههاي خريد و فروش خامه و مواد اوليه قالي بافي و ساير كالاها شده است

3- نخ تابي

در گذشته نخ تابي در همدان، نهاوند، تويسركان و كبودرآهنگ رونق خاصي داشت. اكنون با گذشت زمان اين كار توسط كارخانجات و يا دستگاههاي نخ تابي انجام مي‌شود و فقط تعداد كمي در منازل خود براي مصرف خانگي به نخ تابي مشغول هستند

4- شانه سازي

شانه سازي رشته اي ديگر از صنايع دستي قديم همدان است و از چوب توليد شده كه حدود 25 كارگاه در قديم در بازار همدان مشغول به كار بوده اند با توجه به رواج كالاهاي جديد مصرف اين كالا كاهش يافته و در حال حاضر 2 نفر مشغول به اين كار هستند.

5- علاقبندي

يكي ازپيشه هايي كه در قديم رواج داشته حرفه علاقبندي است، علاقبندان كساني بودند كه با استفاده از انواع نخ محصولاتي مثل ريسمان، بند تسبيح، ريسه هاي نخي، نخ كفاشي و ... توليد مي كردند كه در كاروانسراهاي علاقبندها مستقر بودند و حدود 20 مغازه در اين زمينه وجود داشته كه از مشهورترين آنها مي توان از حاج آقا ابريشم چي و تابيده چي و ... نام برد در حال حاضر با توجه به تغييراتي كه بعمل آمده اين حرفه رواج چنداني ندارد و فقط 2 نفر بصورت سطحي به اين كار اشتغال دارند

معرفي برخي صنايع در حال منسوخ

 

1- دباغي (توليد چرم بطريقه سنتي)

صنعت چرم سازي از روزگاران گذشته در همدان رواج داشته بدليل وفور دام و مواد گياهي و آب فراوان كه در توليد آن سهم بزرگي دارند معمول بود و يكي از مهمترين اقلام بازرگاني محسوب مي شده در گذشته هاي دور در همدان 3 دباغخانه وجود داشته: دباغخانه سنگ شير، دباقخانه قانتوردربلوار سفيد آبي و دباغخانه آقايي واقع در بلوار سفيد آبي، متاسفانه پس از گذشت زمان دباغخانه سنگ شير وقانتورکه حدود 20الي25 کارگاه در آن وجود داشته به مرور تعطيل و از بين رفته انداکنون 6دباغخانه دراستان فعال هستند(1دباغخانه در ملاير، 2 دباغخانه در تويسرکان و 3 دباغخانه در همدان)

چارلز عيسوي در كتاب خود بنام اقتصاد ايران مي نويسد در سال 1288 هـ. ش در همدان 400 مغازه كوچك چرم سازي وجود داشته است كه سه سال بعد به 300 مغازه تقليل پيدا كرده كه علت آن را وجود چند كارگاه توليد چرم مي داند كه در سطح گسترده اي در شهر فعاليت مي كردند

در سال 1311 اولين کارخانه چرم سازي ماشيني همدان توسط ارباب اردشير يگانگي زردشتي در حومه همدان در محلي به نام منوچهري وزميني به مساحت 9400 متر تاسيس شد

دكتر ربيعي در كتاب جغرافياي مفصل ايران مي نويسد تاريخ واقعي صنعت چرم سازي ايران را بايد از تاريخ فعاليت چرم سازي در همدان دانست و از آن پس اين صنعت بتدريج در كشور توسعه يافت تا آنجايي كه از يك كارخانه در سال 1311 به 22 كارخانه در سال 1337 افزايش يافت

2- كفش دوزي

مجموعاً در كل شهر همدان و تا حدود 30 سال پيش  تعداد 400 الي ×500 واحد كفش دوزي وجود داشته كه در كل شهر پراكنده بوده اند ولي مراكز اصلي آن در دو بازارچه كفاشخانه بزرگ و كفاشخانه كوچك در داخل بازار قديمي همدان است كه حدود 90 كارگاه را در خود جاي مي داده و هر كارگاه بطور متوسط 8 كارگر داشت

3- توليد مصنوعات فلزي آهني

از دوران قديم تبديل آهن يا فولاد به كالاهاي مصرفي يكي از مشاغل مهم محسوب مي‌شده در بازار همدان در جوار مسجد جامع راستايي وجود دارد بنام بازار چاقوسازها كه در قديم حدود 30 كارگاه وجود داشته در اين كارگاهها حدود 100 نفر كار مي كردند اكنون با گذشت حدود 30 سال بتدريج با رواج توليد و مصرف كالاهاي ماشيني كه به مراتب قيمت كمتري را دارد مصرف اين نوع كالاها رو به كاهش گذاشته است و تهيه آنها در حال حاضر به 6 كارگاه تقليل يافته

4- جاجيم بافي

در قديم حرفه اي وجود داشته كه طي آن پارچه هاي شبيه به گليم و با استفاده از نخ و پشم توليد مي شده كه به آن جاجيم مي گفتند. اين صنعت بصورت عمده در روستاها بوده و در حدود 100 سال پيش قسمت اعظم روستاهاي استان صاحب اين صنعت بوده اند و به مرور زمان اين صنعت رو به زوال گذاشته  كه تا 15 سال قبل هم در برخي از روستاها مانند روستاهاي كيتو، خالق وردي و كچل احمد از توابع شهرستان كبودرآهنگ بافته مي شده كه آن را هم جمع كرده اند

5- گيوه و آجيده بافي

گيوه هايي كه اكنون در سطح استان توليد مي شوند اكثراً اصالت نداشته زيرا يا رويه يا زيره آنها و يا هر دوي آنها از مواد غير طبيعي ساخته مي شوند در بخش گيوه بافي رايج  در استان بيشتر به اين صنعت مي پردازيم

6- مسگري و سفيد گري

حدود 50 سال قبل در بازار قديم همدان قسمتي سر پوشيده وجود داشته كه به قيصريه مس گرخانه معروف بوده اكنون سقف آن را برداشته اند و به راستاي مس گرخانه معروف است در آن زمان حدود 40 كارگاه بوده و بطور متوسط در هر كارگاه 7 نفر كار مي كردند كه قريب به 300 نفر مي شده اند

7- تراش شيشه

در گذشته در همدان تعداد معدودي کارگاه شيشه گري سنتي وجود داشته که اکنون از آنها اثري نمانده فقط يک واحد در روستاي آکنلو از توابع شهرستان کبودر آهنگ در اين زمينه فعاليت دارد تراش روي شيشه يکي از صنايع وابسته به شيشه گري مي باشد که با ايجاد نقوش و طرحها و خطوط برجسته بر روي شيشه زيبايي خاصي در ظروف ايجاد ميکند

در سال 1374 با ايجاد مراکز آموزش تراش شيشه از طرف صندوق فرصت هاي شغلي اداره کار در محلي نزديک شهرک مدني تعدادي از علاقه مندان جذب اين کار شدند امابا توجه به اينکه بازار فروشي نداشتند متقاضي شرکت در اين کلاسها کاهش يافت تا بدانجا که اين مرکز نيز بسته شد

در پايان اين بخش اضافه مي کنيم که سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي استان همدان آموزش صنايع دستي را که داراي توجيه اقتصادي باشند را دنبال کرده و با اين رويکرد از دهه 70 رشته هايي چون چرم،گليم بافي ،گره چيني،جاجيم بافي و... را در بحث آموزش صنايع دستي قرارداده است



 

 |+| نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 19:45  توسط انجمن کهن دژ  | 

توضيح مهم در مورد سند مطالبات انجمن

 

با توجه به اين که برخي از موارد , راهکارها و پيشنهادات ارائه شده در اين سند براي اولين بار است که به اين شکل در فضاي جامعه مدني ايران مطرح مي گردد لذا خواهشمنديم به منظور ارج نهادن به اخلاق کار دسته جمعي و حرکت مدني در صورت هرگونه استفاده به منبع توايد آن ( انجمن ايران شناسي کهن دژ) و تارنگار اين انجمن اشاره فرماييد

در ضمن انجمن ايران شناسي کهن دژ راهکار عملي هر يک از پيشنهادات مطرح شده در اين سند را اختيار دارد و در هر زمان که فضاي اجرا آنها مهيا باشد مي تواند اين راهکارها را با مجريان مربوطه در ميان گذارد

 

سند مطالبات

انجمن ايران شناسي

کهن دژ

خطاب به نامزدهاي رياست جمهوري

و عموم تلاشگران مدني

تهيه شده توسط

کميته تدوين بيانيه هاي راهبردي

 

با سپاس ويژه از تمامي سروران گرامي در نهادهاي مدني و کارشناسان محترم ميراث فرهنگي ومحيط زيست که در تهيه اين سند متواضعانه ياريمان  نموده اند

همدان

ارديبهشت ماه 1388

گفتار آغازين

 

انجمن ايران شناسي کهن دژ با توجه به شرايط موجود و با نگاه به آينده روشني که مي بايد و مي تواند عاري از کاستي ها , در سايه تکاپويي شبانه روزي , سرفرازي سرزمينمان را به ارمغان آورد , سند مطالبات خود را به عنوان يکي از بيانيه هاي بنيادين انجمن در آستانه برگزاري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري خطاب به نامزدهاي اين دوره و تمامي تلاشگران مدني ارائه نموده و همانطور که در بندهاي اين بيانيه تلاش نموده است , زين پس نيز خواهد کوشيد تا راهکار هايي را که به زعم ياران کهن دژ مي تواند گشاينده گرهي و يا تسهيل گر راهي باشد با همگان درميان گذارد

در ابتدا ذکر اين نکته ضروري است که با توجه به منشور و فعاليتهاي انجمن که به ويژه در زمينه ايران شناسي , ميراث فرهنگي و محيط زيست مي باشد , انجمن ضمن احترام به تمامي تلاشگران حوزه هاي سياسي , اجتماعي و اقتصادي تنها به صورت اختصار به برخي از مطالبات خود در دو بخش مسائل ساختاري تشکلها و ميراث فرهنگي و محيط زيست پرداخته و در نهايت پيشنهاد ويژه انجمن در خصوص تشکيل يک کميته چهارگانه براي حل منطقي برخي از مسائل را که راهکار عملي آن چندين سال است توسط انجمن بررسي گرديده است ارائه مي نمايد

 

بخش نخست : پيشتهاداتي براي هر چه بهتر شدن فضاي حرکت هاي مدني

 

1) ايجاد فرصتهاي برابر براي تمامي شهروندان ايران در جهت راه اندازي نهادهاي مدني فرهنگي و اجتماعي

2) انتخاب يک معاون ويژه در امور سازمان هاي غير دولتي ( مانند معاون پارلماني) با توجه به نظر اکثريت فعالان اين عرصه به منظور ارتباط مستقيم و مستمر با اين مجموعه ها و ايجاد بانک اطلاعاتي تشکلهاي غير دولتي فرهنگي  و اجتماعي کشور

3) حذف لزوم اخذ مجوز براي فعاليت سازمانهاي غير دولتي و مردم نهاد و جايگزيني آن با« شناسنامه ي موجوديت مدني» براي تشکلها که مي تواند از طرف موسسين و يا گردانندگان اين تشکلها به نهاد دولتي مرتبط ( دفاتر ارتباط با نهاد هاي مدني در فرمانداري يا بخشداري ها ) بدون نياز به تاييد خاص دولتي و تنها به منظور شناسايي کلي آنها و ارتباطا ت لازم ارئه گردد

4) هماهنگي با تشکلهاي مدني در انتصاب مديران سازمانها و وزرايي که درارتباط مستقيم با فعاليتهاي تخصصي اين مجموعه ها قرار دارند و اتخاذ راهکاري براي ايجاد يک معاونت خاص در اين وزارت خانه ها و يا سازمان ها به منظور ارتباط مستمر با نهادهاي مدني تخصصي در آن حوزه و ايجاد فرايندي به منظور انتخاب مديران کل استاني آنها به همين شيوه

5) تشکيل مجمع ملي سازمانهاي غير دولتي در حوزه فرهنگي –  اجتماعي و واگذاري برخي از تصميم گيري هاي اجرايي مربوط به حوزه فعاليتهاي آنان به اين مجمع به منظور کاهش تصدي گري دولت و افزايش نقش نهادهاي مدني در تصميم سازي , تصميم گيري و اجراي بهينه پروژه هايي که مي تواند به توسعه اي پايدار و هدفمند منجر گردد

6) راه اندازي دوباره فدراسيونهاي تخصصي در زمينه هاي فعاليت تشکلها به صورتي علمي و کاراتر در استانها و شهرستانها و ايجاد شرايط لازم براي شرکت نمايندگان اين فدراسيونها در کارگروه هاي دولتي مناطق خود در زمينه فعاليت مرتبط

7) ابلاغ دستورات لازم به وزرايي که با فعاليتهاي تخصصي اين سازمانها در ارتباط هستند به جهت تهيه دستور العمل لازم به منظور همکاري مديريت کل اين وزارت خانه ها در هر استان با تشکلها و امکان استفاده آنان از امکانات عمومي موجود به ويژه سالنهاي اجتماعات , امکانات چاپ و تکثيرات و دسترسي به  اطلاعات لازم براي پژوهش و تحقيقات

8) طراحي فرايند هاي لازم به منظور تسهيل در بهره گيري هر چه بيشتر سازمانهاي غير دولتي به عنوان نمايندگان وجدان اجتماعي از وسايل ارتباط جمعي و امکانات اطلاع رساني عمومي و انتشار آسان تر و کم هزينه تر نشريات و گاه نامه هاي اين سازمان ها

9)  تسهيل در ايجاد زمينه هاي لازم براي ارتباط تخصصي و علمي سازمان هاي غيردولتي با موسسات فرهنگي و پژوهشي ديگر کشورها به منظور بهره گيري از تجارب موفقيت آميز آنان و معرفي فرهنگ و تمدن غني ايران به تلاشگران فرهنگي ساير ملل

10) طراحي و تصويب آيين نامه هايي جهت افزايش تعامل دوسويه بين ارگان هاي دولتي و سازمانهاي غير دولتي به منظور افزايش هر چه بيشتر توانمندي سازمان هاي دولتي و استفاده بهينه از نيروي بالقوه موجود در تشکل هاي غير دولتي به شرح زير:

الف : اختصاص بخشي از بودجه هاي پژوهشي و تحقيقاتي سازمان هاي دولتي به تشکلهاي غير دولتي مرتبط

ب : برگزاري نشست هاي مستمر با حضور نمايندگان سازمان هاي دولتي و غير دولتي به منظور راه اندازي اتاق فکر مشترک  , بهبود عملکرد ها , بررسي مشکلات و امکانات موجود و طرح پيشنهادات تشکلها

پ : برگزاري کارگاه هاي آموزشي توسط متخصصين تشکلهاي غير دولتي براي پرسنل سازمانهاي دولتي و ديگر علاقه مندان و برگزاري دوره هاي نظري و عملي توسط کارشناسان خبره دولتي به جهت افزايش توانمندي عملي و فکري فعالين مدني

ت : حمايت مادي و معنوي از ايده هاي نو و الگوهاي تازه اي که جهت دستيابي سريع , موثر و کم هزينه توسط سازمان هاي غير دولتي به اجرا گذاشته شده و يا پيشنهاد گرديده است

ث : طراحي کارگروه هاي تخصصي مشترک به جهت مشارکت در اجراي بهينه طرح هاي کلان ملي به ويژه در بخشهاي آموزشي و پژوهشي و معرفي دستاوردها و توانمنديهاي تشکلها به بخشهاي دولتي و خصوصي و استفاده از امکانات و تجربيات مردمي و منطقه اي تشکل هاي غير دولتي جهت تسريع در دستيابي به اهداف مورد نظر

 

بخش دوم : پيشنهاداتي براي ميراث فرهنگي و محيط زيست

 

1) تبديل سازمان ميراث فرهنگي و محيط زيست به وزارت خانه , مانند آنچه در بسياري از کشورها رايج است

2) انتصاب افراد شايسته و متخصص در راس وزارت خانه ها و سازمان هاي تخصصي ضمن همفکري با نمايندگان سازمانهاي غير دولتي در اين زمينه به جاي توجه صرف به روابط سياسي مديران

3) انتصاب يک مشاور و بازرس ويژه رياست جمهوري براي نظارت هر چه بيشتر بر اجراي صحيح قوانين موجود در زمينه حفاظت از ميراث فرهنگي و محيط زيست

4) تلاش در جهت تهيه نقشه جامع تاريخي , باستان شناسي و محيط زيستي کشور و انجام هر يک از پروژه هاي عمراني  وزارتخانه ها با توجه به اين نقشه

5 ) نگاه ويژه به اصل اساسي توسعه پايدار به مفهوم حفظ ذخاير زيستي و بشري و صيانت از ميراث فرهنگي و تاريخي کشور (به عنوان سند هويت ملي )که امروزه در تمامي جوامع پيشرفته و در حال توسعه جهان به عنوان مبناي اصلي براي پذيرش عمومي و اجراي هر يک از طرح هاي صنعتي و عمراني مورد توجه ويژه قرار مي گيرد همچنين جلوگيري از اجراي هرگونه پروژه اي که باعث تخريب اين آثار گردد و برتري  دادن نظر کارشناسان و متخصصان نسبت به توجيهات اقتصادي و يا عمراني پروژه ها

6) دفاع از ميراث معنوي و مفاخر ملي ايران در سطح  بين المللي و جلوگيري از مصادره مظاهر فرهنگي و تاريخي کشور توسط ديگر کشورها با استفاده از تمامي ابزارهاي ملي و بين المللي

7) توجه به نيازهاي فرهنگي و اجتماعي مناطق مختلف کشور در طرح آمايش سرزمين و تلاش براي تکميل و ارائه سريعتر آن

8) توجه به دفاع از منافع سرزميني و فرهنگي به ويژه در خليج فارس و درياي مازندران براي نمونه مقابله با ادعاي واهي سران عرب در مورد جزاير سه گانه ايراني , تغيير نام جعلي اين دريا و حق مسلم ايران در درياي مازندران و استفاده نادرست از نام خزر براي اين درياچه که متاسفانه در سالهاي گذشته در برخي مکاتبات رسمي نيز استفاده مي گردد به جاي عناوين ايراني همچون کاسپين , قزوين , و يا مازندران

9) معرفي هر چه بيشتر فرهنگ و تمدن غني و چندين هزار ساله ايران به جهانيان و ايجاد تسهيلات لازم براي سازمان هاي غير دولتي در اين زمينه

10) گسترش ايستگاه هاي دائمي در زيستگاه هاي محيط زيست و محوطه هاي باستاني و توجه خاص به حفظ جايگاه و پاسداشت در خور تلاش محيط بانان , جنگل بانان و يگان پاسبانان ميراث فرهنگي که همچنان از کمبود نفرات , امکانات و حقوق و مزاياي مکفي رنج مي برند اما بسياري از آنان همچنان با حس مسئوليت شخصي به تلاش خويش ادامه مي دهند

11) توجه ويژه به پايايي و پويايي فرهنگ ها و آداب و رسوم محلي مناطق مختلف ايران

12) نگاه ويژه به مقام و جايگاه مفاخر ملي ايران به عنوان ستونهاي استوار فرهنگ ايران زمين و نمادهاي جاودان تلاش ايرانيان در بالندگي تمدن بشري فارغ از قوميت , مذهب و يا گرايشات اجتماعي آنان در دوره خود

                                                               

بخش سوم : پيشنهاد ويژه انجمن ايران شناسي کهن دژ

تشکيل شوراي چهار گانه در برخي مناطق به منظور حل مشکلات منطقه اي

انجمن ايران شناسي کهن دژ به منظور حل برخي از مشکلات منطقه اي پيشنهاد مي نمايد شورايي مرکب از نمايندگان سازمانهاي دولتي مرتبط , بخش خصوصي , سازمانهاي غير دولتي و نيز نمايندگان جوامع (مناطق) محلي تشکيل گرديده که اين شوراي با توجه به طرحهاي کلان دولتي , سود آوري و توجيه اقتصادي بخش خصوصي و صنعتي , نگاه ويژه جوامع محلي به زودبازده بودن برخي طرح ها (که گاه مي تواند با توسعه پايدار در تقابل باشد) و نظر سازمانهاي غير دولتي (که به جهت عدم انتفاع اقتصادي , توجه به نظرات عمومي و بهره گيري از نظرات کارشناسي متخصصين علمي مي تواند به عنوان وجدان اجتماعي ضامن ايجاد توازن مابين سودآوري طرحها و توجه به توسعه پايدار و حفظ ذخاير زيستي و بشري باشد) زمينه يافتن راه حل منطقي , علمي و کم هزينه تر مادي و اجتماعي مشکلات چند گانه اي همچون مديريت منابع آب , استفاده از زمين هاي حاصل خيز و مراتع , تداخل زمينهاي کشاورزي با جنگلها و زيستگاه هاي حفاظت شده جانوري , ساخت طرحهاي عمراني , احداث جاده هاي اصلي, صنايع بزرگ و موارد بسيار ديگري که گاه در برخي از مناطق سالهاست سبب بروز اختلافات و کشمکش هاي بي حاصل مابين اين بخشها با يکديگر گرديده است را با ياري گرفتن از تمامي امکانات مادي و معنوي موجود فراهم سازد و ضمن توجه به توسعه اقتصادي و اجتماعي منطقه از تخريب محيط زيست و آسيب رساني به ميراث فرهنگي نيز جلوگيري به عمل آورد

 

پاينده ايران

سرفراز باد ايراني

هيان راهبري انجمن ايران شناسي کهن دژ

 

رايان نامه ( ايميل)  انجمن   :              kohandezh.ngo@gmail.com

 

 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:5  توسط انجمن کهن دژ  | 

بيانيه دوسازمان مردم نهاد در خصوص ادعاي تازه کشور هاي عربي

 

دو تشکل غير دولتي ديده‌بان خليج فارس و ديده‌بان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران با صدور بيانيه اي به مناسبت دهم ارديبهشت ماه روز ملي خليج فارس ضمن اشاره به گستاخي دولت‌هاي عربي که پيش از آغاز بازي‌هاي هم‌بستگي کشورهاي اسلامي رسماً از دولت ايران خواسته اند تا نام چند هزار ساله‌ي اين خليج را به ميل آنان تغيير دهد اين چنين ادامه داده اند که : "ما، ديده‌بان خليج فارس به نمايندگي شماري از احزاب ايران و ديده‌بان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران به نمايندگي شماري از سازمان‌هاي مردم‌نهاد ضمن درخواست از دولت جمهوري اسلامي ايران براي نشان دادن واکنشي شايسته و در خور در برابر چنين گستاخي‌هايي به ملّت ايران، از همه‌ي نامزدهاي انتخابات رياست‌جمهوري خواهانيم مواضع خود را درباره‌ي چگونگي پاسداري از منافع ملي، به‌ويژه مورد يادشده، آشکارا بيان کنند"

انجمن ايران شناسي کهن دژ نيز ضمن سپاس از اين بزرگواران

مخالفت خود را با اين ادعاي واهي اعلام مي دارد

 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:37  توسط انجمن کهن دژ  | 

دهم ارديبهشت

روز ملي خليج فارس

بر تمامي ايران دوستان و علاقه مندان

 به فرهنگ و تمدن کهن ايران زمين گرامي باد

انجمن ايران شناسي کهن دژ

 همدان دهم ارديبهشت ماه 1388 خورشيدي

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 12:26  توسط انجمن کهن دژ  | 

بيانيه اتحاديه انجمن­هاي علمي دانشجويان باستان­شناسي دانشگاه هاي کشور

دربارة تخريب ميراث فرهنگي در خوزستان

 

اتحاديه انجمن­هاي علمي دانشجويان باستان­شناسي دانشگاه هاي کشور با صدو بيانيه اي ضمن اشاره به آسيب­هاي جبران­ناپذيري که استمرار آنها مي تواند علاوه بر تخريب چهرة فرهنگ , تاريخ و معنويت کشور منجر به خدشه­دار شدن اعتماد عمومي نسبت به مديريتِ کلان ميراث فرهنگي کشور گردد و لزوم پاسخگو بودن ايشان با بر شمردن موارد  گوناگوني که در اين استان رخ داده است  خواستار توجه نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي (خصوصاً نمايندگان محترم استان خوزستان) براي رسيدگي به آنها شده و در پايان ابراز اميدواري نموده اند که مسئولان آگاه و دلسوز که اهميت و ارزش ميراث فرهنگي کشور را دانسته و خود را متعهد به حفظ آنها مي بينند ، ضمن جلوگيري از تکرار چنين اقدامات ضد فرهنگي ، حسن نيت خود را به عنوان پاسداران واقعي ميراث ملي به ملت بزرگ ايران نشان دهند.

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:36  توسط انجمن کهن دژ  | 

هشتمين جلسه از چهارمين سلسله نشستهاي آموزشي پژوهشي انجمن

هشتمين جلسه از نشستهاي آموزشي , پزوهشي انجمن کهن دژ درآدينه 4 ارديبهشت ماه 1388از ساعت 6تا8 پس از ظهر با ارائه کارگاه آموزشي روش تحقيق و کارگاه روش تحليل برگزارگرديد و اعضا انجمن در پايان اين کارگاه ضمن شاد باش جشن ارديبهشت گان در باره فرايند انجام برخي از برنامه هاي انجمن در سال 88 و موضوعات تحقيق برخي از اعضا به گفتگو پرداختند

« دفتر مردم داري ( روابط عمومي ) انجمن ايران شناسي کهن دژ »

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 12:16  توسط انجمن کهن دژ  | 

هفتمين جلسه از چهارمين سلسله نشستهاي آموزشي پژوهشي انجمن

هفتمين جلسه از نشستهاي آموزشي , پزوهشي انجمن کهن دژ درآدينه 21فروردين ماه 1388از ساعت 6تا8 پس از ظهر با ارائه کارگاه آموزشي روش تحقيق برگزارگرديد و اعضا انجمن در پايان اين کارگاه در باره برخي از برنامه هاي آتي انجمن به گفتگو پرداختند

« دفتر مردم داري ( روابط عمومي ) انجمن ايران شناسي کهن دژ »

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 18:16  توسط انجمن کهن دژ  | 

سرور ارجمند و هموند گرامي پيمان زيرکي عزيز

از طرف کليه ياران کهن دژ درگذشت پدر گراميتان را به شما و خانواده محترمتان سوگباش مي گوييم و از درگاه يکتاي پاک براي شما و ديگر بازماندگان دل آرامي آرزومنديم

هيات راهبري انجمن ايران شناسي کهن دژ

همدان 7 فروردين 1388 خورشيدي

 |+| نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 13:19  توسط انجمن کهن دژ  | 

ششمين جلسه از چهارمين سلسله نشستهاي آموزشي پژوهشي انجمن

ششمين جلسه از نشستهاي آموزشي , پزوهشي انجمن کهن دژ با حضور جمعي از اعضا درآدينه 7فروردين ماه 1388 برگزارگرديد و حاضرين ضمن ديد و بازديد نوروزي از کارگاه آموزشي روش تحقيق استفاده نمودند و در ادامه در باب پيشينه مراسم کهن سيزده بدر و فلسفه برگزاري آن گفتگو نمودن و در پايان با آرزوي موفقيت و پيروزي در سال پيش رو  به اولين جلسه سال 88 پايان دادند  

« دفتر مردم داري ( روابط عمومي ) انجمن ايران شناسي کهن دژ »

 |+| نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 13:18  توسط انجمن کهن دژ  | 

پيامهاي نوروزي برخي از اعضا

انجمن ايران شناسي کهن دژ

به مناسبت فرارسيدن نوروز و آغاز سال نو

 

با تقديم والاترين شادباش ها و آرزوي بهترين نيکويي ها آنچنان که دل خواستار آن است و با نگاهي به سمبل ها ي زيباي سفره نوروزي که همگي در تکاپوي آراستنش هستيم اميدوارم سال 1388 خورشيدي ايامي مملو از شادي و مسرت , عشق و محبت , روزي و ثروت , کاميابي و سعادت , يک دلي و وحدت , شادابي و طراوت , يک رنگي و رفاقت , وطن دوستي و شجاعت , ماندگاري و مودت , گذشت و انسانيت و فراواني وکثرت براي تمامي فرزندان ايران با هر ديدگاه , نژاد و آييني به ويژه همراهان گرامي ام در انجمن ايران شناسي کهن دژ باشد

نوروزتان شاد                   ايرنمان آباد

« بابک مغازه اي »

 

هنگام نوروز به راستي يگانه لحظه اي است که قلب تمامي هموطنان ما با نام و ياد ايران مي تپد ايراني که دامانش از هر مادري گرمتر و دستانش از هر پدري سخاوت مندتر است

نوروز بر تمامي فرزندان مام وطن چه آناني که در کنارعزيزترين نزديکان خود اولين شيريني سال را از دستان بزرگ جمع مي چشند و چه عزيزاني که دور از خاک وطن لحظه تحويل سال را با گلويي بغض آلود از دوري بستگان خود به سرور مي نشينند, شاد و خجسته باد

« پگاه مقدم »

 

« با شاخه هاي نرگس ,

شمع چراغ و آينه ,

... 

نوروز را به خانه خاموش مي برم

...» (1)

باشد که دروغ و کينه ريا با سال کهنه , کهنه شود و با نو شدن سال , همراه بهار سبز طبيعت, شادي صلح , گذشت و آزادي در بهار دل هم سرزمينانم جوانه زند

(1)   فريدون مشيري

دگر گشت سال 1388 خورشيدي را به همه باشندگان حوزه فرهنگي نوروز شادباش مي گوييم

 

« حسين زندي»« حيدر زندي » « نسرين زندي »

 

 

آمدن بهار جان تازه اي به طبيعت مي دهد پس با نگاهي تازه شاد زندگي کنيد تا زندگيتان بهاري شود

نوروزتان پيروز

« مرتضي حسين زاده »« علي زهره وند »

 

نوروز فصل شکفتنهاو رستنها است. باشد که در آغاز سال نو, مهر و دوستي دير پا در دل ما برويد و زمستان برون و درون را به بهاري هميشگي پيوند دهد.

«مهدي ترکمان»

 

بهار آمد بيا تا داد عمر رفته بستانيم                            به پاي سرو آزادي سر و دستي برافشانيم

به عهد گل زبان سوسن آزاد بگشاييم              که ماخود درد اين خون خوردن خاموش مي دانيم

 « سايه »

هم ميهنان نورزتان خجسته باد

« معصومه چراغي »

 

روز نو شد تا نوروزي ديگر فرا رسد.

در اين نوروز به ياد بزرگ مرد تاريخ ايران زمين اميدوارم خداوند ايران را از دشمن و قحطي و دروغ، محفوظ دارد.

نوروزتان پيروز و شادمانيتان پاينده باد.

« پيمان زيرکي »

 

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت

بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام

سال خرم، فال نيکو، مال وافر، حال خوش

اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام

نوروز باستاني بر تمامي باشندگان ايران فرهنگي بزرگ شادباد.

« زهرا شهبازي »

 

نوروز شکوهمند و اهورايي را به تمامي ملتها , کشورها و اقوامي که اين عيد باستاني را جشن مي گيرند بخصوص مردمان فلات ايران زمين تبريک و شادباش مي گويم و آرزوي سالي پر از مهر در سايه نور ايزدي را دارم

« بهروز حصاريان »

 

بهار طبيعت را بهانه مي دانيم براي بهاري کردن دلهامان

نوروز اين پر پيشينه ترين يادگار نياکانمان بر تمامي آنان که به پاسداشت اين آيين مي کوشند در سراسر گيتي به ويژه در گستره ايران فرهنگي شاد و خجسته باد

« ناهيد زندي »

 

سادگي همين لحظات بود که ما را بزرگ کرد ، دل دل کردن ها ،براي پوشيدن کفش نو  زير چشمي نگاه کردن به دستهاي که تا جيب شلوار بزرگتر ها مي رفت وبر مي گشت .اما فقط همين ها نبود حس عجيب تازگي هنوز هم مرا بي تاب مي کند . باشد که  مردمان سرزمينم همواره لحظه هايشان سرشار از روندگي و پويايي باشد.

نوروزتان پيروز

« راحله خاکباز »

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 13:16  توسط انجمن کهن دژ  | 
 
  بالا